6 آذر ماه 1385 خورشیدی. شماره 225
اعتراض
209 نمايندة مجلس شوراي اسلامي بهرژيم باكو
۲۰۹نمايندهمجلس دربيانيهاي اهانت بهمقدسات اسلامي در ايران شمالي را محكوم كرده و از محافل و سازمانهاي بينالمللي خواستند با موضعگيري صريح مانع تكرار حركات فتنهانگيز شوند.در اين بيانيه كه روز چهارشنبه گذشته از سوي جهانبخش محبينيا عضوهيات رييسه مجلس قرائت شد،آمده است: نهضت بيداري اسلامي، پيروزي حزباللهلبنان، مقاومت دليرانه فلسطين، يكپارچگي جمعيت مسلمانان جهان و پيشرفت و نفوذ اسلام در قارههاي اروپا، آفريقا، آمريكاي جنوبي و ساير نقاط عالم موجب گشته است كه دشمنان قسم خورده اسلام بهخصوص صهيونيسم بينالملل درصدد مقابله با آن برآيند.
اين بيانيه ميافزايد: آنها بدترين و غيرمنطقيترين شيوه يعني مسلك اهانت به مقدسات اسلامي و شخص نبي مكرم اسلام (ص) را در پيش گرفتهاند. غافل از آنكه هرگز با چنين حركات شيطاني بر سيماي تابناك آخرين پيامآور آسماني وبرترينانبياي الهي ننشسته ونور عالمتاب او همچون خورشيد فروزان، تاريكزار زندگي بشريت را روشن و روشنتر خواهد كرد.
در اين بيانيه آمده است كه اين توطئه استكباري با كتاب شيطاني سلمان رشدي آغاز شد كه موضعگيري قاطع رهبر فقيد انقلاب آن را عقيم نمود. دگرباره پس از گذشت دو دهه اين حركت زشت از دانمارك سر برآورده و با اظهارات غيرمنطقي و فتنهانگيز پاپ ادامه يافت و اكنون با هزاران تاسف در يك كشور اسلامي يعني جمهوري آذربايجان ( ايران شمالي ) لانه كرده است.
اين بيانيه ميافزايد: مزدوران صهيونيستي در بعضي از مطبوعات باكو نفوذ كرده واسلامزدايي و حرمتشكني مقدسات اسلامي راسرلوحه برنامه خود قرار دادهاند كه آخرين نمونهي آن مقالهي نشريه صنعت است كه با الفاظ و جملات بيسابقه تعاليم عالي اسلام وخاتم پيامبران را آماج دشنام و بدترين توهينها قرار داده است.
نمايندگان در ادامه بيانيه خود آوردهاند كه تعلل دولت باكو و عدم برخورد مناسب و قاطع با چنين اهانتهايي بهساحت مقدس پيامبر اسلام(ص) زمينه را براي حركات ضد اسلامي در اين كشور آماده كرده است.
دراين بيانيه تاكيد شده است: لازم است هشدارهاي لازم ازسوي وزارت خارجه به دولت جمهوري آذربايجان [ايران شمالي] داده شود كه بيش ازاين در دفاع از مقدسات اسلامي تعلل نكرده و به وظايف قانوني و اسلامي خود عمل نمايند وگرنه اين لكه ننگ به آساني از پيشاني آن پاك نخواهد شد.
در اين بيانيه از سازمان كنفرانس كشورهاي اسلامي نيز خواسته شده تا به رسالت تاريخي خود در حفظ و حراست از مقدسات اسلامي عمل كنند.
دفتر جاسوسي آمريكا در باكو عليه ايران
دكتر محمود خرمي
مدتي پيش، «آدام ارلي»، از مقامات آمريكا، اعلام كرد: آمريكا دفترهاي ويژهاي را در شهرهاي ايرانينشين جهان، از جمله «باكو» و «دبي» داير خواهد كرد. سخن ارلي، اين بود كه آمريكا در شهرهاي كشورهاي گوناگون، كه ايرانيان زيادي در آنها زندگي ميكنند، دفترهاي ويژهاي ايجاد كرده و به وسيله اين دفترها با ايرانيان ساكن در آن شهرها ارتباط برقرار خواهد ساخت و همچنين از ايرانيان ساكن در كشورهاي ديگر، كه رفتوآمد آنها به داخل كشور آزاد است، همچون اهرمي براي دخالت در امور داخلي ايران استفاده خواهد كرد.
همچنين اعلام شد كه آمريكا، بودجه خاصي در حدود 75 ميليون دلار براي حمايت از گروههاي ضد ايراني اختصاص داده است. اعلام مقامات رسمي آمريكا، مبني بر اختصاص ميليونها دلار كمك به مخالفان ملت ايران، حركتي در راستاي تشويق مخالفان ايران بود. نيز اعلام شد كه بخشي از اين پول در اختيار رسانهها قرار ميگيرد كه اين نيز حاكي از آن بود كه رسانهها (شبكههاي تلويزيوني ضد انقلابي، تجزيهطلب، مطبوعات فعال در راستاي اهداف جريان تجزيه قومي و...)، جايگاه ويژهاي در طرح جديد آمريكا دارند. به بيان ديگر، عمليات رواني و جنگ رسانهاي، يكي از گرايشهاي پررنگ فعاليت دفترهاي ويژه آمريكا در شهرهاي ايرانينشين است.
در تاريخ 29 آبان 1385، «روزنامه نيويورك تايمز»، اطلاعات دقيقتري درباره طرح ويژه آمريكا در شهرهاي ايرانينشين منتشر كرد. البته با گذشت مدتها از گشايش دفترهاي ويژه آمريكا در برخي شهرهاي ايرانينشين، اطلاعات منتشر شده در نيويورك تايمز براي تحليلگران سياسي به ويژه پژوهشگران مسائل ايران، اطلاعات مهمي به شمار نميرفت، زيرا طبيعي است كه با گذشت مدتها از فعاليت برخي دفترهاي ويژه ضد ايراني آمريكا، اطلاعات پيرامون آنها، رفتهرفته منتشر ميشد. البته بايد اين نكته را نيز در نظر داشت كه آمريكا از آغاز، قصد پنهان كردن فعاليت اين دفترها را نداشت و چنان كه گذشت، آدام ارلي و رايس آشكارا اعلام كرده بودند كه دفترهاي ويژه آمريكا در شهرهاي ايرانينشين، به ويژه باكو و دبي داير خواهد شد.
با اين حال، مقاله نيويورك تايمز نكاتي دارد كه آگاهي از آنها مفيد است. اين روزنامه درباره فعاليتهاي ضد ايراني دفتر ويژه آمريكا در دوبي مينويسد:
«مشكل اين است كه شما در داخل اين كشور (ايران) نميتوانيد فعاليت كنيد؛ بنابراين، به فعاليت در كشورهاي اطراف روي ميآوريد.
نيكلاس برنز، معاون وزير امور خارجه آمريكا در مسايل سياسي، گفت: دفتر دوبي، نقش مشابه ايستگاه ريگا در ليتواني را دارد كه در زمان قطع روابط سياسي بين مسكو و آمريكا، مهمترين مركز جمعآوري و به دست آوردن اطلاعات درباره اتحاد جماهير شوروي بود. يكي از «NGO»هاي فعال در دوبي، ايرانيان (ساكن در دوبي) را به كارگاههايي دعوت ميكند كه در آنها، ايجاد شورشهاي صلحآميز در گرجستان، فيليپين و ديگر نقاط به آنها آموزش داده ميشود. مركز درگيريهاي غير خشن بينالمللي آمريكا نيز در برگزاري جلسات به آنها كمك ميكند. جداي از اينگونه فعاليتهاي آمريكا، دولت بوش از كنگره چندين ميليون دلار بودجه تقاضا كرده تا بتواند برنامههاي خود را به خوبي اجرا كند. از جمله آنها بودجهاي 75 ميليون دلاري است كه به گفته برنز، هماكنون در اختيار آنان است».
تأمل در سخنان معاون وزير امور خارجه آمريكا، از جمله در «فعاليت در كشورهاي اطراف ايران»، «ايستگاه ريگا به عنوان مهمترين مركز جمعآوري و به دست آوردن اطلاعات در مورد اتحاد اتحاد شوروي»، به روشني حاكي از آن است كه دفترهاي ويژه ضد ايراني آمريكا، تنها منحصر به دوبي نبوده و كشورهاي «اطراف ايران» را در بر ميگيرد و ديگر آن كه اين دفترها مراكز جمعآوري و به دست آوردن اطلاعات و به عبارت روشنتر، مراكز جاسوسي و براندازي آمريكا عليه ايران است.
• اطراف ايران
تلاشهاي جديد آمريكا براي سازماندهي شورشهاي گسترده سياسي، مذهبي و قومي در ايران از راه كشورهاي اطراف، حاكي از آن است كه تلاشهاي چند ساله آمريكا براي محاصره نظامي ايران (استقرار نيروهاي نظامي در افغانستان، عراق، خليج فارس، كشورهاي حاشيه خليج فارس، جمهوري آذربايجان و ...) نتيجه مطلوب را در بر نداشته است. اين دليلي بر ثبات و استحكام ملت ايران و حكومت جمهوري اسلامي است.
حضور نظامي آمريكا در اطراف ايران، نتيجهاي جز نظامي شدن منطقه و گسترش تروريسم و تهديد ثبات و امنيت در بر نداشته است. گشايش دفترهاي ويژه براي آموزش شورش به افراد و اعزام آنان به داخل ايران و جمعآوري اطلاعات و جاسوسي درباره اين كشور، نشان ميدهد كه آمريكاييها به رويكرد نظامي درباره ايران اميد زيادي نبستهاند.
اطلاعات منتشر شده در مطبوعات و رسانههاي ايران از تحركات آمريكا در اطراف ايران، نشان ميدهد كه ايرانيها اقدامات آمريكا را به دقت زير نظر گرفته و اقدامات ويژهاي براي مقابله با كشورهاي همسايهاي كه برخلاف اصول همسايگي و حسن همجواري، خاك خود را براي تهديد امنيت ملي ايران در اختيار آمريكاييها قرار دادهاند، آغاز كردهاند. برخي كشورهاي همسايه، از جمله امارات كه حكومت آنها استقلال سياسي لازم را ندارد، تسليم زيادهخواهيهاي آمريكاييها شده و اجازه دادهاند تا آمريكا از خاك آنها براي تهديد امنيت ملت ايران استفاده كند. به نظر ميرسد ايرانيها اقدامات هشداردهندهاي در حق امارات انجام دادهاند، اماراتيها اين هشدارها را درك كردهاند و طبيعي است كه اگر اين هشدارها به حد كافي درك نشود و اماراتيها همچنان به همكاري با آمريكا براي تداوم فعاليت «ريگاي دوبي» ادامه دهند، ايرانيها بايد «شوكهاي تازهاي»به امارات وارد كنند، چرا كه امارات به ويژه اقتصاد آن به شدت تهديدپذير است.
• ريگاي استانبول
نبود رژيم ويزا بين ايران و تركيه و سفر سالانه صدها هزار ايراني به نقاط گوناگون تركيه به ويژه استانبول و سكونت هزاران ايراني در آن، استانبول را به شهري پر وسوسه براي آمريكا تبديل كرده است. مقالات و مطالب متعددي كه درباره استانبول و ايران در آمريكا منتشر شده، از جمله كتاب «دشمنت را بشناس»، نوشته «ادوارد شرلي»، نام مستعار يكي از كاركنان سيا در كنسولگري آمريكا در استانبول، حاكي از آن است كه استانبول، شهر پر وسوسهاي براي آمريكا جهت جاسوسي درباره ايران، جذب افراد و سازماندهي شورشهاي قومي و سياسي بوده است.
در دوره جنگ تحميلي، رژيم صدام نيز تلاش كرد تا از استانبول براي ضربه زدن به ايران استفاده كند. دستگاه اطلاعاتي صدام نيز اقداماتي را در اين شهر انجام داد، اما صداي ماجرا، هنگامي پيچيد كه برخي از عوامل خرابكاري صدام در استانبول به دست افراد ناشناس كشته شدند و امنيت استانبول زير سؤال رفت.
حكومت تركيه در مقايسه با برخي كشورهاي كوچك اطراف ايران، از استقلال سياسي بيشتري برخوردار است و ميتواند با لحاظ منافع ملي خود و اقدامات احتمالي متقابل ايران، اجازه ندهد آمريكا «ريگاي استانبول»را همچون «ريگاي دوبي» فعال كند.
• ريگاي باكو
قراين و شواهد، حاكي از آن است كه آمريكا ايستگاه ويژه ضد ايراني خود را در باكو فعال كرده است. در يك سال گذشته، فعاليتهاي ضد ايراني در باكو تشديد شده است. اين فعاليتها با هدايت ايستگاه آمريكا، هم از سوي برخي احزاب غير دولتي (طرفدار و يا مخالف حاكميت باكو) و نيز برخي نهادهاي دولتي مانند كميته دولتي رسيدگي به امور آذريهاي خارج از كشور انجام گرفته است. در اسفند 1384 همايشي به نام «دومين همايش آذريهاي جهان» در باكو برگزار شد كه در آن، عدهاي از تجزيهطلباني كه در كارگاههاي آموزشي سيا در آمريكا براي ايجاد اغتشاش در ايران تعليم ديدهاند، حضور داشتند. برخي از اين افراد در همايش ياد شده و در حضور الهام علي اف عليه تماميت ارضي ايران سخن گفتند. گزارشهاي منتشر شده در مطبوعات و پايگاههاي اينترنتي، حاكي از آن است كه برخي افراد از ايران به باكو سفر كرده و در اين شهر با دريافت گذرنامه جعلي از راه عوامل آمريكا و اسرائيل به كشورهاي ديگري سفر كرده و تحت آموزشهاي ويژهاي قرار گرفتهاند. اين افراد در اغتشاشاتي كه در خرداد ماه 1385 در برخي شهرهاي ايران از جمله تبريز و اردبيل رخ داده، دست داشتند. اين اغتشاشات به صورت آشكار از سوي شبكههاي تلويزيوني تجزيه طلبي كه از آمريكا پخش ميشدند، حمايت ميشد و از سوي ديگر، گردانندگان اين تلويزيونها به صورت مكرر در باكو حضور يافته و از سوي برخي شبكههاي تلويزيوني و احزاب باكو مورد حمايت و تبليغ واقع ميشوند.
در آستانه وقوع اغتشاشات خرداد ماه در برخي شهرهاي شمال غرب ايران، يكي از احزاب باكو (حزب استقلال ملي به مديريت فردي به نام اعتبار محمد اف) به طور رسمي در حمايت از اغتشاشات وارد عمل شد و همايشي را در يكي از گرانترين هتلهاي باكو (هتل اروپا) با هدف ايجاد هماهنگي براي تداوم شورش و خرابكاريها در ايران با حضور عناصر ضد ايراني و عوامل آمريكا و اسرائيل برگزار كرد. حزب ياد شده مدتها بود كه به دليل عدم استطاعت مالي، عملاً تعطيل شده بود و مدير آن، اعتبار محمد اف، در انزوا بود. فعال شدن ناگهاني اين حزب با استفاده از منابع مالي نامعلوم و با هدف سازماندهي شورش و خرابكاري در ايران، پرسشهاي زيادي را در محافل سياسي باكو برانگيخت و برخي مطبوعات باكو به صراحت يادآور شدند كه آمريكا، مأموريت ويژهاي را به اين حزب محول و هزينه آن را نيز پرداخت كرده است.
از جمله فعاليتهاي ايستگاه اطلاعاتي آمريكا در باكو، راهاندازي سايتهاي اينترنتي تجزيه طلبانه است تا بر حال و هواي سياسي آذربايجان ايران تأثير بگذارد. ايجاد زمينه براي اغتشاشگري از طريق گسترش قومگرايي، تضعيف وحدت ملي و تخريب مباني هويت ملي ايرانيها به وسيله به كارگيري مطبوعات محلي، كمك مالي به مطبوعات و افرادي كه در سازماندهي اغتشاشات فعال هستند، از ديگر اقدامات دفتر ويژه آمريكا در باكو است. اين دفتر همچنين در راستاي حمايت سياسي و تبليغاتي از عناصر تجزيه طلب فعاليت كرده و هنگامي كه اين افراد به جرم انجام كارهاي غير قانوني دستگير و زنداني شوند، از طريق نهادهاي غربي و بينالمللي براي آزادي آنها تلاش ميكند. برقراري پيوندي نزديكتر ميان دستگاههاي دولت باكو و آمريكا با تجزيه طلبان، يكي ديگر از خطوط فعاليت دفتر آمريكا در باكو است. ايستگاه ياد شده فعاليتهاي ويژهاي را نيز در نقاط نزديك به مرز ايران آغاز كرده است.
همانگونه كه گذشت، آدام ارلي، رسماً اعلام كرده بود كه دفتر ويژه آمريكا در امور ايران، در شهر باكو داير خواهد شد. هرچند وجود اين دفتر در باكو، بنا به ملاحظاتي توسط آمريكا علني نشده، شواهد نشان ميدهد كه دفتر ياد شده به صورت پنهان ـ اما آزاد ـ در حال فعاليت است.
بيترديد فعاليتهاي دفتر ضد ايراني آمريكا در باكو، نميتواند از ديد دولت باكو پنهان باشد و بيگمان، آمريكا نميتواند بدون موافقت دولت باكو، چنين دفتري را در اين شهر داير كند. از اين روست كه ايرانيها دولت باكو را مسئول ميدانند. اين دولت نبايد خاك خود را در اختيار آمريكاييها قرار دهد تا امنيت ملي ايران مورد تهديد قرار گيرد. آيا دولت باكو انديشيده است كه همكاري با آمريكا براي لطمه زدن به امنيت ملت ايران، چه پيامدهاي سنگيني ميتواند داشته باشد؟
يادداشتي بر
كتاب آرزو
«گزيده شعر بيدل ؛ اثر جلال محمدي»
محمد طاهري خسروشاهي
حضرت ابوالمعاني مولانا بيدل دهلوي را از «عجايب امت محمد مصطفي»1 و از «اركان شعر فارسي»2 و «شاعر آينهها»3 دانستهاند. او در سدة يازدهم و دوازدهم هجري در هند ميزيست.
ميرزا عبدالقادر بيدل پس از تحصيل علوم ابتدايي و آموزش قرآن ، صرف و نحو عربي، نثر و نظم فارسي و ... به ترك مدرسه ميگويد و با آداب سلوك معنوي و رشد عرفاني آشنايي ميكند.
بيدل دهلوي از رهگذر دوستي با پيري بلند مرتبه به نام «شاه ملوك» به جرگه شاعران شعر فارسي ميپيوندد و با هشدار به خود ميگويد: «اي هوس انتظار رموز حقايق... به حرف و صوت پراكنده (= منثور) قانع مباش و تاممكن است به مشق موزوني خامة جهدي برتراش...»4
دوراني جواني اين شاعر بزرگ و معنيساز در نشست و برخاست با صاحبان افكار مختلف همچون برهمايان، درويشان، صوفيان، اهل كلام و ... ميگذرد و البته از خردسالي تا دوران كمال در پرتو تربيت مردان بزرگ و معنوي قرار ميگيرد.
در اين ميان آشنايي با «مولانا شاه قاسم هواللهي» بيدل را به منتهاي كمال سلوك نايل ميكند. بيدل از اين بزرگوار چنين ياد ميكند: «هرگاه زبان به نامش گشودهام ، صيت شهپر جبرئيل مقيم پردة گوش است و هر جا نفس به يادش كشيدهام، نسيم وادي ايمن عطر دماغ هوش...».
■■■
باري بيدل يكي از بزرگترين و در عين حال ناشناختهترين شاعران تاريخ شعر و ادب فارسي است. يك نكته مهم در باب شناخت بيدل از سوي جامعه ادبي ايران، اين است كه نخستين زمزمههاي «بيدل شناسي» در كشور ما پس از انقلاب اسلامي و توسط شاعران انقلاب كه عمدتاً پيشتازان شعر جنگ نيز بودند، صورت گرفته است.
جلال محمدي ـ شاعر معاصر ـ در باب راز پيوند بيدل و شاعران انقلاب مينويسد: «راز پيوند بيدل با انقلاب و شعراي آن، در اصالت و روح حماسي شعر او نهفته است... گويي فرياد بيدل از حنجرة زخمي شاعر دردمندِ مسلمان برميخيزد و از اينجاست كه شعراي انقلاب در ديار ما، پيشروان بيدل شناسانند»5
در سه دهة اخير و در پي پيروزي انقلاب اسلامي، چهار اثر مهم و قابل توجه ـ بيرون از بحث فضل تقدم و تقدم فضل ـ دربارة بيدل در ايران انتشار يافت.
الف› ديوان دو جلدي بيدل ـ به كوشش يوسفعلي ميرشكاك كه نخستين چاپ ديوان بيدل ـ البته غزليات او در ايران است.
ب› شاعر آينهها ـ دكتر محمد رضا شفيعي كدكني
ج› بيدل، سپهري و سبك هندي ـ سيد حسن حسيني
د› كتاب آرزو ـ جلال محمدي
چنانچه مشاهده ميشود از ميان اين چهار تن، سه تن به طور مستقيم از چهرههاي سرشناس «شعر انقلاب» به شمار ميروند. يوسفعلي مير شكاك، مرحوم سيد حسن حسيني و جلال محمدي آثار مهم و قابل تأملي در وادي «شعر انقلاب و دفاع مقدس» انتشار دادهاند. و باز در ميان اين آثار، دو اثر به عنوان ارائه نمونهاي از آثار بيدل ـ براي نخستين بار ـ به همراه مقدمهاي در نقد شعر اوست (كارِ مير شكاك و محمدي) و دو اثر ديگر (كار شفيعي و حسيني) در تحليل سخن بيدل است. البته بعدها و با گسترش بيدل گرايي در ايران شاعران و نويسندگان ديگري نيز گزيدههايي از اشعار بيدل، ديوان بيدل يا كتابهايي دربارة شعر بيدل منتشر كردند.
■■■
« كتاب آرزو» گزيدهاي از غزليات و مفردات شعر بيدل است. اگر چه براساس تاريخي كه جلال محمدي ـ گرد آورنده ـ در پايان مقدمة اثر درج كرده، اين كتاب در سال 1370 آماده انتشار بوده، لكن در پي هشت سال محاق نشر، به سال 1378 و از سوي انتشارات اميركبير تهران چاپ شده است.
اين اثر با مقدمهاي از «يوسفعلي مير شكاك» به عنوان « نخستين آوازگر شعر بيدل در ايران» آغاز ميشود. راقم مقدمه پس از بيان گفتاري از حيات و حالات بيدل در توصيف «كتاب آرزو» مينويسد:
« [اين كتاب] به وهم و فهم امروزيان و اكنونيان نزديكتر است و [شامل] برخي غزلهاي عراقيوار ابوالمعاني [بيدل] است...»
وي در بيان ضرورت انتشار اين گزيده با شميم عراقيوار آن مينويسد: «مگر نه ما پايتخت زدگان رسانهزده، دير زماني است كه جز زبان عراقي، آن هم عراقي پس از [سبك] بازگشت، هيچ زباني را برنميتابيم؟ پس لاجرم به چنين منتخبها نيازمنديم...»6
جلال محمدي با اراية كتاب آرزو كه شامل غزلهاي عراقيوار بيدل است، كوشيده تا ميان علاقهمندان شعر كه ذائقة آنها به سبك عراقي عادت كرده، پيوندي با بيدل برقرار كند.
پس از مقدمه ميرشكاك، گردآورنده كتاب آرزو، نكاتي از شرح احوال مولانا بيدل را به تبيين مينشيند. به نوشتة او، بيدل در آغاز كار شاعري به ملازمت يكي از شاهزادگان هند ميرسد. شاهزاده قصيدتي در مديح خود از بيدل خواستار ميشود و اين چنين بيدل به ترك خدمت او ميگويد.
جلال محمدي، شعر بيدل را از نوع «جوشش» [و نه كوشش] ميداند و ضمن بيان قدرت شاعري او معتقد است «اين شاعر بلند پايه، با همة شهرتش در ديگر ممالك در ميان پارسي زبانان و پارسيدانان مانند هند، افغانستان، پاكستان و تاجيكستان تا دهة اخير (دهه شصت) در ايران ناشناخته بود».
از مباحث مهم گرد آورنده در مقدمة كتاب، تحليل دلايل نفوذ شعر بيدل پس از انقلاب اسلامي در ايران است. پيش از اين بيان شدكه او «اصالت و روح حماسي شعر بيدل» را از نقاط مشترك شاعران انقلاب و در پي آن شناخت بيدل در ايران معاصر ميداند.
مؤلف در بخش ديگري از مقدمه ، تازيانة انتقاد بر كار كساني فرود ميآورد كه بيدل را «شاعري ملحد و منكر دين» تلقي ميكنند. او معتقد است: « چنين به نظر ميرسد كه بعضي افراد با كج انديشي يا سطح بيني، از سخنان و اشعار عرفا به نتايج نامطلوبي ميرسند. اين افراد كساني هستند كه به فرمودة بيدل «رمز آشناي معني» نيستند...»7
در همين مقدمه، مطالبي درباره «تشخّص سبكي» بيدل كه منحصر بدوست، درج ميشود. محمدي مينويسد: «اگر چه سبك بيدل هندي است ، ليكن بيدل داراي زبان شعر منحصر به خود ميباشد. زبان بيدل شعر او را از شعر ديگر شعراي هندي گوي، متمايز مينمايد...»
جلال محمدي برخلاف تصور بسياري از پژوهشگران، بر آن است كه «شعر بيدل ساده است». او مينويسد: « شعر بيدل همان قدر كه غامض و پيچيده به نظر ميآيد، همان قدر نيز ساده است. غامض است براي ناآشنايان، و ساده است براي آشنايان و محرمان معني كدة مولانا... آنها كه ذوق خويش را به دريافت معاني باريك عادت ندادهاند، از بيدل بيگانهاند، پس بايد به طرز بيگانه آشنا شد و به خلوت نازك خيالان راه يافت...»
از ديگر مطالب مهم و بديع در مقدمة «كتاب آرزو» ميتوان به نظر گردآورنده دربارة «تعميم تركيب آفريني شاعران معاصر بيدل» اشاره كرد. جلال محمدي با رد نظر دكتر شفيعي كدكني كه نوشته است: « اين تركيبها از نوع تجارب شاعران قبل از او نيست»؛ معتقد است: «آوردن اين گونه تركيبات در زمان بيدل يا در شعر شاعران هم دوره و هم سبك او كه از نظر مكان نيز به هم نزديك بودهاند، معمول بوده است. همچنانكه در زمان ما تركيباتي مانند سينه سرخ، سبز قامت و ... رايج ميباشد. ليكن بيدل اين تركيبات را به طور گسترده به كار برده است.» و مثالهايي در اين باره از جويا تبريزي و ... ارايه ميكند.
گرد آورنده سپس نمونههايي از متون نظم و نثر عصر بيدل ارائه ميدهد. به عنوان مثال با اشاره به «يادداشتهاي صدرالدين عيني » از نويسندگان معروف تاجيكستان ميآورد:
«ما در يادداشتهاي عيني نيز به چنين تركيباتي (خندهزار به عنوان نمونه) برميخوريم: «بيچاره ميرزا عبدالواحد در شهر با خيالات مشهور شده ، خنده زار دوست و دشمن ميگردد...»
نكته پاياني در باب مقدمة گرد آورنده، اشاره او به «ضرورت تدوين فرهنگ اشعار بيدل» است. گردآورنده مينويسد: « اگر اين فرهنگ نوشته شود، بسياري از ابهامات شعر او براي مبتديان آشكار خواهد شد».
جلال محمدي ، در اين اثر بيش از 150 غزل و بيش از يكصد مفردات از اشعار بيدل را آورده و بدين سان از باب «فضلِ تقدم» در معرفي و شناخت بيدل دهلوي به جامعه ادبي ايران سهمي شايسته برعهده گرفته است.
عنوان كتاب از ابيات بيدل انتخاب شده است. (= از كتاب آرزو با بي دگر نگشودهام ـ همچو آه بيدلان سطري به خون آلودهام) كتاب آرزو در يكهزار شمارگان و به سال 1378 از سوي انتشارات اميركبير روانه بازار كتاب شده است.
اينك دو نمونه از غزلهاي بيدل به نقل از كتاب آرزو درج ميشود.
شكار رحمت
از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت است
ديده هر جا باز ميگردد دچار رحمت است
خواه ظلمت كن تصور خواه نور، آگاه باش
هر چه انديشي، نهان و آشكار رحمت است
قدردان غفلت خود گر نباشي، جرم كيست؟
آنچه عصيان خواندهاي، آيينهدار رحمت است
سبحة ديگر به ذكر مغفرت در كار نيست
تا نفس باقي ست، هستي در شمار رحمت است
وحشي دشت معاصي را دو روزي سر دهيد
تا كجا خواهد رميد، آخر شكار رحمت است
شام اگر گل كرد بيدل، پردهدار عيب ماست
صبح اگر خنديد در تجديد كار رحمت است
... چمن آفرين ناز
همه كس كشيده محمل به جناب كبريايت
من و خجلت سجودي كه نكردهام برايت
نه به خاك در بسودم، نه به سنگش آزمودم
به كجا برم سري را كه نكردهام فدايت
به بهار نكتهسازم ز بهشت بينيازم
چمن آفرين نازم به تصور لقايت
نفس از تو صبح خرمن، نگه از تو گل به دامن
تويي آنكه در بر من، تهي از من است جايت
ز وصال بيحضورم، به پيام ناصبورم
چقدر زخويش دورم كه به من رسد صدايت
*(دانشجوي دوره كارشناسي ارشد ادبيات فارسي)
پينوشتها:ـــــــــــــــ
1) عنواني از يوسفعلي مير شكاك؛ نخستين آوازگر شعر بيدل در ايران
2) برداشتي از مقدمه جلال محمدي «بركتاب آرزو»؛ گزيدة شعر بيدل
3) عنوان كتاب دكتر شفيعي كدكني در نقد و تحليل شعر بيدل
4) كتاب آرزو ـ مقدمة يوسفعلي مير شكاك ـ ص 11
5) همان ـ ص 19
6) همان ـ ص 16
7) همان ـ ص 20
نگاهي به درياي مازندران و چالشهاي پيش رو
درياي مازندران ( خزر ، قزوين، كاسپين) با تنوع زيستي منحصر به فرد ، تالابهاي بينظير، جنگلهاي استثنايي حاشيه آن ، رودخانهها و گونههاي گياهي و جانوري كم نظير ، زير فشار تهديدات روزافزون و چالشهاي متعدد زيست محيطي قرار گرفته است كه بتدريج از توان اين دريا ميكاهد.درياي مازندران نمادي از فرصتهاي پرشمار در سطح منطقهاي و جهاني است كه شهرت جهاني آن در زمينه ماهيگيري و پروتئين موجود در غذاهاي دريايي براي يك رژيم غذايي سالم و ايجاد هزاران موقعيت شغلي در صنعت شيلات نمودي از اين فرصت هاست.
خاويار منحصر به فرد و لذيذ اين دريا به عنوان كالاي لوكس و تجملي در سراسر جهان جلوهاي از شكوه و ثروت درياي خزر را به نمايش ميگذارد.
درياي مازندران از جنبههاي مختلف حائز اهميت است اين دريا را ميتوان پل ارتباطي ميان قارههاي اروپا و آسيا بشمارآورد كه "مرواريد سياه" نام گرفتهاست.
محيط زيست منحصر به فرد درياي مازندران نيز به نوبه خود موقعيتهاي مناسبي را براي گردشگري به خصوص گردشگري زيست محيطي فراهم آورده است ، سواحل ماسهاي ، جنگلهاي انبوه ، آثار تاريخي مهم و مناظر زيبا و خيرهكننده طبيعي از جاذبههاي قوي توريستي اين منطقه است.
پنج ميليون سال از پيدايش اين بزرگترين آب محصور در خشكي ميگذرد كه ۴۴ درصد كل آبهاي درون خشكي جهان را در خود جاي دادهاست و ۱۳۰رودخانه بزرگ و كوچك به آن ميريزند.
درياي مازندران با وسعت ۳۷۱هزاركيلومتر مربع كه عمق متوسط آن در قسمت شمالي پنج متر و ژرفاي آن در قسمت جنوب با بيشترين عمق تا حدود يك هزار متر در آبهاي ايراني ميرسد.
بيش از ۹۰درصد آب شيرين خزر از رودخانههاي ولگا ، كورا، ترك ، اورال و سولك تامين ميشود.
منابع نفت و گاز دريا نيز در كنار ذخاير غني ماهيگيري صنعت جديد و قدرتمندي را از حدود يكصد سال پيش بنيان گذاشتهاست.
تازهترين ارزيابيها مقدار اين ذخاير را بيش از ۵۰ميليارد بشكه بر آورد كرده است و اكنون بسياري از شركتهاي چند مليتي و عظيم نفتي در استخراج ، ذخيرهسازي ، انتقال و فروش نفت و گاز درياي مازندران در بازارهاي جهاني فعاليت دارند.
درياي مازندران به سه پهنه آبي شمالي ، مركزي و جنوبي تقسيم شدهاست كه بيش از ۱۲ميليون انسان در حاشيه اين پهنه آبي زندگي ميكنند.
شش ميليون ايراني در نوار ساحلي جنوبي ، سه ميليون در باكو و سواحل ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) ، سه ميليون در قزاقستان ، روسيه و تركمنستان ساكنان حاشيه اين دريا را تشكيل ميدهند.
به رغم وضعيت مناسب درياي مازندران و اهميت آن هم اكنون اين دريا با چالش هاي متعدد روبرو است و برخي از گونههاي با ارزش درياي خزر با كاهش سريع جمعيتي روبه رو شده و شماري نيز در معرض انقراض قرار دارند و تالابهاي اين دريا به سبب كاربري غيرمسوولانه انسانها مورد تجاوز و تعدي قرار گرفتهاند.
همچنين بيابان زايي و جنگل زدايي از جمله مهمترين تهديدات منطقهاي اين دريا بشمار ميروند.
ذخاير باارزش ماهيان درياي مازندران زير فشار صيد قاچاق و ماهيگيري سازمان يافته غير قانوني رو به كاهش گذاشته است و ذخاير اين دريا متحمل خسارات قابل توجهي بويژه در زمينه ماهيان خاوياري شدهاست.
تهاجم گونه غيربومي بنام شانه دار كه در فروپاشي صنعت ماهيگيري درياي سياه نقش بسزايي داشتهاست موجب تشديد فرايند منفي درياي خزر شدهاست.
محققان و كارشناسان ، معضل ديگر درياي مازندران را آلودگي ناشي از صنعت ، كشاورزي و آلايندههاي شهري ميدانند كه با استفاده ممتد و گسترده آفت كشها و كودهاي شيميايي در بخش كشاورزي ، نشت تصادفي مواد نفتي در دريا و بالا رفتن موضعي سطح مواد مغذي تشديد گرديدهاست. روزانه هفتاد هزار تن فاضلاب شهر باكو به درياي مازندران ميريزد و اين دريا را آلوده ميكند.
نوسانات سطح آب دريا نيز با زير آب بردن زير ساختها ، مناطق مسكوني و زمينهاي زراعي ساحلي موجب انتقال مواد آلاينده به دريا شدهاست.
"ايگور ميتروفانف "كارشناس تنوع زيستي برنامه محيط زيست درياي مازندران به خبرنگار ايرنا گفت: گونههاي بومي بسيار زيادي در درياي مازندران مشاهده مي شوند كه آخرين آمار نشان ميدهد ۴۰درصد اين گونهها بومي منطقه هستند.
وي مهمترين مشكل اين دريا را آلودگي آن دانست و ورود گونههاي مهاجم و استفاده ناپايدار از منابع اين دريا را تهديد اساسي درياي خزر ذكر كرد.
تحقيقات نشان ميدهد گرچه آب درياي مازندران بطور كلي آلوده نشدهاست اما در برخي نقاط شدت آلودگيها بالا است و توسعه ناپايدار مناطق و جوامع ساحلي از ديگر مشكلات زيست محيطي اين دريا ميباشد.
فقدان يا نارسايي برنامهريزي كاربري زمين همراه با فشار آلودگي و توسعه نامتعادل اقتصادي به آلودگيهاي درياي مازندران دامن زدهاست.
مدير برنامه محيط زيست درياي مازندران گفت : حفظ آينده خزر از اكنون نيازمند مشاركت و حضور بيش از پيش كشورهاي ساحلي و سازمانهاي بينالمللي و منطقهاي است.
دكتر "حميدرضا غفارزاده"افزود: برنامه محيط زيست درياي مازندران CEPدر سال ۱۹۹۸به عنوان نمادي از خواست منطقهاي و همكاريهاي مشترك بين كشورهاي حاشيه اين دريا به منظور مقابله با مشكلات زيست محيطي درياي مازندران تاسيس شد.
وي تصريح كرد : مشاركت بين دولتي پنج كشور ساحلي ، در راستاي توسعه پايدار محيط زيست دريا تحقق مييابد.
وي اظهارداشت: هدف اصلي CEPدستيابي به بهره وري اقتصادي بلند مدت براي مردم منطقه و حفاظت از محيط زيست دريا ميباشد .
درياي مازندران ، اين درياي پرنعمت نيازمند اجراي طرحهاي راهبردي و الويت دار در زمينه حفظ تنوع زيستي ، مقابله با گونههاي مهاجم غير بومي مانند آبزي شانه دار و كاهش آلودگي توسط كشورهاي حاشيه و همچنين تقويت چارچوبهاي قانوني و سياستگذاري زيست محيطي در سطح ملي و منطقهاي است.
میثاق ما میثاقی ابدی با شهیدانی است که خون پاکشان سرزمینمان ایران را رنگین کرده است . شهیدانی که در خون خفته اند تا ما بیدار بمانیم .