X
تبلیغات
میثاق - مقالات ادبی مسلسل در چند شماره

میثاق

مقالات ادبی مسلسل در چند شماره

 

 

شاعران فارسي گوي عثماني

به روايت دانشنامه زبان و ادب فارسي

 

 به اهتمام: محمد طاهري خسروشاهي

 

آچيق باش

 محمود آيدي فرزند عبدالله از شاعران فارسي گوي عثماني در سده يازدهم هجري است. وي را از پيروان طريقت نقشبنديه ميدانند. مدتي در شهرهاي مختلف عثماني تدريس علم كرده و آثاري به نثر پديد آورده است. وي به زبان فارسي علاقه داشت و در شعر « رسمي » تخلص ميكرد.

در باديه عشق تو سر گشته و حيران

باشد كه به خاك در خود راهنمايي

منت به شه عشق كه « رسمي » تو به عالم

آزاده چون كشمكش خوف و رجايي

 

آذري

ابراهيم چلبي نواده احمد افندي از شاعران فارسي سراي عثماني است كه سال وفاتش را 933 قمري دانستهاند. پدر و برادران او از كارگزاران حكومت بودند. ابراهيم به مسند قضا نشست و تا پايان عمر در منصب قضاي شهر حماة ( در سوريه ) باقي ماند.

او در شاعري چيره دست بود و « آذري » تخلص ميكرد. در قالبهاي عمده شعر فارسي همچون مسدس و مخمس، غزل و قصيده طبع آزمايي كرده و مثنوي « نقش خيال » را به تقليد از مخزن الاسرار سروده است.

آشچي زاده

حسن چلبي از مريدان مكتب مولويه و از دوستداران شعر فارسي در عثماني است كه در 942 قمري وفات يافته است. وي مردي درويش مسلك بود و با قناعت به سر ميبرد. از اوست:

از شمسة‌ تيغ تو جهان پر نور است

اي آن كه به روز رزم چون مريخ است

آق شمس الدين زاده

حمدالله محمد از شاعران خوش قريحه عثماني است كه به سال 853 قمري در شهر گونيوك زاده شد و در 909 قمري در همان جا درگذشت. او اگر چه شيفته علم طب بود، با شاعران بزرگ ايران از جمله عبدالرحمان جامي دوستي داشت و آثار خود را به تقليد از نظامي ميسرود. ديوان شعر ( فارسي - تركي )، مثنوي احمديه، مثنوي يوسف و زليخا و مثنوي مولد نبي ( نعت پيامبر ) از آثار اوست.

 

آق يورك

احمد رمزي به سال 1872 ميلادي در قيصريه زاده شد و در 1944 در استانبول درگذشت. اين شاعر عثماني پس از فراگيري علوم زمان اقدام به تدريس زبان فارسي و متون كهن تصوف ايراني كرد و مدتي سرپرستي نهادهاي مولويه را بر عهده گرفت.

تحفة الصائمين ( در روزه )، گلزار عشق ( در عرفان ) دستور زبان منظوم فارسي، مجموعهاي برگزيده از اشعار حافظ و صائب از جمله آثار اوست.

آهي

بن لي حسن، اديب و شاعر عثماني به سال 923 قمري در استانبول زاده شد. پدرش بازرگان بود اما او به دانش اندوزي و تحصيل علاقه داشت. او از علاقهمندان شعر و ادب فارسي بود و در شعر « آهي » تخلص ميكرد.

از آثار آهي ميتوان به شيرين و پرويز ( به تقليد از نظامي ) و حسن ودل ( نظم و نثر به تقليد از فتاحي نيشابوري ) اشاره كرد.

ابراهيم ارزرومي

اين شاعر و تاريخ نگار عثماني مشهور به خواجه جان پولاد زاده و متخلص به ملهمي است كه در 1060 قمري در استانبول زاده شد.

سلطان روزگارش ( مراد چهارم عثماني ) از وي خواست تا حوادث پادشاهي او را به نظم آورد، شاعر نيز با الهام از فردوسي « شهنشاهنامه مرادي » را به زبان فارسي سرود. وي در مقدمة كتابهاي خود علت تأليف اين آثار به زبان فارسي را « به خاطر فهم آسان پادشاه عثماني » ميداند. اگر چه در اين سالها، زبان محاورهاي مردم عثماني تركي بوده است.

شهنشاهنامه مرادي با اين بيت آغاز ميشود:

به نام خداي جهان آفرين

برآرندة آسمان و زمين

 

ابراهيم بيگ

ابراهيم ادهم باش آقازاده از شاعران و نويسندگان فارسي گوي عثماني است كه به سال 1256 قمري زاده شد و در 1320 هجري درگذشت.

وي در طول عمر خود عهدهدار مشاغل دولتي بود و نخستين كسي است كه سرگذشت مردان نامدار كشورش را نوشت.

وي ميخواست برخي از آثار امام غزالي را به زبان بوسنيايي ترجمه كند كه اجل مهلت نداد. از اوست:

ناموس مجسم بود، در ديدة دشمن دوست

فانوس مجلي بود در حله اهل پوست

همراه وطن پرور، همراي هنر آور

ابقاي نكونامي ، سرماية عمر اوست

 

 

ابراهيم عجزي كندي

وي از شاعران اواسط سده نوزدهم ميلادي در عثماني است. سال فوت او را 1965 ميلادي دانستهاند.

ديوان شعر ابراهيم عجزي به تركي و رباعياتش به زبان فارسي است. « مولانا و روح المثنوي » از آثار اوست.

ابوالسعود عمادي

خواجه چلبي فرزند مصطفي عمادي از شاعران و عالمان عثماني است كه در سال 896 قمري درگذشته است. وي مقدمات علم دين را آموخته و به شعر و ادب فارسي علاقه وافري داشت.

شهرت او به خاطر دفاعيات معروفش از اشعار ديوان حافظ است. برخي از عالمان ديني عثماني، خواندن شعر حافظ را به دليل توصيف شراب تحريم كرده بودند.

وي در ضمن همين دفاعيات بود كه در نامهاي به سلطان سليمان قانوني از تفاسير عرفاني حافظ سخن گفت. دو بيت از اوست:

حقا نظر شاه جهان حق بين است

رايش نظر شرع و عماد دين است

نزد عقلا اين مثل ديرين است

هر كار كه خسرو بكند شيرين است

 

احمد استانبولي

اين شاعر فارسي سراي عثماني به سال 970 قمري در استانبول زاده شد. به سفر دلبستگي داشت و شاعري دو زبانه بود ( فارسي و تركي ). احمد استانبولي را به دليل فرط علاقهاش به شعر و ادب فارسي متهم به « عجم زدگي » ميكردند.

ز خو ناب جگر چون لاله پر خون دامني دارم

به سينه چاكها از دست گل پيراهني دارم

***

هر بلا كايد از آن قامت بالا آيد

چه توان كرد بلايي كه زبالا آيد

 

احمد افندي

خواجه اسحاق كه نام اصلياش احمد افندي بود از شاعران تواناي عثماني است كه به سال 1122 قمري در بورسه تولد يافته است. وي مدت طولاني به تدريس و تعليم دانش آموزان پرداخته و روزگاري نيز به سلوك طريقت روي آورده است.

او در شعر فارسي « خواجه » و در شعر تركي « احمدي » تخلص ميكرده. از آثار او ميتوان به منظومة‌ « وحدتنامه عالم انگيز »، منظومة عقايد، مجموعه اللطايف و صندوقه المعارف ( نثر ) و برگزيدهاي از شعر شاعران فارسي، عربي و عثماني اشاره كرد.

احمد پاشا بورسوي

درمورد اين شاعر و دولتمرد عثماني اطلاعات اندكي باقيمانده است. تاريخ تولد او را با احتمال و ترديد 830 قمري نوشتهاند. در برخي از جنگها و محاربات عثماني شركت داشته است. مدتي ملك الشعراي دربار شاهان آسياي صغير بود. احمد پاشا از شاعران بزرگ ايران همچون سلمان ساوجي، حافظ و كمال خجندي پيروي ميكرد. ديوان اشعار تركي و فارسي وي چاپ شده است.

احمد داعي

اين شاعر خوش قريحه عثماني در حدود 824 قمري در گذشته است. از آغاز زندگي وي اطلاعات چنداني در دست نيست. به فارسي و تركي شعر سروده و يكي از مروجان سخت كوش زبان فارسي در ديار عثماني است. ديوان فارس داعي چاپ شده است:

متاع من سخن است و سخن شناسم نيست

مرا رسد كه رسانم بر آسمان فرياد

چه ظلمها كه رسيد از جفاي چرخ به من

كه شرح دردِ دلِ آن نميتوانم داد

 

ادريس بدليسي

حكيم كمال الدين بدليسي ( شهري كردنشين در تركيه ) به سال 926 قمري در استانبول زاده شد. پدرش از خدمتكاران سلسله آق قويونلو بوده است.

چون در انشاء و ترسل دستي قوي داشت، بايزيد دوم از او خواست نگارش كتابي به زبان فارسي در تاريخ دودمان عثماني را بر عهده گيرد و او كتاب « هشت بهشت » را نگاشت.

اگر چه اين اديب، طبع شعري قوي دارد امّا، آوازه ادريس بدليسي به دليل تسلط وي در نگارش نثر متكلف و مصنوع فارسي است.

رساله ربيع الابرار، مناظره عقل و عشق، شرح گلشن راز شبستري، برگزيدهاي از اشعار شاعران فارسي گوي ايراني از ديگر آثار اوست.

ارغوان خاتون

اين بانوي شاعر آناتولي متعلق به نيمة دوم سده هفتم هجري و از پارسي گويان عثماني است. از زندگاني وي اطلاع چنداني در دست نيست. اين بيت از سرودههاي اوست:

گر در غمت بميرم دل از تو برنگيرم

تو فارغي وليكن من خسته و اسيرم

 

اسراردده

محمد فرزند احمد بيزبان از نويسندگان سرشناس عثماني است. او به سال 1162 قمري در استانبول زاده شد و در زادگاهش زبانهاي فارسي، عربي و انگليسي آموخت.

به خاطر شدت علاقه به مولانا جلال الدين - مولوي - و سرپرستي مولوي خانههاي عثماني، به « اسرار دده » ملقب شده است. وي در يكي از سرودههاي خود ارادتاش به امام اول شيعيان را ابراز ميدارد:

اگر چه ابن عفان و عمر هر دو ولي بودند

ولي گر منصفي البت ولي ديگر علي ديگر

ميان اين تفاوت نكتهاي بشنو از اين مصرع

تسلي ولي ديگر، تجلي جلي ديگر

 

الهي سماوي

شيخ عبدالله از شاعران پارسي گوي عثماني به سال 893 قمري فوت كرده است. او اهل تصوف بود و با عبدالرحمن جامي از بزرگان شعر پارسي در قرن نهم پيوند دوستي داشت. در اشعارش مضامين و اصطلاحات علوم مختلف مشاهده ميشود.

چو گشتم كاشف آن نقطة خال

يكي ديدم ازل را و ابد را

 

الفتي

حسين الفتي ازشاعران پارسي گوي عثماني است كه در سال 1122 قمري در استانبول وفات يافته است. زندگاني او با تنگي معيشت همراه بوده. به فارسي و تركي شعر ميسرود و در سرودن معما دستي توانا داشت.

نام آن خورشيد رخسار اي همام

هشت حرف و هر يكي ماه تمام ( = محمد امين )

امري

امرالله كه در شعر « امري » تخلص ميكند از شاعران پارسي گوي عثماني است كه به سال 1114 قمري درگذشته است. پس از تحصيل دانشهاي روزگار به شغل معلمي روي آورد. او به سه زبان فارسي، تركي و عربي شعر ميسرود:

ساقيا از بزم صحبت با كفم صهبا بده

با فروغ مهر رويت جام نور افزا بده

 

 

اميرك حكيم

وي متعلق به شاعران سده دهم هجري عثماني است. از پزشكان شاهان بود و با موسيقي آشنايي داشت. از وي به سه زبان فارسي، تركي و عربي شعر باقي مانده است:

مجنون چه كس است و كوهكن كيست

در عشق بتان منم، دگر نيست

امين فيضي

محمد امين فيضي در سال 1278 زاده شده و در جواني مدتي در بغداد زيسته است. در اين شهر با فنون نظامي آشنا شد و به مدارج والايي رسيد، منتها به دليل سرگرم شدن به مسايل ادبي از محيط نظامي اخراج گرديد.

هواي نسيمي، مجموعه شعر شعاعات، حيات فيضي و ... از آثار اوست.

ريش سفيد فيضي خندد بر آن كه گويد

بالاتر از سياهي رنگ دگر نباشد

 

 

امين محمد توقادي

اين شاعر و مترجم عثماني در سال 1074 قمري در توقات آناتولي زاده شد. از پيروان فرقه نقشبنديه است و در موسيقي و خطاطي دستي دارد. يكي از كارهاي جالب و ارزشمند او شرح مصراع معروف « آن خيالاتي كه دام اولياست » از مثنوي مولوي ميباشد.

اين بيت از اوست:

من سالك راه اتقياي دينم

پا بستة اين سلسله زرينم

انيس عثماني

محمد افندي مشهور به انيس از شاعران پارسي گوي عثماني است و به سال 1105 قمري در حلب در گذشته است. پدرش مسئول كتابخانه سپاهيان ينيچري ( = سپاهيان جنگجوي عثماني ) بود. او را شاعر نكته سنج ميدانند كه به فارسي و تركي شعر ميسرود:

چنان ناميه گشته جهان ز فيض بهار

كه برگ شاخ برآورده آه آتشبار

 

باقي افندي

محمد عبدالباقي افندي به سال 1300 قمري در استانبول زاده شد.

وي از پيروان مكتب مولوي بود و علاقه خاصي به شعر و ادب و عرفان ايراني داشت. او مدتي پس از آموختن دستور زبان فارسي به تدريس اين زبان پرداخت.

آن شاه كه عرش حق دلش بود

جبريل چو عقل كاملش بود

خود را به صفات حق بديده

مرآت علي مقابلش بود

 

 

باقي بيگ

نامش مصطفي وبه سال 1317 قمري در استانبول زاده شده است. مدرس زبان فارسي در دبيرستانهاي عثماني بود و از رهگذر فروش كتاب، معيشت ميكرد.

وي به فارسي و تركي شعر ميسرود:

آوازة بيسحر حلال است حلال

بينام شدن اوج كمال است كمال

در پيش تو آه اي بت يغماگردين

زاهد شدن امر محال است محال

 

 

[ سلطان ] با يزيد دوم عثماني

وي فرزند سلطان محمد فاتح و هشتمين پادشاه امپراتوري عثماني است. تولدش را 851 قمري نوشتهاند. وي بواسطه حمايت از شاعران فارسيگوي عثماني و برخورداري از طبع وافر شعر، نام خود را در كتاب تاريخ ادبيات ايران ثبت كرده است. برخي از شاعران معروف از جمله عبدالرحمان جامي به نام او آثاري سرودهاند. روزگار فرمانروايي وي، دوران رشد شعر و ادب فارسي در عثماني است. ديوانش چاپ شده است.

هر دود كه بالا رود از سينة چاكم

ابري شود و گريه كند بر سر خاكم

 

 

[ شاهزاده ] با يزيد عثماني

وي فرزند سليمان قانوني از پادشاهان معروف عثماني است كه به سال 932 در استانبول زاده شده است. بايزيد در دربار عثماني مجمعي نيكو براي گرد آمدن شاعران و هنرمندان ترتيب داده بود. او خود طبع شعر داشت و « شاهي » تخلص ميكرد. اين شعر او يادآور سخن حافظ است:

 

اگر تيغ جهانداري ميسر ميشود ما را

به تيغ قهرماني برگشايم روي دنيا را

اميدم هست اي شاهي خدايم گر معين باشد

به شمشير جهانگيري گشايم ارض غبرا را

 

 

بختي

وي از شاعران پارسي گوي عثماني در سده دهم هجري است. در نظم و نثر تبحر داشت و به قواعد زبانهاي فارسي، عربي و تركي مسلط بود. وي نامههاي خود را تحت عنوان « منشأت بختي » تدوين كرده و در پايان هر نامه اين بيت را مينوشت:

نه رخت و بخت دارد نه درختي

انيس صدق و مهر آواره بختي

 

 

بدرالدين يحيي

وي از شاعران قديمي پارسي گوي عثماني است كه در سال 644 زنده بوده است. يكي از مورخان، نسب بدرالدين را به فخرالدين اسعد گرگاني ميرساند. در مناقب العارفين افلاكي از شاعري به اين نام، ياد ميشود كه در سوگ مولوي دو بيت ذيل را سرود:

كوديده كه در غم تو نمناك نشد

يا جيب كه در ماتم تو چاك نشد

سوگند به روي تو كه از پشت زمين

مانند تويي در شكم خاك نشد

 

[ شاهزاده ] بركيارق سلجوقي

ناصرالدين فرزند قلچ ارسلان شاهزاده سلجوقي آناتولي در سال 584 قمري زنده بوده است. وي از ارادتمندان شيخ اشراق بود و مدتي از مكتب وي كسب فيض كرد. او دانش دوست بود و خود به فارسي شعر ميسرود و منظومهاي به نام «حورزاد و پريزاد» به تقليد از خسرو و شيرين نظامي دارد.

هنرهايي كه تزئين دل آمد

زاشراق الهي حاصل آمد

چو بر اوج هنر پرواز كردم

سخن در نظم و نثر آغاز كردم

 

 

برهان الدين افندي

محمد برهان الدين به سال 1265 قمري زاده شد. وي در نزد پدر به فراگيري دستور زبان فارسي و تركي عثماني پرداخت. رباعي ذيل كه نظيرهاي بر شعر خيام است از سرودههاي اوست:

پيش از من و تو باغ و بهاري بودهست

خندان گل و نالنده هزاري بودهست

هر لالة حمرا كه ز خاكي رويد

آن خون دل عاشق زاري بودهست

 

 

بلوكباشي

رضا توفيق معروف به رضا فيلسوف بلوك باشي در سال 1869 ميلادي در ادرنه زاده شد. بدليل پيوستن به جنبشهاي سياسي دانشجويي از دانشگاه اخراج شد.

وي به شدت علاقهمند شعر و ادب فارسي بود و ادواردبراون مستشرق نامي در كتاب «تاريخ مطبوعات و ادبيات ايران» از وي ياد ميكند.

يكي از اقدامات مهم وي انتشار مجموعه طربخانه است كه رباعيات خيام را ( مورخ به سال 867 ) گردآوري كرده است.

بهايي افندي

بهاءالدين افندي متخلص به بهايي در سال 1289 در استانبول زاده شد. وي به عرفان گرايش داشت و آثارش رنگي از تصوف دارد.

فروغ طلعت رويت جهان را تاب و فن بخشد

بيا اي نور چشمانم ببينم ماه رخسارت

بهشتي

احمدسنان چلبي، شاعر و تاريخ نگار عثماني حدود سال 871 قمري متولد شد. از دقايق زندگاني وي اطلاعي در دست نيست. وي در ادبيات تركي نخستين شاعري است كه به تقليد از نظامي، خمسه سروده است. از آثار او فقط مثنوي ليلي و مجنون باقي است.

توتماجي

وي از شاعران پارسي گوي عثماني و متعلق به نيمه دوم سده هشتم و نيمة‌ يكم سدة‌ نهم هجري است. تنها اثر بر جاي مانده از او مثنوي «گل و خسرو» نام دارد كه اقتباسي از عطار نيشابوري است.

توفيق نوزاد

اين روزنامهنگار و شاعر عثماني از نوجواني به فراگيري زبان فارسي پرداخت و وكيل دادگستري شد. از او اشعار انقلابي بسياري برجاي مانده كه حكايت از روحيه پرشور و مبارز او ميكند. وي به سال 1905 ميلادي در ازمير درگذشت. از اشعار اوست:

آخر اي خونين ميدانم كه بخت دون من

مي چكاند از سر شمشير قهرت خون من

توكلي دده سرايلي

وي در حدود سال 1035 قمري درگذشته است. از مريدان مكتب مولوي بود و سالها مثنوي معنوي را در سارايوو تدريس ميكرد.

از اشعار اوست:

جور صد نا اهل و ناهموار بهر او كشم

بهر يك گل زحمت صد خار ميبايد كشيد

جلال بيگ

محمد جلال بيگ به سال 1254 قمري در استانبول زاده شد و در 1300 قمري در همان جا درگذشت. وي برادر بزرگ محمود اكرم رجايي زاده اديب سرشناس عثماني است. او در سرودن هزليات چيره دست بود و «ذوقي» تخلص ميكرد.

گشته خزان رس چمن اي واي واي

برگ گل و ياسمن اي واي واي

جودي افندي

وي در روستاي مرزيفون عثماني و در سال 1267 قمري به دنيا آمده است. ابتدا قرآن و خطاطي را فرا گرفت. در جواني وارد دنياي سياست شد و برههاي از زندگياش را به عنوان استاد دانشگاه سپري كرد. از ابيات فارسي اوست:

چون ميغ كثيف است در اين جاي غرور

روشن نشود شيشة ميناي غرور

چاكر افندي

محمد چاكر افندي از شاعران سده سيزدهم عثماني است. يكي از اقدامات مهم او نگارش مقدمة مفصل بر ديوان صائب تبريزي و انتشار آن است. او به فارسي و تركي شعر ميگفت:

صد هزارش سپاس ميگفتم

بينهايت ثنا فرستادم

راه طول و دراز مغلطه را

طي كردم دعا فرستادم

 

 

حافظ آماسيهاي

ثبات الدين حافظ از شاعران كرد عثماني است كه به سال 1309 قمري زاده شد. از دقايق احوال وي اطلاع چنداني نيست. از او به چهار زبان عربي، فارسي، تركي و كردي اشعاري در دست است:

به هر جا روكني يا جلوهات در اهتزاز آري

ميان دلبران تنها تويي صد امتياز آري

حافظ اسكندري

همين قدر دانسته است كه پيش از سدة‌ دوازدهم هجري ميزيسته. از زندگي و تبار او آگاهي چنداني وجود ندارد. به منطقة « ‌اسكدار » عثماني منسوب است. از اوست:

شكفتة‌ غنچه غم خوش نوا هزار دلم

گشاده باغ محن موسم بهار دلم

حامد اورامي

ملا حامد اورامي از شاعران كردتبار و پارسي گوي عثماني در سده سيزدهم هجري است. وي منشي ديوان رسايل بود. در ميان شاعران شعر و ادب فارسي، انس ويژهاي با سعدي دارد.

آمدي وه چه عجب خرم و خندان گشتيم

تشنه بوديم قرين لب عمّان گشتيم

حسام گراي خان

حسام الدين گراي خان از شاهزادگان دودمان كريمه بود. پس از درگذشت پدرش - پانزدهمين پادشاهگرايان كريمه - به عثماني رفت و ساكن آنجا شد. به او لقب پهلوان داده بودند.

حق اگر خير اگر شر اندازد

همه نادر برابر اندازد

حسيبي

حسين فرزند رستم پاشا به سال 1023 قمري درگذشته است. پدرش از دولتمردان عثماني بود. به فارسي و تركي شعر ميسرود و در سرودن لغز و معما دستي قوي داشت.

از نالة‌ شبگيرم آزرده سگش ديدم

رو در كف پاي وي ماليدم و ناليدم

حسين فخرالدين دده

اين شاعر عثماني به سال 1371 قمري در استانبول به دنيا آمده است.

وي گرايش به طريقت مولويه دارد و اهل تصوّف است. در موسيقي مهارت داشت و سالها زبان فرانسه نيز تدريس ميكرد. با تخلص «فخري» به فارسي و تركي شعر ميسرود:

بده ساقيا آن مي خوشگوار

گله دارم از گردش روزگار

پياپي بده تا كه مستم كند

دل از اضطرابم رهايي دهد

حفظي

ابراهيم حفظي از شاعران فارسي گوي عثماني است و به سال 1213 قمري در خانيا متولد شده است. او از شدت علاقه به شعر و ادب فارسي، در منطقه خود به « خواجه پارسي » شهرت داشت. به سبب بيماري طاعون درگذشت.

مهيا گشته اسباب طربها در چنين موسم

روا نبود صراحي را نباشد صوت قلقلها

خاتمي

نامش ابراهيم بيگ و از شاعران عثماني در اوايل سده يازدهم هجري است. ابتدا به « ماتمي » تخلص ميكرد و به پيشنهاد سليم دوم عثماني تخلص خود را تغيير داد. در پايان عمر به كسوت درويشي درآمد. از آثار اوست:

يار اگر چه در لطافت بينظير و ديده نيست

مشكلم اين است در عالم كسي را ديده نيست

خاكي

ملا احمد خاكي در حدود سال 1270 قمري زاده شد. اين شاعر كرد تبار عثماني، ديواني به دو زبان كردي و فارسي دارد. اوايل اين ديوان، صفحاتي چند افتادگي دارد. از اوست:

گشته امشب هر بن مو همچو چشمي ز انتظار

كاورد فردا به خاك كلبهام عيشي گذار

خالص

ابراهيم ادهم افندي متخلص به خالص از شاعران پارسي گوي و نظامي زاده عثماني در سده سيزدهم هجري است. مدتي در مشاغل اداري حضور داشت. نقل است كه پس از ازدواج، حتي يك بيت شعر نسرود. در اعتراض به حضور اجانب در داخل كشورش ميگويد:

نيست سودي از تدابيري كه ايشان كردهاند

لانة‌ اسلام را آنان چو زنبور آمده

خسروپاشا

وي از سلسله درباريان و شاهزادگان شاعر عثماني است كه سال وفاتش را به سال 1041 قمري در منطقه توقات ثبت كردهاند. او در حمايت از شاعران اهتمام ويژه داشت و خود از طبع شعر برخوردار بود. از آثار اوست:

دلم در عاشقي آواره شد آوارهتر بادا

تنم ازذلتي بيچاره شد بيچارهتر بادا

دلم صد پاره شد از غم نه زان گونه كه برگردد

اگر جانان بدين شاد است يارب پارهتر بادا

ديوانه محمد چلبي

تاريخ وفات اين شاعر پارسي گوي عثماني را پس از 951 قمري نوشتهاند. او از شاعران نيمه دوم سده هشتم است. به تصوف و عرفان مولويه گرايش داشت و آثاري در اين باره پديد آورده است. اشعارش تحت تأثير زبان مولوي است:

اي قافلة‌ كالة طاعات كجاييد

اندر حرم قبلة حاجات بياييد

راشد

ابراهيم راشد به سال 1227 قمري در استانبول زاده شد و در سال 1310 همان جا درگذشت. وي زبان و ادبيات فارسي را از معلم خصوصي آموخت و از همان ابتدا بدين زبان دل بست.

از اشعار فارسي اوست:

سربهسر درس جنون را همچو آب آموختيم

ما سؤال حشررا يعني جواب آموختيم

دايي

مصطفي دري زاده كه در شعر «دايي» تخلص ميكند، از شاعران عثماني در سده دهم هجري است. او شغل قضاوت داشت و اينك اشعار بسياري به فارسي و تركي از او به يادگار مانده است.

عيد آمد و از بتان با ما نشد همدم يكي

صد هزاران عيد من زين سان گذشت اين هم يكي

رأفت

محمد رأفت از شاعران كرد تبار و پارسي گوي عثماني است كه به سال 1289 درگذشت. او معلم زبان فارسي در مدارس عثماني بود. از جزئيات و دقايق حيات وي اطلاع چنداني نيست. از اشعار اوست:

دوستان رحم بر اين ديدة گريان بكنيد

دورم از بزم بتان چارة هجران بكنيد

رجايي زاده

محمود اكرم رجايي زاده از بزرگترين و نام آشناترين پارسي گويان عثماني است. پدرش رجايي افندي نفوذ بسياري در ميان حكومتيان داشت. آثار قلمي گستردهاي دارد كه اغلب با عناوين فارسي منتشر شدهاند. وي از نويسندگان و شاعران صاحب مكتب عثماني در سدههاي اخير ميباشد.

اي گفت و شنيد هوس اي الفت شايق

اي برف و تگرگ و مطر، اي برق صواعق

رحمي افندي

خواجه رحمي افندي از شاعران عثماني در اوايل سده سيزدهم هجري است. وي از سرداران سپاه سلطان محمود دوم عثماني بود. از رحمي اشعاري به دو زبان فارسي و تركي بر جاي مانده است:

در خيال، آن قد موزون جهان ما را بس

از رياض حرم آن سرو روان ما را بس

رشيد پاشا

مصطفي صالح معروف به رشيد پاشا به سال 1280 قمري زاده شد. اين شاعر پارسي گوي عثماني از مردان حكومتي بود و تا درجه وزير كشوري ارتقا يافت. مصطفي صالح در مسجد فاتح استانبول تدفين شده است. از اوست:

اي جهان را تو جمالي و مآلي و ادايي

حاضري در همه ذرات ولي غيب نمايي

رفعتي

عبدالحي چلبي كه در شعر رفعتي تخلص ميكند به سال 1080 قمري در استانبول درگذشته است. وي از جمله پارسيگوياني است كه در حلقه مولوي دوستان قرار دارد. رفعتي اهل سير و سلوك و تصوف بود. وي به تقليد از نظامي، منظومهاي به نام يوسف و زليخا دارد.

 

سائلي

وي متعلق به سده دهم هجري است. سائلي گرايش به تصوف و گوشهنشيني داشت. گويند در اواخر عمر ديوانه شد و كارش به تيمارستان كشيد. البته وي در جواب كساني كه او را ديوانه ميخواندند ميگفت:

ديوانه مخوان مرا به خواري

ديوانه تويي كه عقل داري!

سالك

نامش خليل و از شاعران سده دوازدهم هجري است. نياكان او از مشايخ مولويه بودهاند. سالك به فارسي و تركي شعر ميسرود:

باده يك دختر خوش اندام است

عاشق وي مدام ناكام است

خوار كردند كافران او را

حرمتش در ميان اسلام است

سعدي عثماني

عبدالباقي عثماني معروف به «سعدي» به سال 1161 قمري وفات يافته است. وي از كارگزاران مالي ديوان عثماني بود و به فارسي و تركي شعر ميسرود:

تا صبا از چين زلفت بوي مشك تر گرفت

بحر شوقم از رگ موج هوا عنبر گرفت

سعيد افندي

نامش محمد و معروف به شيخ بابا افندي است. پدرش رئيس طريقت نقشبنديه در بورسه عثماني بود. او آموزگاري ميكرد و از اين راه امرار معاش مينمود. او در واحدهاي درسي خود ديوان حافظ، گستان سعدي و مثنوي شريف را تدريس ميكرد.

رو قفس بشكن مشو محبوس تن

مرغ لاهوتي به آن سو بال زن

سكري

زكريا افندي به سال 1097 قمري در بوسني درگذشته است. اطلاعات گستردهاي در مورد دقايق و سرگذشت زندگياش از ميان اشعار او بدست ميآيد. برخي او را از مشايخ طريقت مولويه ميدانند. ديوان او به دو زبان فارسي و تركي سروده شده است:

بيا ساقي آن آب ياقوت رنگ

كه شويد ز آيينة سينه زنگ

به من ده كه دل را كنم صيقلي

نمايد در او از خفي و جلي

[سلطان] سليمان قانوني

سليمان يكم عثماني فرزند سلطان سليم از بزرگترين پادشاهان عثماني و قدرتمندترين آنهاست. وي در عين حال يكي از حاميان برجسته و مبلغان سختكوش شعر و ادب فارسي در عثماني است.

دواوين برخي شاعران مملو از مدحيههايي براي اوست.

ديده از آتش دل غرقه در آب است مرا

كار اين چشمه ز سرچشمه خراب است مرا

چشم بر هم زنم و روي تو بينم به خيال

در شب هجر مگر ديده به خواب است مرا

[سلطان] سليم يكم عثماني

اين پادشاه عثماني، پدر سليمان قانوني و از حاميان شاعران فارسي گوي آسياي صغير است. سلطان سليم همان پادشاه معروفي است كه در جنگ چالدران با شاه اسماعيل صفوي نبرد كرد. او را در كشورداري خونخوار و در شعر و ادب آدمي پراحساس توصيف ميكنند!

هم اينك اشعار و آثار فارسي و تركي او به خط خودش در موزههاي استانبول نگهداري ميشود.

اين سفر كردن و اين بي سروساماني ما

بهر جمعيت دلهاست پريشاني ما

سيفي

سيف الله كه در شعر «سيفي» تخلص ميكند از شاعران و دولتمردان عثماني، به سال 1006 قمري درگذشته است.

وي در دستگاه عثمانيان كارگزار و مسئول داراييهاي سلطان مراد سوم عثماني بود. او به فارسي، عربي و تركي شعر ميسرود:

دوشم از يك جرعه ميرفت از دل و جان عقل و هوش

آن چنان گشتم كه از ميخانه بردندم به دوش

شاه محمد چلبي

وي از شاعران صوفي مسلك عثماني و از پارسي گويان سده هشتم هجري در آسياي صغير است. او از نوادگان مولوي است و اشعارش رنگ و بويي از تصوف دارد.

جز جمالت چون درون پاك را محبوب نيست

بس به عقل اسباب حسن جوهرت محجوب نيست

شرف الدين مسعود

اين شاعر عثماني كه به ابن خطير معروف است به سال 676 قمري درگذشته است. معين الدين پروانه كه از حاميان سياسي مولوي در قونيه بود با ابن خطير روابط خوبي نداشته است. مولوي، نامههايي به شرف الدين ارسال كرده. او سرانجام توسط مغولان كشته ميشود.

از اشعار اوست:

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بيخت

دل خون شد و جان برفت و عقلم بگريخت

شمس الدين حمزه طغرايي

شمس الدين از شاعران پارسي گوي عثماني و متعلق به سده ششم و اوايل هفتم هجري است. به نوشته كتب تواريخ وي از منشيان و دبيران كي كاووس سلجوقي ـ بزرگترين حاميان شعر و ادب فارسي در آناتولي ـ بوده است.

گل دُرج زمردين گشادهست امروز

زرين طبق لعل نهادهست امروز

شهاب الدين سيواسي

شيخ احمد شهاب الدين در نيمه دوم سده هشتم هجري در عثماني ميزيسته و گرايش به طريقت درويشان داشت. او مورد احترام صوفيان بود و آثار متعددي به نثر در عرفان و تفسير قرآن دارد. از اوست:

به دنيا دل نبندد هر كه مرد است

كه دنيا بيگمان اندوه و درد است...

 

شهدي

مصطفي شهدي از شاعران عثماني و متعلق به سده دوازدهم هجري است. در ديوان سلاطين عثماني سمت منشي داشت. تخلص شعرياش را از گلستان سعدي انتخاب كرده است. از شعرهاي اوست:

ببين چرخ فلك، فُلك گزين از چنبر اندازد

كه در درياي اخضر ناخدايش لنگر اندازد

صافي

احمد فرزند ابراهيم بيگ به سال 1267 در استانبول زاده شد و در سال 1344 قمري همانجا درگذشت. مدتي در كارهاي دولتي به سر برده و از جواني به آموختن عربي و فارسي پشتكار داشته است.

در اواخر عمر به تدريس مثنوي مولوي مشغول بود. از اوست:

با وجود شهد من سر سليمان يافتم

مي ز لعلش نوش كردم آب حيوان يافتم

آن حيات دل برآوردم كه مقصود من است

منت عيسي ندارم خضر عرفان يافتم

صبحي بورسوي

محمد علي صبحي در حدود سال 950 قمري درگذشته است. مدتي به قضاوت پرداخت و به تصوف گرائيد. سالها تدريس مثنوي ميكرد و با شاعران ايراني مراوده داست. درون ماية‌اشعارش عرفان و الهام از مولوي است. نمونهاي از اشعار اوست:

زاير كعبة‌دل كرده فدا جان و سرش

بر در دوست نباشد به وسايط حاجات

صبوحي موستاري

درويش پاشازاره كه در شعر «صبوحي» تخلص ميكند به سال 1051 قمري در بوداپست درگذشته است. او از سوي دستگاه عثماني والي بوسني بود. صبوحي به فارسي و تركي شعر ميسرود:

بيا كه سير خرابات عالمي دارد

عجب هواي خوش و خاك بي غمي دارد

صدقي افندي

سليمان حصيري زاده معروف به صدقي از شاعران و صوفيان عثماني به سال 1211 قمري زاده شد. به جاي پدر شيخ خانقاه شد و مدتي در اين مقام بود. او در ميان شاهان روزگار ارج و قربي داشت.

مرا پيمانه بي لعل لبت چون چشمه خون است

حباب باده چون بتخانه ريزد از لب جامم

صديق عثماني

نامش يحيي است و به سال 1165 قمري در شهر مكه درگذشته است. از نوجواني به آموختن دانشهاي روزگار اهتمام داشت. به فارسي و تركي اشعاري دارد و عمدتاً در قالب غزل و قصيده طبع آزمايي كرده است.

حريص نفس خود را ني نوا دمساز شك شد

كه محنت در زمين بيند شكايت از فلك سازد

صُمتي قونيوي

اين شاعر صوفي مشرب عثماني در حدود 950 قمري درگذشته است.

متأسفانه اطلاعات اندكي از وي باقي مانده است. همين قدر ميدانيم كه از مشايخ طريقت مولويه ميباشد.

پيدا و پنهان تو بودهاي من غافل

اندر دل و جان تو بودهاي من غافل

ضياء

نامش يوسف و به سال 1869 ميلادي در ازمير تركيه متولد شده است. از دورة جواني مدرس زبان و ادبيات فارسي در استانبول بود و علاقه ويژهاي به شعر فارسي داشت. در پي آغاز سياستهاي ايران ستيزي در عثماني (= حذف ايرانيت در آسياي صغير) و حذف درس شعر فارسي در مدارس اين كشور، به تدريس متون ديني پرداخت. در هزارمين سال وفات فردوسي سرود:

ايا شاعر شعر ايران زمين

حكيم سخن دان سحر آفرين

نديده جهان چون تو فرخ نژاد

از آن دم كه فرزند آدم بزاد...

طالبي

حسن دده از صوفيان و شاعران عثماني در سال 1130 قمري در استانبول زاده شد. مدتي شيخ يكي از مولوي خانههاي عثماني بود. يكي از آثار ماندگار وي شرح دفتر سوم مثنوي معنوي است. از اوست:

رخصت گفتار عطا فرمودي شاها بنده را

طاقت زخم زبانها ده كرم افكنده را

عارف چلبي

او فرزند سلطان ولد و نوة مولانا جلال الدين بلخي است. مادرش عثماني الاصل - دختر صلاح الدين زركوب قونيوي - ميباشد. مولوي او را جلال الدين محمد فريدون ناميد. ( = تركيبي از نام مولوي و صلاح الدين). او بسيار سفر كرد و در تبليغ مكتب عرفاني مولوي و به تبع آن گسترش شعر و ادب و عرفان ايراني ـ اسلامي كوشيد. همه اشعار او (رباعيها) به فارسي است.

ما اهل نيازيم و نه ايم اهل نماز

بگذار نماز را و پيش آر نياز

گرديده باطن تو بيناست ببين

اندر دل و جان خود دو صد قدس و حجاز

عبدالخلاق خيزاني

او فرزند شيخ حسن و از شاعران كرد تبار عثماني در سده دهم هجري است. به تصوف گرايش داشت و نسبت خود را به علاء الدوله سمناني ميرسانيد. به زبان و ادب فارسي تسلط داشت. در وصف شهر «بدليس» ميگويد:

چه مقامي است كه از نزهت و پاكيزگياش

شده از روي زمين باغ ارم ناپيدا

چه دياري است كه از طيب وي آهو چو شنيد

خواست صحراي ختن را كند آن لحظه رها

عبدالرحمن استانبولي

اين شاعر پارسي گوي عثماني به سال 1140 قمري وفات يافته است. در استانبول تحصيل كرده و مدتي شيخ خانقاه مولويه بوده. از او اشعاري به فارسي، تركي و عربي در دست است. بيشتر سرودههايش در معما و ماده تاريخ ميباشد. بيت ذيل از معماهاي فارسي اوست:

عارفان عشاق ياري ميشوند

هر يكي از نام عاري ميشوند (= ولي)

عبدالرحمن ديار بكري

شهرت عبدالرحمن ديار بكري بواسطه رسالههايي است كه در باب قرآن نوشته است. وي به سال 1064 قمري در عثماني درگذشت. از اين نويسنده عثماني چهل رساله برجاي مانده است. اين رباعي را در وصف حالات خود سروده:

شد هزار و بيست و پنج از هجرت خيرالأنام

گشت از آن پس بنده مراستاد صرفي را غلام

شهر ثاني از شهور چار و چل بعد هزار

در دي آمد شكر لله صدر تدريسم مقام

عبدالرحمن صبري

وي فرزند ملا عرب و متعلق به سده دهم هجري است. پدرش شغل كتابداري داشت و عبدالرحمن از اين رهگذر با آثار نويسندگان بسياري آشنا بود.

اين شاعر عثماني به فارسي و تركي شعر ميسرود و معماهايي از او به يادگار مانده است. از آثار اوست:

در طريق عشقبازي اين تن خاكي نهاد

آخر از عشق تو اي شوخ بلا از پا فتاد

عرشي

محمد عرشي ظاهراً به سال 964 قمري زنده بوده است. او در استانبول ميزيست ودر همان جا درگذشت. از زندگانياش اطلاعات بسياري در دست نيست. همين قدر ميدانيم كه ابتدا «چابكي» تخلص ميكرد و سپس به «عرشي» تغير داد:

غلغل شرع من به عرش رسيد

زان سبب شد تخلصم عرشي

علمي

محمد رمزي زاده از شاعران پارسي گوي سده دهم هجري است. پس از اتمام تحصيلات به تدريس روي آورد. اشعارش به زبان فارسي و تركي سروده شده است.

نيست اين ابر سيه كز سوز عشق مهوشان

سوخت جانم در تن و برباد شد خاكسترش

سنگ طعن آمد ز هر سو «علمي» ديوانه را

از غم عشقت ببين آخر چه آمد بر سرش

عوني يني شهري

حسين عوني بيگ شاعر و مترجم عثماني به سال 1243 قمري در استانبول زاده شد. وي دختر يكي از مشايخ مولويه را به زني گرفت و بدينسان با مفاهيم عرفاني آشنا شد. مورخان و پژوهشگران عوني را «آخرين شاعر شعر كهن عثماني» معرفي ميكنند: از اشعار اوست:

اي مدعيان در پي ما هيچ مپوئيد

وز مطلب هشياري ما دست بشوئيد

از ما خبر فيض و كمالات مجوئيد

با ما سخن از كشف و كرامات مگوئيد

[شاهزاده] غازي گراي دوم

وي فرزند پانزدهمين پادشاه دودمان گرايان كريمه ميباشد.

او در جنگهاي دولت عثماني با ايران شركت داشت و چون هفت سال به اسارت ايرانيان در قرچه داغ آذربايجان درآمد، زبان فارسي آموخت و بدين زبان شعر سرود و « غزايي » تخلص كرد. در سال 1016 قمري به سبب بيماري طاعون درگذشت مثنوي فارسي «گل و بلبل» از اوست. در ايام حبس در ايران سروده:

تا بوده غم و شادي و حرمان بوده

زين گوشه گذشته تا كه دوران بوده

ما تجربه كرديم كه در ملك شما

راحت همه در قلعه و زندان بوده!

غالب عثماني

شيخ محمد اسعد دده به سال 1171 قمري در استانبول زاده شد. وي از مهمترين شاعران پارسي گوي و از عارفان پرآوازه عثماني است. پدرش از مشايخ برجسته مولويه بود. « غالب عثماني » در خردسالي در قونيه به چلّه مينشست.

وي در مكتب مولويه، صاحب ديدگاهي خاص بود و به خاطر عقايد ويژهاش، مورد طرد برخي از بزرگان تصوف قرار گرفت. از كارهاي مهم او وارد كردن سبك هندي شعر فارسي به تاريخ ادبيات عثماني است.

كشتي من پرگشا تا ساحل سركشتگي

تا كي اين گرداب فكرت درميان باشد مرا

غباري آق شهري

عبدالرحمن غباري عثماني به سال 974 در شهر مقدس كعبه و حين زيارت درگذشت. اين شاعر صوفي مسلك به دليل مهارت در خط « غبار » ( سبكي در خوشنويسي )، به «غباري» آوازه يافت. در سال 944 قمري معتكف حريم كعبه شد و تا پايان عمر در آنجا ماند. اثر معروف او «سليمان نامه» است كه به تقليد از شاهنامه فردوسي سروده شده. ميگويد:

اي غباري تحف ز جوهريان

لعل يا خود در عدن باشد

در جهان عادت قديم است اين

تحفة شاعران سخن باشد

فردي عثماني

عبدالله فردي در سال 1274 قمري در استانبول درگذشته است.

از مريدان مكتب نقشبنديه بود و مدتي شيخي يكي از خانقاههاي عثماني را برعهده داشت. به تركي، فارسي و عربي شعر ميسرود:

مرا جمعيت خاطر در آن زلف سيه باشد

دمي دارم پريشاني كه در زير كله باشد

نظر بر كاكل آن شاه خوبان اصل دولت شد

كه در ظل همايش عاشق مسكين شه باشد

فريد بيگ

عمر فرزند احمد پاشا استانبولي از شاعران سده سيزدهم عثماني است. آنچه دربارهاش ميدانيم، از گفتهها و سرودههاي خود اوست. به تحصيل پزشكي پرداخت اما درميانه راه رها كرد و در مدارس عثماني به تدريس تاريخ ادبيات فارسي مشغول شد. از اشعار اوست:

زندگاني هر كه را دشوار باشد مرده به

كادمي را آن چنان هستي شود بار بدن

سستي پيري گريبانم گرفته است اي فريد

هركس از مردن بترسد، بيم من از زيستن

فقري

علي فرزند محمد امين افندي به سال 1853 ميلادي در استانبول زاده شد.

اين شاعر صوفي مسلك عثماني، به كسوت دراويش آمد و شيخ خانقاه شد. مدتي در كارهاي ديواني مشغول بوده است. از اشعار فارسي اوست:

هوشم به دوشم افكن دل را به دلرباده

زان بارة دل افروز ساقي به من رها ده

فهمي

محمد فهمي از شاعران پارسي گوي عثماني در سده دهم هجري است.

عمر وي كوتاه بود و در اين مدت در مدارس تدريس ميكرد. برخي از ابيات فارسي و تركي او در دست است:

چو خنجر بر ميان آن ماه بسته

هلال عيد را رونق شكسته

قادر كويي

وي به سال 1234 قمري زاده شد. از همان نوجواني درجرگة طلاب ديني درآمد. ميانه خوبي با گرايشات صوفيانه نداشت. اهميت شعرهاي او در مضامين اجتماعي و ارشاد جوانان است. ديوان وي منتشر شده. از اوست:

اي بت سنگدل چرا وعده به جا نميكني

مژده وصل ميدهي باز وفا نميكني

كاشف

محمد سعدالدين از نوادگان نقيب الاشراف عثماني به سال 1066 قمري در استانبول زاده شد. مدتي به تدريس پرداخت. او به سبب بيماري « سهر » ( بي خوابي ) درگذشت. از كاشف به فارسي و تركي اشعار در دست است:

احسنت زهي بهار معني

آرايش روزگار معني

كامل

محمد اسحاق زاده متخلص به «كامل» به سال 1184 قمري درگذشته است. اين شاعر با تنگي معيشت روزگار ميگذرانيد. به تركي و فارسي شعرهايي از او در دست است:

بده پيالة ‌مي با عرق مرا ساقي

كه وقت ياسمن و فصل ارغوان آمد

كمال پاشا

كمال پاشا از شاعران و دولتمردان فارسي گوي عثماني در اوايل سده سيزدهم هجري است. در مسافرت شاهان و شاهزادگان ايراني به عثماني «مترجم ويژه» بود. اشعار او كه به زبانهاي فارسي و تركي سروده شده زبانزد است.

تا به رخسار تو آن طره مشكين باشد

از غمت شام ، صباح من مسكين باشد

كمال كاميار

امير كمال الدين كاميار به سال 436 قمري در قونيه وفات يافته است. وي بواسطه كثرت علاقه به زبان و ادب فارسي از كارگزاران نزديك علاء‌الدين كيقباد - از حاميان شعر فارسي در آناتولي - بود . كمال كاميار افزون بر شعر ، خط را نيكو مينوشت.

زلفين تو را اي خم سيمين بر

ديدم كه نهاده بر كمرگاه تو سر

جز زلف تو حلقه گشته برطرف كمر

بر هيچ كمر حلقه نديدم عنبر

[ سلطان ] كيقباد سلجوقي

علاء الدين كيقباد سلجوقي به سال 634 قمري در گذشته است. او از فرمانروايان سلجوقي آناتولي و [ شايد ] بزرگترين حامي شعر و ادب فارسي درآن ديار باشد. دربار او در آناتولي « ايراني ترين » دربار بود. بسياري از شاعران سده هفتم آثار خود را به وي تقديم كردهاند.

تا هشيارم بر خردم تاوان است

چون مست شدم عقل زمن پنهان است

مي خور كه ميان مستي و هوشياري

وقتي است كه اصل زندگاني آن است

[سلطان] كيكاووس يكم سلجوقي

عزالدين فرزند كيخسرو در حدود سالهاي 608 الي 617 هجري قمري فرمانرواي سلجوقي آناتولي بود. او سلطاني دانش دوست و دربارش محل گرد آمدن شاعران و هنرمندان بود. برخي ازآثار مكتوب و مهم فرهنگ ايراني، به نام وي نوشته شده است. درواپسين روزهاي حيات سرود:

ما جهان را گذاشتيم و شديم

رنج بر دل گذاشتيم و شديم

ليلا خانم

اين بانوي شاعر عثماني متعلق به سده دوازدهم هجري است. ليلا در استانبول زاده شد و بواسطه تأثر از دايي شاعرش به ادبيات گرائيد. برخي او را از «مولويه» ميدانند. از اشعار فارسي اوست:

من نميدانم صفاي گلعذار

از غم دلدار، سينه همچو نار

شاد شد ليلي ز غم گريان بود

آمد امروزم پيام از سوي يار

مجدالدين ابي بكر

اين شاعر و دولتمرد دستگاه سلجوقي به سال 617 قمري زنده بوده است. علي رغم اشتهار نامش در آسياي صغير، اطلاعات چنداني از وي نيست. مؤلفان كتب تاريخي از وي به نيكي ياد كردهاند. به سرودن رباعي آوازه داشته:

در بندگيات كه را رسد آزادي

يا با غم تو چه پاي دارد شادي

برداشته شد تا تو صنم بنهادي

آيين وفاه ، قاعده بيدادي

مجرم

شيخ عبدالسلام از فارسي گويان عثماني در سده سيزدهم هجري است. از دقايق حيات وي اطلاع چنداني نيست. همين قدر دانسته است كه از قصيده سرايان شعر فارسي در عثماني ميباشد.

به دل ز هاتف معني رسيد پيك بشير

كه اي تمام وفا، پند من به جان بپذير

محرمي

اين شاعر عثماني به سال 943 قمري در گذشته است. برخي منابع زادگاه او را اردبيل ميدانند اما در درستي آن ترديد است. وي در ادبيات تركي بنيادگذار طريقة ساده نويسي است. او منظومهاي به زبان فارسي تحت عنوان « شهنامه » دارد كه به تقليد از فردوسي سروده و از خسرو و شيرين نظامي هم تأثير پذيرفته است.

« شهنامه » با اين بيت به پايان ميرسد:

به من روح قدسي چو همراز شد

به نام تو شهنامهام ساز شد

محمد اسعد افندي

وي به سال 1264 قمري در اربيل زاده شد. پدرش از مشايخ تصوف بود و وي نيز گرايش به انديشههاي صوفيانه داشت.

وي در استانبول به تدريس ديوان حافظ و آثار عبدالرحمن جامي مشغول بود.

در پي چاپ كتابي با مضامين احاديث نبوي و ائمه اطهار، از سوي دولت عثماني تبعيد شد.

از آثار فارسي اوست:

روزن چشمم گرفتم خانهام پر نور شد

وز غم جنت گذشتم خاطرم مسرور شد

همتم زين پس ندارد آرزوي تاج و تخت

در ره فقر و قناعت همطريق مور شد

مختار افندي

احمد مختار حصيري زاده به سال 1236 قمري در استانبول زاده شد.

وي به عرفان گرايش داشت و به مثنوي خواني مشغول بود. از او اشعاري به فارسي و تركي باقي مانده كه عمدتاً در نعت پيامبر اسلام و ائمه اطهار است.

طور است تجلي حق را محل موقت

مخصوص شد به ذات حضرت كليم

طور محمد است كه نامش عرفات

تا روز محشر به امت عطاي كريم

مسلمي

اين عالم و شاعر عثماني به سال 994 قمري در گذشته است.

بر مسند قضاوت تكيه داشت. اشعار فارسي و تركي بسياري از وي به جاي مانده است.

سروران تاج زر بر سر اگر چه زيور است

تاج زر را هر كه او سر در نيارد سرور است

ميلي

مولي محمد ميلي از شاعران پارسي گوي عثماني در سده دهم هجري است.

مدتي به تدريس اشتغال داشت. بعدها قاضي يكي از شهرهاي اطراف دمشق شد. گويند خطي نيكو داشت و به زبان فارسي مسلط بود.

تو را اي دوست آرام دل و جان ميتوان گفتن

به جان بخشي لبت را آب حيوان ميتوان گفتن

بريزي بي گنه هر لحظه خون صد مسلمان را

تو را اي ترك بدخو نامسلمان ميتوان گفتن

ناجم شهرزوري

عبدالرحمن ناجم به سال 1249 در منطقه شهرزور از توابع استانبول زاده شد. اين شاعر كرد تبار عثماني پس از تحصيل علم به استخدام وزارت معارف درآمد و بازرس كتابخانههاي عثماني شد. او سالها زبان و شعر فارسي را در اين منطقه تدريس كرده و بدين زبان شعر سروده است:

وفا را نام باشد نيست صاحب

نديدم من وفا از يك مصاحب

نمايد گر چه خود را يار صادق

ندارد راستي چون فجر كاذب

نصر سيواسي

اين شاعر فارسي گوي عثماني متعلق به سده هفتم هجري است. وي دوستدار مولوي بود و افلاكي در مناقب العارفين از او با عنوان « يار رباني » و « ملك الفضلاء » ياد كرده است.

مهمترين سروده وي مثنوي « فتوت نامه » به فارسي است و در شعر « ناصري » تخلص ميكند:

گر هميخواهي كه باشي آدمي

مردمي كن مردمي كن مردمي

بهتر از درّي كه در گوش آوري

گر بگيري پندهاي ناصري

ناقد

نامش ابراهيم و تخلص شعرياش « ناقد » است. وي پس از 1127 قمري درگذشته است. در واپسين سال عمرش كتابي به دستور زبان فارسي به نام « نقد ناقد » نوشت. از سرودههاي اوست:

اي سپه سالار خيل انبياي مرسلين

وي شهنشاه گروه اولين و آخرين

 

نالي

ملاخضر علي بيگي ميكائيلي كه در شعر «نالي » تخلص ميكند به سال 1215 قمري در سليمانيه زاده شد. او از شاعران كرد تبار عثماني است و به تصوف گرايش دارد. ويژگي بارز شعر او آوردن جناس و صنعت لف و نشر است. از اوست:

ابروان تو طبيبان دل افگارانند

هر دو « پيوسته » از آن بر سر بيمارانند

گنج رخسار تو ديدن نبود زهره مرا

كه ز زلف تو بر آن خفته سيه مارانند

 

نجا پاشا

شيخ اسماعيل حصيري زاده به سال 1234 در استانبول زاده شد. اين شاعر صوفي مسلك عثماني در جنگ با روسيه شركت داشت و روحيه سربازان را براي مقاومت تحريض ميكرد. نجاپاشا به فارسي و تركي شعر ميسرود. اين بيت از اوست:

از سركويش صبا بگذشت اكنون باغها

بوي زلف آورد و زد بر برگ لاله داغها

 

نديم

احمد نديم به سال 1143 قمري در استانبول درگذشته است. وي مترجمي توانا بود و در مدارس عثماني تدريس ميكرد. در زمان حياتش، اشعاري كه ميسرود زبانزد و مورد توجه مردم بود. به خاقاني، حافظ و انوري ارادت خاص داشته است. از اوست:

ز بس در وصف اندام تو روي حسن مطلعها

كه از شوخي معني ميجهد چون نبض مصرعها

كجا در پرده گنجايش پذيرد قلزم آتش

سرت گردم! مپوش اين حسن رحمي ، كن به برقعها

 

نظام الدين ارزنجاني

اين شاعر و دولتمرد دستگاه سلجوقيان آناتولي به سال 625 قمري زنده بوده است. گويا شاهنامهاي به پيروي از فردوسي سروده است. البته احتمال ميرود فتحنامهاي باشد كه در ستايش پيروزي كي قباد سلجوقي گفته است. به گفته افلاكي، نظام الدين ارزنجاني با مولوي ديدارهايي داشته. اين رباعي از اوست:

گفتم غم زلف تو دگر نتوان خورد

وز مشك تو بيش از اين جگر نتوان خورد

گفتا غم چشم و لب من نيز بخور

كاخر هم بادام و شكر نتوان خورد

نفعي

عمر بيگ نفعي به سال 980 قمري در محلي از توابع ارزروم متولد شد. او از شاعران خانقاهي و صوفي مسلك عثماني است. در قصايد خود اظهار ميدارد كه پس از پيامبر اكرم (ص) ، شيفته و مريد جلال الدين مولاناست.

اشعار او محمل مناسبي براي آگاهي از اصطلاحات صوفيه و آداب و رسوم خانقاهي در عثماني است. به شاعران ايراني علاقه ويژهاي داشته است:

مريد شيخ عطارم، غبار پاي مولانا

كه بنشينم چو مشك بيخته بر روي دكانش

بنازم طبع حافظ را كه طبع او دل عشق است

سراپا گفت و گوي حال رندان است ديوانش

 

 

نقيّه شريفه خانم

اين شاعره پارسي گوي عثماني دختر صائب افندي، منجم باشي دربار عثماني است. وي منتسب به طريقت مولويه بود و اجازه نامه تدريس مثنوي داشت. نقيّه 18 سال به تدريس زبان فارسي در عثماني سرگرم شد و به عنوان آموزگار نمونه معرفي گرديد. مهمترين اثر منثور او « لغت فارسيه » نام دارد.

اين چنين آفت نديدم من عجب خلياست اين

اين نه حسن نور، نور ديده دلهاست اين

نورس

نامش عثمان و به سال 1820 ميلادي در استانبول به دنيا آمده است. وي از شاعران تواناي شعر و ادب فارسي در آناتولي است و اين توانايي از رهگذر سالها تحصيل زبان فارسي در جواني پديد آمده است. وي در ميان شاعران عثماني از جايگاه والايي در نظر مردم برخوردار بود و آثار متعددي از وي باز مانده است. از اوست:

فرخنده كسي كه ترك هستي كرده

بيخود شده و خداپرستي كرده

بي نغمه و چنگ و عود افزوده طرب

بي صحبت جام و باده مستي كرده

نوعي

يحيي نوعي از شاعران سده يازدهم هجري عثماني است. پدرش از منسوبان به تصوف بود. نوعي برخي از ابيات مثنوي را در ضمن اشعار خود شرح كرده است.

از او سرودههايي به فارسي و تركي در دست است:

بهار عالم حسنش دل و جان تازه ميدارد

به رنگ اصحاب صورت را، به بو ارباب معني را

نهالي

نامش محمد و متعلق به سده دوازدهم هجري است. اين شاعر پارسي گوي عثماني مدتي بر مسند قضاوت نشسته و از او اشعاري به فارسي و تركي بر جاي مانده است.

سويم به مرحمت نظري كن كه در جهان

هرگز ز بي كسي چو من افتاده كس نديد

 

وارداري

عبدالغني شيخ زاده وارداري از شاعران پارسي گوي عثماني در سدة دوازدهم هجري است. ابتدا معلمي ميكرد و بعدها به شغل قضاوت روي آورد.

خط نيكويي داشت و به فارسي و تركي شعر ميگفت. در بيت ذيل ماده تاريخ تولد دخترش را ميگويد:

بعون الفرد گفتم بي توقف

قدوم دخترم بادا مبارك

 

وفا

نامش احمد و متعلق به سده سيزدهم هجري است. در شرح حال اين شاعر پارسي گوي عثماني مينويسند كه «... [ در پايان عمر ] مشاعرش را از دست داد و سرانجام در بيمارستان درگذشت.» وي خطاب به برادرش سروده است:

از مقتضاي نامت مستغرق صفا شو

خواهي به نزد ما آ، خواهي ز ما جدا شو

چون در ميان صحرا، ماني خموش و تنها

در خاطر آر ما را، يادآور وفا شو

 

[ عبدالله ] هاشم بيگ

عبدالله هاشم بيگ به سال 1278 قمري متولد شده است. مدتي در سرزمين حجاز زيسته و در مشاغل دولتي بوده است. او خطي نيكو داشت و به نظم و نثر آثاري فارسي و عربي و تركي دارد.

هر نخل آرزو كه زمينگير دل بود

بركندمش ز بيخ و بريدمش شاخ و برگ

نه از وصال شاد و نه غمگينم از فراق

در دل كنون نماند به جز آرزوي مرگ

[ حسين ] هاشم بيگ

اين شاعر خوش قريحه عثماني به سال 1277 متولد و در سال 1336 قمري وفات يافته است. در خانوادهاي متمول بدنيا آمده و شغل ديواني داشته است. در هنرهاي نقاشي، موسيقي و خوشنويسي متبحّر بود و به فارسي و تركي شعر ميگفت.

متأسفانه بخش عمدهاي از آثار او در حادثه آتش سوزي خانهاش از بين رفت.

ابلهان را همه شربت ز گلاب عسل است

قوت دانا همه در خون جگر ميبينم

همامي ازنيقي

وي از شاعران پارسي گوي عثماني در سده هشتم و اوايل نهم هجري است. از فرط علاقه به اشعار همام تبريزي، تخلص « همامي » برگزيد و برخي اشعار همام را به تركي ترجمه كرد. او به فارسي و تركي شعر ميگفت و بيشتر در « مثنوي » طبع آزمايي ميكرد .

الا اي سرو قد لاله پيكر

مبارك طلعت و فرخنده اختر

كلامي چون نواي ساز بلبل

سلامي چون نسيم سنبل و گل

همدم چلبي

محمد سعيد همدم متعلق به پايان سده دوازدهم و بيست و پنجمين جانشين طريقتي مولوي است. عمر همدم در مسافرتهايي گذشته است كه از رهگذر سير آفاق و انفس معنوي رقم ميخورد. يكي از مهمترين و با ارزشترين كارهاي وي ثبت و ضبط نام و مشخصات كتابهايي بود كه در رابطه با طريقت مولويه تأليف شده بود و كسي غير از منسوبان به مولويه از آنها خبر نداشت. از اشعار اوست:

چه غم دارم دلي دارم چه غم دارم دلي دارم

چو آن مرآت ذات حق دلي بس منجلي دارم

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |