خلطه ابناء الدنیا تشین الدین و تضعف الیقین

 

امیرالمومنین « علیه السلام »

 

آمیزش و پیوند با فرزندان دنیا ( دنیا طلبان ) ، دین را معیوب و یقین را تضعیف  کند.


 

خبرهای ایران شمالی :

ضرب و شتم وحشیانه عزاداران توسط پلیس باکو

پلیس شهر باکو با حمله به جوانان عزادار در سالروز رحلت پیامبر اسلام و شهادت امام حسن مجتبی « علیهم السلام » شماری را مجروح و بازداشت کرد. 

‌تعداد زیادی از نیروهای پلیس باکو که به تجهیزات ویژه مجهز بودند  با حمله به  خیل جوانان عزادار که به مناسبت رحلت پیامبر رحمت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و امام حسن مجتبی(ع) در میدانهای مرکزی باکو به عزاداری پرداخته بودند ده نفر را مجروح و دهها تن را بازداشت کردند.

عزاداران با نوحه خوانی و سینه زنی قصد داشتند از میدان "فضولی" به سمت میدان "شهدا" شهر باکو حرکت کنند که پلیس دولت حاکم بر ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) با آنان درگیر شد.

دولت باکو سالهاست حرکت دسته های عزاداری را در خیابانها ممنوع کرده است.

13 سال زندان و مصادره اموال و منزل مسکونی یک سردبیر  در باکو

سردبیر روزنامه " ایدئال آذربایجان" به اتهاماتی مانند تحقیر و توهین دیگران به 13 سال و 3 ماه زندان در دادگاهی در باکو محکوم شد.

به گزارش خبرگزاری ترند نیوز از دادگاه جنایات سنگین کشور، در جلسه این دادگاه پرونده ناظم قلی یف سردبیر روزنامه ایدئال آذربایجان مورد بررسی قرار گرفت. با حکم دادگاه املاک و منزل مسکونی وی مصادره شده و بطور کلی وی بمدت 13 سال و 3 ماه به حبس محکوم شده است.

دادستان کشور خواستار حبس وی بمدت 15 سال شده بود.

ناظم قلی اف مقالات متعددی درباره فساد دولت باکو و غارت منابع کشور توسط گروه حاکم منتشر کرده است.

 

صابر رستم خانلی و همسر الهام علی اف

 به عنوان چهر ه های برتر پارلمان باکو انتخاب شدند !

 

مهربان علی یوا ( همسر پرزیدنت الهام علی اف ) ، سفیر خوشمرام YUNESKO و İSESKO و نماینده پارلمانی آذربایجان بر اساس نتیجه یک نظرسنجی، بعنوان فعالترین نماینده مجلس در باکو انتخاب شد.
ترن نیوز نوشت :  وی بدلیل فعالیتهای شایسته خود در بخش قانونگذاری بعنوان فعالترین نماینده مجلس باکو انتخاب شده است.
به گزارش خبرگزاری ترند نیوز الشاد ایوازلی رئیس مجمع خبرنگاران پارلمانی باکو در این مورد گفت: پس از مهربان علی یوا نمایندگان پارلمانی زیر در جایگاه های بعدی به ترتیب بعنوان فعالترین نمایندگان مجلس انتخاب شده اند: بهار مراداوا معاون رئیس پارلمان ، سیاووش نوروزاف معاون دبیر اجرایی حزب حاکم ، آیدین میرزه زاده، قدرت حسن قلی یف، فاضل مصطفی، پناه حسین، واحد احمداف، زاهد اوروج، علی مسیملی و آزای قلی یف.
نمایندگان پارلمانی زیر هم بعنوان فعالترین نماینده مجلس کشور در زمینه دفاع از حقوق مردم انتخاب شده اند: غنیره پاشایوا، جمیل حسنلی، صابر رستم خانلی، آرزو صمدبیلی، اکرام اسرافیل، انتظام اکبرلی، فوئاد مراداف، گلر احمداوا، ناظم محمداف و المیرا آخونداوا.
افراد زیر نیز بعنوان فعالترین نماینده مجلس کشور در زمینه دفاع از حقوق در مجامع بین المللی انتخاب شده اند: ضیافت عسکراف معاون اول رئیس پارلمان ، گلتکین حاجي‌بی‌لی، نظامی جعفراف و آصف حاجی اف.
شایان ذکر است افراد معرفی شده به عنوان چهره های فعال و برتر همه از اعضای حزب حاکم و جزو طرفداران مشهورالهام علی اف محسوب میشوند .

 

 

 

 

قتل دو کارمند کمیته دولتی " نظارت بر امور دینی " در نخجوان

   به دنبال تلاشهای اخیر در نخجوان برای پیشگیری از عزاداری در ایام عاشورا ، طی حادثه ای دیگر در این منطقه دو تن از کارمندان کمیته دولتی نظارت بر امور دینی که بازوی اجرایی دولت در پیشگیری از فعالیتهای مذهبی است به قتل رسیدند.

به گزارش وزارت امور داخلی باکو ،
اكبر مصطفي يف فرزند عباس، و غضنفر قلي اف فرزند موسي ساكن شهرستان " شرور " به قتل رسيدند. قاسم ممي يف فرزند علي متولد  1978 ناحيه شرور و ساكن روستاي قارخون همان ناحيه، که در مجالس مذهبی فعالیت داشت و دو نفر مذکور همواره مانع از فعالیتهای وی بودند او را به اداره دولتی نظارت بر امور  ديني در شهر شرور فراخوانده و به وی هشدار دادند که فعالیتهای مذهبی خود را ترک کند. اما او  درخواست اداره نظارت بر امور ديني را نپذیرفته و درخواست داشت كه كارت اجازه براي اجراي مراسم هاي ديني را به او بدهند.  همان روز در شهر شرور  بین وی با غضنفر قلي اف درگیر ی رخ داد که در این درگیری حریف وی جان باخت .  اكبر مصطفي يف رئيس اداره دولتی نظارت بر امورديني شهرستان شرور نيز در هنگام مداخله در این حادثه از ناحيه قلب ضربه خورد.



تایید تداوم سرکوب عزاداران حسینی توسط رییس کمیته نظارت بر امور دینی دولت باکو  

 

واکنش های مربوط به حوادث رخ داده در نخجوان و سرکوب عزاداران حسینی توسط پلیس و ماموران امنیتی دولت الهام علی اف همچنان توسط برخی مطبوعات باکو دنبال میشود . روزنامه مساوات نو ( ینی مساوات ) در تازه ترین خبر پیرامون این ماجرا نوشت :

هدايت اروج‌اف رييس كميته دولتي رسيدگي به امور تشكل‌هاي ديني دولت باکو در رابطه با حوادث روستاي بننيار نخجوان ( سرکوب شدید عزاداران حسینی )اعلام موضع كرده است. به گزارش خبرگزاري آپا، وي با غير لازم دانستن جنجال آفريني در رابطه با حوادث عاشورا در روستاي بننيار، گفته است: دولت باکو موضع خود در قبال راديكاليسم، افراطيگري و بنيادگرايي در بننيار يا هر جاي ديگر را اعلام خواهند كرد.

رييس كميته دولتي نظارت بر امور دینی اظهار داشته است كه در برخي مناطق به دستورات کمیته دولتی نظارت بر امور دینی در رابطه با مراسم روز عاشورا عمل نشده است.

اروج‌اف با بيان اينكه تلاش‌هايي براي تحقق بخشيدن به برخي گرايشان مضر ( عزاداری در ایام عاشورای حسینی ! ) صورت مي‌گيرد، گفت:  ولي ما در سطح بالا مانع آنها مي شويم. عده‌اي هستند كه در مساجد مختلف زنجير مي‌زدند و ما مانع عزادرای و زنجیرزنی خواهیم شد.

به گفته اروج‌اف، فعاليت تشکلهای  ديني حق انجام عزاداری ندارند. 

 

واکنشهای شدید شخصیتهای مذهبی به اظهارات مامور بلند پایه کمیته ضد دینی باکو

 

روحانی مشهور باکو : دولت تلاش می کند باکو را به شهری عاری از اسلام تبدیل کند.

هدايت اروج‌اف رييس كميته دولتي رسيدگي به امور تشكل‌هاي ديني در دولت باکو با تعبير حوادث بننيار در نخجوان ( عزاداری مردم در ایام عاشورا و سرکوب عزاداران توسط پلیس) به عنوان تظاهر افراط گرايي و بنيادگرايي ديني و غير لازم دانستن برجسته سازي اخبار در رابطه با اين وقايع، گفته است كه دولت موضع خود را در قبال افراط گري و بنيادگرايي ديني در هر كجا ی کشور كه باشد، اعلام خواهد كرد.

ايلقار ابراهيم‌اوغلو روحانی فعال در باکو و رييس مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني و وجدان در ارزيابي خود در رابطه با اظهارات رييس كميته دولتي رسيدگي به امور تشكل‌هاي ديني در خصوص وجود افراط گري و بنيادگرايي ديني در اين كشور، مي‌گويد: « كميته ديني از بدو تاسيس تاكنون چند رييس عوض كرده ولي متاسفانه همه آنها بجاي  تامين آزادي اعتقادات ديني و وجدان، فعاليت خود را صرف محدودسازي ان كرده‌اند. اين اظهارات را نيز از اين منظر ارزيابي مي‌كنم.

به گفته ايلقار، رييس كميته ديني بجاي رفع مسايلي از قبيل مساله منع استفاده از  عكس حجاب دار براي شناسنامه و گذرنامه‌هاي زنان، خطر تخريب مسجد فاطمه زهرا و لغو سانسور كتابهاي ديني، با اين گونه اظهاراتش موجب بزرگتر شدن مساله مي شود.

ايلقار ابراهیم اغلو با اشاره بوجود مساله بنيادگرايي در سراسر جهان، بروز اين مساله در جمهوری آذربايجان ( ایران شمالی ) را با پيشبرد سياستي از بن غلط در زمينه ديني در اين كشور در ارتباط مي‌خواند: ريشه اين مساله نيز با آگاهي اندك مقامات در رابطه با مقوله دين و پايبندي آنها به تفكر بلشويكي در رابطه با دين در ارتباط است. در نتيجه اين مساله است كه سال گذشته سعي كردند باكو را به پايتختي عاري از اسلام مبدل كنند. امسال نيز چنانچه با ناشي گري بخواهند با مطرح كردن شعار بنيادگرايي، فعاليتهاي يكسال پيش خود را ادامه بدهند، برعكس موجب تشديد بنيادگرايي خواهند شد. حل مساله بنيادگرايي در گرو تامين حقوق بشر و آزادي اعتقادات است.

در اينحال، الشاد ميري مي‌گويد: در دبيرستانها و دانشگاهها درس ديني تدريس نمي‌شود و مي‌توان گفت كه آموزش ديني وجود ندارد. ( تدریس علوم اسلامی در مدارس و دانشگاههای ایران شمالی ممنوع است )

 

عضو جبهه خلق در نخجوان ناپدید شده است.

اطلاعي از سرنوشت فعال حزب جبهه خلق كه در ارتباط با حوادث بننيار دستگير شده بود، در دست نيست .

رضا نوری اف از اعضای جبهه خلق که در نخجوان که دارای گرایشات  مذهبی بوده و مانند همه اهالی روستای بننیار نخجوان در عزادرای شرکنت داشت ، حدود 40 روز است که ناپدید شده و خانواده و همکاران وی اطلاعی از وی ندارند . پلیس نخجوان خانواده وی را نیز تحت فشار قرار داده به نحوی که از مراجعه به ادارات پلیس و ارگانهای امنیتی برای اطلاع از حال وی منع شده اند.

 

 معاون پارلمان روسیه خواهان به رسمیت شناختن استقلال قره باغ شد

به گزارش ترند نیوز از الخان پوخلوخوف، نماینده رسمی وزارت خارجه باکو، سفارت این دولت در روسیه به وزارت خارجه روسیه در رابطه با بیانیه ولادیمیر ژرینووسکی معاون رئیس پارلمان این کشور، یادداشت داده است.ولادیمیر ژرینووسکی در مصاحبه خود با Neatkarigas Rita Avize  روزنامه لتونیایی، اظهار داشت که اگر قره باغ کوهستانی اعلام استقلال خود را اعلام کند روسیه باید آن را به رسمیت بشناسد.الخان پالوخوف افزود، در یادداشت به بیانیه معاون رئیس پارلمان روسیه اعتراض شده و آمده است که چنین اظهاراتی از دومای روسیه موافق روابط بین دو کشور نیست.

 

رئیس کمیته نظارت بر امور دینی دولت باکو: در رابطه با حوادث عاشورا در نخجوان نباید تشنج ایجاد کرد

هدایت اوروج اف رئیس کمیته نظارت برامور دینی ( کمیته پیشگیری از فعالیتهای دینی ) در جمع خبرنگاران گفت: در رابطه با حوادث روستای بننیار جمهوری خود مختار نخجوان نباید تشنج ایجاد کرد. وی در اهانتی آشکار و سخنانی ضد شیعی عزاداران حسینی را افرادی افراطی و رادیکال خواند و افزود: موضع دولت نسبت به تمامی افراد رادیکال خواه در قبال حوادث روستای بننیار و خواه در مناطق دیگر کشور باید معلوم باشد. در روز عاشورا مصادف با 27 دسامبر سال 2009 در روستای بننیار واقع در نخجوان درگیریهایی بین ساکنان این روستا با پلیس رخ داده است. در قبال این حوادث برخی از سفارتها و سازمانهای بین المللی اعلام اعتراض کرده اند.

دولت باکو طی سالهای گذشته نیز برای پیشگیری از عزاداری در نخجوان تلاش میکرد . این در حالی است که اهالی برخی مناطق مذهبی ایران شمالی از جمله نارداران و بننیار حتی در دوره شوروی و حاکمیت حزب کمونیست نیز با تحمل آزارها و فشارها هرگز عزاداری در ایام عاشورا را ترک نکردند.

 

محاکمه یک جاسوس علمی تبعه دولت باکو در تهران

 رشید علی اف از اتباع دولت باکو که با برخی موسسات ایرانی مدتها همکاری داشت به اتهام جاسوسی علمی و جمع آوری اطلاعات ویژه از مراکز علمی ایران بازداشت شده و نخستین جلسه محاکمه وی اخیرا برگزار شده است.

بعد از دستگیری رشید علی اف در تهران ، برخی محافل خاص در باکو که با مراکز صهیونیستی – امریکایی در ارتباط هستند ، تلاش کردند ضمن معرفی این کارمند مراکر علمی به عنوان " دانشمند " و فعالیتهای تبلیغی علیه ایران نامبرده را بیگناه معرفی کنند . این در حالی است که اتهامات مربوط به وی به اطلاع سفارت باکو در تهران رسانده شده و سرکنسول باکو در تهران با این جاسوس دیدار و گفتگو کرده است.

خبرگزاري آپا از خبرگزاریهای وابسته به دولت باکو طی خبری به نقل از سلطان‌حميد ملنك‌اف مدير مركز علمي و فني « ليزر» در باکو و رييس كميته تبلیغاتی موسوم به کمیته دفاع از حقوق رشيد علي‌اف از محاکمه این جاسوس سابقه دار در ایران خبر داد .به گفته ملك‌اف، رشيد علي اف طي تماس تلفني با خانواده‌اش گفته است كه چند روز پيش در دادگاه حضور يافته است.
دادگاه جنبه بدوي داشته و رشيد علي‌اف در خواست مترجم كرده است. زمان تشكيل جلسه بعدي دادگاه هنوز مشخص نشده است. ملنك‌اف با اشاره به اينكه در اين رابطه به وزارت امور خارجه باکو و سفارت اين كشور در تهران نيز اطلاع داده است، مي‌گويد: « بطور قطع، سفارت باکو در يافتن مترجم به رشيد علي‌اف كمك خواهد كرد. »

 


با زدن برچسب پان اسلاميست مردم را از  آزادي و حقوق خود محروم میکنند

روزنامه يني مساوات چاپ باکو نوشت :

كنفرانسي در رابطه با تاسيس كميته دفاع از حقوق ساكنان مناطق آستارا و لنكران در باكو برگزار شد. اكبر محمداف فعال حقوقي طي سخناني در اين كنفرانس با اشاره به افزايش موارد نقض حقوق اهالي در اكثر نقاط جمهوري آذربايجان ( ایران شمالی ) و عدم رسيدگي به شكايات ارسالي در مورد اين وضعيت به رياست جمهوري و يا عدم توجه كافي در رسيدگي به اين شكايات، گفته است: « به همين دليل است كه نام دولت باکو همواره در رديف منفي گزارشات سازمانهاي مستقل جاي مي‌گيرد. چندي پيش كميته دفاع از حقوق ساكنان باكو و روستاهاي آن را تاسيس كرديم. اكنون نيز در مورد تاسيس كميته دفاع از حقوق ساكنان مناطق آستارا و لنكران تصميم گرفته‌ايم. بر كسي پوشيده نيست كه حكومت با زدن برچسب پان اسلاميست و مخالفت با دولت، ازادي بيان را از آنها سلب مي‌كند. حوادث اخير روستاي بننيار در نخجوان نيز يك بار ديگر نشان داد كه تاسيس چنين كميته‌اي ضروري است. فعاليت اصلي ما رساندن اخبار مربوط به رويدادهاي اين مناطق به جامعه كشور خواهد بود».  

گفتنی است اهالی مناطق لنکران و آستارا و یاردیملی ، لئریک و ماطق مرزی با ایارن جزو محرومترین قشر جامعه ایران شمالی هستند . دولت مردم این مناطق را به علت داشتن گرایشات مذهبی و برپایی محافل دینی مورد مجازات قرارداده و از رایه خدمات عمومی به اهالی خودداری میکند .

 

نگرانی واشنگتن از همکاری گازی تهران - باکو

 

ريچارد مورنينگستار نماينده ويژه آمريكا در امور انرژي اوراسيا بطور غيرمنتظره‌اي به باکو سفر كرد. وي طي اين سفر با الهام علي‌اف رييس دولت باکو ملاقات و با مقامات وزارت صنايع و انرژي اين كشور نيز مذاكراتي در رابطه با همكاري و حمايت كشورش از تامين مسيرهاي مختلف براي انتقال نفت و گاز منطقه به بازارهاي جهاني و اروپا انجام داده است. اين سفر غير منتظره كه دو روز پس از امضاي قرارداد گازي بين باکو و تهرانانجام شده، به نوبه جالب توجه به نظر مي‌رسد.

عارف يونس بحران شناس در باکو با مشخص خواندن انگيزه اين سفر، هدف از اين سفر مورنينگستار را اعلام نارضايتي كشورش از اقدام باكو در امضاي قرارداد فروش گاز به ايران تعبير مي‌كند.

  

40 ميليون دلار کمک مالي به ارمنستان از سوي آمريکا

 باراک اوباما رئيس‌جمهور ايالات متحده آمريکا روز 12بهمن 1388 (1 فوريه 2010 ميلادي) پيش‌نويس بودجه سال مالي 2011 را به کنگره ارائه کرده است، که در آن اختصاص 40 ميليون دلار کمک مالي به ارمنستان را پيشنهاد کرده است. رئيس‌جمهور ايالات متحده آمريکا سال قبل پيشنهاد کرده بود 30 ميليون دلار به ارمنستان تخصيص داده شود، اما در نتيجه بررسي‌هاي انجام شده در کنگره اين مبلغ به 41 ميليون دلار افزايش يافته بود.

به گزارش روزنامه پرگیر چاپ ایروان ،

به گفته کميسيون دادخواهي ارامنه داشناکسوتيون در آمريکا، امسال نيز توازن مساعدت نظامي آمريکائي تخصيصي به ارمنستان و  جمهوری آذربايجان ( ایران شمالی ) حفظ مي‌شود و به دو کشور نيز 3.5 ميليون دلار اختصاص داده خواهد شد.

ايالات متحده آمريکا، در کل، قصد دارد 599 ميليون 164 هزار دلار به اروپا و آسيا اختصاص دهد، که به ميزان 11 ميليون 818 دلار از مبلغ سال قبل کمتر است.

 

تاکید و تلاش امریکا برای بهبود و گسترش روابط ترکیه و ارمنستان

 فيليپ گوردون معاون وزير خارجه ايالات متحده آمريکا در اروپا و اوراسيا در حين مصاحبه مطبوعاتي انجام گرفته در واشنگتن  اعلام کرده است: "عادي‌سازي روابط ارمنستان و ترکيه براي ايالات متحده آمريکا بسيار مهم مي‌باشد." به گزارش راديو آزادي، گوردون همچنين تاکيد کرده است: سابقاً گفتيم و حالا هم مجدداً تائيد مي‌کنيم که طرفين بايد از مسير تصويب صورت‌جلسات و اجراي آنها حرکت کنند. ما باور داريم که اين امر امکان خواهد داد اختلافات تاريخي دو کشور را واقعاً به گونه‌اي حل نمود که هر دو طرف نيز بتوانند سود ببرند.

اين ديپلمات بلندپايه آمريکايي افزوده است: برقراري روابط نرمال ميان دو کشور و گشايش مرز به برقراري صلح و ثبات در منطقه  کمک خواهد کرد و ما بر اين نظريم که اين روند بايد مستقل از ساير مسائل به پيش برود چرا که اين از منافع دو کشور منشا مي‌گيرد.

 

 

 

 

 

طرحهای امروز و فردای بیگانگان و برگهای برنده ملت ایران

* شهاب الدین اردبیلی

 

اگر چه حضور دهها میلیونی ملت ایران در روز 22 بهمن در خیابانها ، نشان انکارناپذیری از وحدت ملی ( وحدت کلمه ) همه ایرانیان در حمایت از انقلاب ، نظام  و حفظ هویت بالنده ایرانی بود و بار دیگر همه تلاشهای چند ساله و جند ماهه بیگانگان را برای  تداوم التهابات و اختلافات در کشور را نقش برآب کرد با این حال تردیدی نیست همانگونه که بیگانگان و سرسپردگان داخلی آنها طی سی سال اخیر همواره در صدد ایجاد موانعی در مسیر پیشرفت و عزت ملت ایران بوده اند همچنان بر تلاشهای سیاه خود ادامه خواهند داد. کسانی که تا چند سال پیش حتی فعالیت یک سانتریفوژ آزمایشگاهی در ایران را برنمی تافتند اکنون شاهد غنی سازی صلح آمیز 20 درصدی اورانیوم توسط ایرانیها و دیگر پیشرفتهای شگرف علمی در ایران هستند . طبیعی است که اعمال فشار توسط بیگانگان و کشورهای استعماری و ضدبشری در حق ملتهای توسری خور و تسلیم شده و ذلت پذیر  معنی ندارد آنها در حق ملتها و دولتهایی اعمال فشار میکنند که می خواهند استقلال و حریم و حیثیت خود را نگه داشته و برای رسیدن به قله های عزت و پیشرفت و شکوه حرکت میکنند. با این مبنا ، طبیعی است که مزاحمتهای سیاسی و اقتصادی و امنیتی کشورها و دولتهای سلطه گر و خبیث ماند امریکا و انگلیس و ... در حق ملت ایران ادامه خواهد یافت . البته شرایط روز به روز به نفع ملت ایران در حال تغییر است . تا مدتی پیش رییس جمهور سابق امریکا بیشرمانه و آشکارا از تهدید به جنگ علیه ملت ایران سخن میگفت اما اکنون ایران به علت پایداری ملی به نقطه ای رسیده که تهدیدها رنگ باخته و مقامات غربی آشکارا از عدم امکان حل « مساله ایران » با گزینه نظامی سخن میگویند و در مرحله کنونی چانکه از مواضعشان بر می آید یمخواهند مزاحمت های اقتصادی و سیاسی خود را گسترش دهند ، اقداماتی که طی سی سال گذشته همواره ادامه داشته و هرگز نتیجه دلخواه انها را به بار نیاورده است اما آنها مایوسانه امیدوارند که بتوانند با اقداماتی مانند ایجاد اختلاف در داخل و گسترش فشار از خارج ، اراده ملت ایران را سست کنند.

روشنگری درباره جزییات  اقدامات و اهداف بیگانگان از جمله مواردیست که میتواند در افزایش سطح اگاهی عمومی و تحکیم هر چه بیشتر وحدت ملیدر مقابله با بیگانگان موثر افتد .

دكتر حسن عباسي، رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز به مناسبت روز بزرگداشت مقاومت و غزه، راهبردها و راهکارهای جنگ نرم را مورد بررسی قرار داده و در بخشی از سخنرانی خد میگوید :

 « گزارش سابان سنتر انستیتو بروکینگز را ببینید مرکز تحقیقات استراتژیک اصلی حزب دموکرات آنها امروز برای سنا و کنگره آمریکا یعنی مجلسشان و برای دولت آقای اوباما طرح استراتژیک تهیه می کند؛ دو روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران ریاست جمهوری یعنی 20 خرداد امسال گزارشی روی خروجی وب سایتشان گذاشتند 164 صفحه که شش نفر از استراتژیست‌های آنها تهیه کردند. اینها 9 راه برای برخورد با ایران پیشنهاد می کنند. دو تا آنها دیپلماتیک است که هویج و چماق است می گوید جواب نمی دهد. امکان دارد 50سال اینگونه برویم جمهوری اسلامی نپاشد. این گزارش این را می گوید که کاخ سفید باید کاری کند که جمهوری اسلامی فروبپاشد. کاخ سفید دستور داده بود به این ها که چگونه باید جمهوری اسلامی را از هم بپاشانند. می گوید به این روش نمی شود با روش دیپلماتیک ممکن است 50 سال دیگر ایران بپاشد. همینگونه اگر فشار بیاورید روی پرونده هسته ای و محاصره کنیم. این دو فصل را کنار می گذارد فصل بعد می گوید اقدام نظامی. فصل اول می گوید که بیایید عین عراق در ایران نیرو بریزیم اشغال کنیم. دلیل می آورد که چرا امکان پذیر نیست. ایران دو ارتش مستقل و قوی دارد. نیروی پا به کار دارد. حکومت مستقر دارد سرزمین ایران یک سوم اروپا خاک دارد. بریتانیای کبیر یک ششم ایران خاک دارد، اندازه سیستان و بلوچستان ما. آلمان اندازه استان فارس ما. بلژیک اندازه استان اصفهان ما. اتریش اندازه استان سمنان ما. هلند استان ایلام ما. یک سوم اروپا خاک دارد. دو ارتش قوی دارد حکومت مستقر دارد. نوچه های این تفکر در قضیه جنگ 33 حزب الله لبنان با اسرائیل درسی به صهیونیست‌ها دادند که دیگر رودررو با شیعه هیچ کجا درگیر نشود. کجا سازمان چریکی که باید 5 ساعت یک ضربه بزند، دربرود 33 روز می ایستد در یک جنگ کلاسیک مقاومت می کند، 4هزار جوان مملکتی که می گوید من 10میلیون بسیجی دارم اگر چهار هزار تای آن‌ها آنگونه جنگیدند، حالا اگر یک میلیون پای کار بیایند معلوم است که در گزارش سابان سنتر و انستیتو بروکینگز می آید که حمله امکان پذیر نیست.

یک جمله زیبا دارد می گوید که یک میلیون و200هزار نفر نیروی فارسی زبان یعنی نیروی کماندوی آمریکای فارسی زبان برای عملیات ضد چریکی برای اشغال ایران نیاز داریم. یعنی بعد از اینکه ایران را گرفتیم، این تعداد نیرو لازم داریم چون ایرانی‌ها جنگ چریکی بلدند ، کوهستان دارند ، سرزمین آنها برای جنگ چریکی مناسب است شروع می کنند جنگ چریکی کردن. عین افغانستان و پاکستان و عراق و یمن. ایرانی‌ها خودشان جنگ چریکی را بلدند و صادر می کنند ، حزب الله لبنان و حماس از اینها یاد گرفته است. اگر اینها دست به جنگ چریکی بزنند ما اینقدر نیرو می خواهیم. معلوم هم نیست که چند دهه طول می کشد که ایران را نابود کنیم. اینها در یک دهم آن یعنی 120هزار نفر آن در عراق و افغانستان ماندند می توانند یک میلیون و 200هزار نفر نیرو آن هم به مدت 40 سال نیرو در ایران بیاورند  ؟ لذا می گویند امکان اینکه ایران را اشغال کنیم نیست. می آیند می گویند که حالا که اینگونه نشد پس بیایید تأسیسات اتمی ایران را بمباران کنیم می گوید اگر زدیم بعد ایران جواب می دهد دوباره می شود تشدید پلکانی. یعنی ما می زنیم ایران هم می زند دوباره ما می زنیم می شود جنگ. پس این هم عملی نیست. می گوید چراغ سبز بدهیم به اسرائیل این کار را بکند. چراغ سبز بدهیم به بنیامین نتانیاهو که دست تو، هر کاری دلت می خواهد بکن. می گوید او می زند ایران هم جوابش را می دهد چون ما به اسرائیل متعهد هستیم که از او دفاع کنیم، بعد که به اسرائیل حمله شد و ما حمله کردیم بعد بازهم درگیر جنگ می شویم. پس حمله نظامی هم امکان پذیر نیست. این در سه فصل. دو فصل دیپلماتیک بود. سه فصل نظامی شد 5 فصل.

فصل ششم می شود اینکه بیایید کودتا و انقلاب مخملی كنيم. می گوید این ارزان‌ترین و ساده ترین و راحت‌ترین کاری است که می شود در ایران انجام داد. افرادی هم اسم می برد لیست می کند و می گوید اینها دراولویت است. رضا پهلوی برای انجام کودتای مخملی در لیست نفر چهارم است. یعنی بعضی از خودی‌ها صدر لیست هستند بعضی‌ها انتهاي لیستند. می گوید این خیلی خوب است هزینه ندارد اتفاقی نمی افتد بدنام نمی شویم ارتش ما نمی رود آنجا درگیر شود. زود هم جواب می دهد. مثل اولی نیست که 50 سال طول بکشد. می گوید یک راه دیگر هم داریم در فصل هفتم  ، شورش‌های مرزی راه بیندازیم  ، استان‌های مختلف آن را درگیر جدایی طلبی کنیم، می گوید البته خطر دارد. استان‌های مرزی ایران در کشورهای دیگر مشابه دارد، کردستان ایران با کردستان عراق و ترکیه. آذربایجان ایران با آذربایجان قفقاز ( ایران شمالی )، بلوچستان ایران با بلوچستان پاکستان، خوزستان ایران با مناطق شیعه نشین عراق؛ می گوید باعث می شود که آنها هم جدایی‏طلب شوند کار از دست ما در می رود. اینهم خیلی جواب نمی دهد. می گویند برویم سراغ نظامی‌های آنها کودتا کنند آنهایی که می گویند چرا سفارت آمریکا تسخیر شد، اینها رسماً می گوید ما مشکلمان از درون ایران است که ما سفارت در ایران نداریم که سفارت ما با ارتش و سپاه نزدیک شود و به این دو ارگان نزدیک شویم تا کودتا کنند. دقت کنید! این سند رسمی کاخ سفید است. یعنی وقتی رسماً دستورالعمل می دهد که چه کنیم سیستم و حکومت بپاشد. این کشور تجزیه شود. 9 فصل را برمی شمرد. فصل ششم آن فصل اصلی آن است که در وقایع اخیر می بینیم. این 164 صفحه است. 15 روز بعد از وقایع موجود در انتخابات این شش نفر استراتژیست که همه اینها صهیونیست هستند، مارتین اینداک سفیر آمریکا در اسرائیل، خانم سوزان مالونی که 20 سال روی آسیبب پذیری‏های ایران کار کرده است، یک گروه عجیبی هستند. 15 روز بعد از وقایع انتخابات در ایران دوباره دور هم جمع شدند، آنجا آقای مارتین اینداک می خندد و می گوید که این آغازی است بر یک پایان. یعنی این آغاز پایان جمهوری اسلامی ایران است.

دشمنی که اینگونه کمین کرده است، کشوری که 207 سال قبل به وجود آمده است در 1803 توماس جفرسون آمریکا را به وجود آورده است این امروز برای تمدن 8هزار ساله ایرانی جایی که مهد اسلام است و می رود که بعد از گذشت 30 سال آرام آرام خطاهای خود را اصلاح کنیم به این نتیجه برسیم که اسلام ناب چگونه می شود پیاده کرد نسلی تربیت می شود که اگر این نسل بداند حرکت بنیادی کجاست ، درست در یک چنین شرایطی ما درگیر یک دعوای خانگی شده ایم درگیر یک زد و خوردی شدیم بر سر نفسانیات بر سر حب الدنیا. اینجایی که ولایت الله را مخدوش می کنیم ولایت هرکسی و هرچیزی غیر از الله و رسول الله و اولی الامر داریم پیاده می کنیم. ما ولایت پذیر هستیم. همه 7 میلیارد جمعیت کره زمین ولایت پذیرهستند. مهم این است که این ولایت در کدام بنده و به این سئوال باید در زندگی پاسخ دهیم که قلب ما برای چه کسی می تپد و در قلب ما چه چیزی جا دارد سرزمین وجودمان را به چه چیزی دادیم؟ انسان فلسطینی بخش عمده ای از سرزمینش را گرفتند 70 سال است مقاومت می کند خیلی ها هم سازش کردند اما چون جنگ سخت است کوتاه نیامدند اما اگر بخواهند با جنگ نرم جلو بیایند نیاز ندارند سرزمین فلسطین را بگیرند لبنان را بگیرند. سرزمین ایران را بگیرند. مهمتر از سرزمین ما که خاک است، مهمتر از اقتصاد و سیاست ما "قلب" ماست که در اختیار چه کسی است؟ جنگ نرم این است که یک گروهی تلاش می کنند به طور سازمان یافته قلب مردم یک سرزمین را تصرف کنند و نیروهای دفاعی آن سرزمین باید بروند پس بگیرند. جنگ سرد یعنی قدرت سازمان یافته دشمن که می آید خرمشهر را می گیرد و نیروی دفاعی آن کشور می رود آنها را از خرمشهر می اندازد بیرون. جنگ نرم سرزمین را نمی گیرد می آید تک تک مردم را می گیرد حب و بغض در مردم رقم می زند. شک و یقین در مردم یقین می زند شک به خدا و اسلام و مهدویت و کم و زیاد قرآن به ولایت الله به رسول الله به ولایت اولی الامر. شک به ایرانیت تا پایین به زبان انگلیسی این حرف‌ها را می شنوید ؟ نه  ! عمده این حرفها را انسان‌هایی که به  فارسی حرف میزنند ، خیلی وقت‌ها متدین هم بودند لباس روحانیت هم دارند اما می بینیم با رسانه غربی این حرف‌ها را می زنند. ... اسلام هیچ‌وقت از بیرون ضربه نخورده است ؟ مگر اطرافیان پیامبر نبودند که اسلام را زمین گیر کردند؟ چه کسی علیه علی علیه السلام کودتا انجام داد و چه کسی علی را خانه نشین کرد؟ اسرائیل و آمریکا بودند؟ اسلام در همیشه تاریخ هیچ وقت قدرت بیگانه نتوانسته که زمینش بزند. اسلام از درون خودش ضربه خورده است با خودی ها اینها که امروز می نشینند مهدویت را زیر سئوال می برند یک روزی ادعایشان این بوده است که در جبهه می جنگیدند آنهایی که ولایت الله را زیر سئوال می برند و ولایت طاغوت را تثبیت می کنند اینها کسانی هستند که لباس دین کردند تنشان. یعنی قلبشان و ذهنشان از بین رفته است شدند سرباز و ژنرال جنگ نرم بیگانه و برای بیگانه در رسانه می نشینند و حرف دشمن از حلقوم اینها بیرون می آید و از رسانه های آنها پخش می شود و ذهن و قلب جوان و مرد و زن مسلمان ایرانی را مورد هجوم قرار می هد. جنگ نرم پدیده ای نیست که شما بتوانید سخت با آن برخورد کنید. با بیل و دسته بیل و کلنگ و باتوم نمی شود با آن برخورد کرد. جنگ نرم جنگ اقناع است کسی در این میدان در رکاب ولایت الله و ولایت رسول الله و اولی الامر می تواند عمل کند و خودش را سرباز این میدان بنامد که قدرت اقناع خودش و دیگران را داشته باشد در این انتخابات دیدید چه انسانهای بزرگي از حوزه و دانشگاه، نتوانستند خودشان را اقناع کنند. این عبرت است. فرمود که تقوا بورزید « یجعل لکم فرقانا  » در شما فرقان را قرار می دهیم. فرقان قوه فرق گذاشتن و تشخیص حق از باطل است. ببینید که راهمان ختم شد به دعوت انبیا، همان فاتقوالله، در قرآن یک کوچه بن بستی وجود دارد که از هر اتوبان و جاده و شاهراه و فرودگاه واسکله و بندر و مترویی وارد شوید، به همان کوچه ختم می شود، آن کوچه "تقوا"ست به هیچ وجه نمی شود از کوچه تقوا در رفت. تقوا یعنی خویشتنداری، دیدن خود از چشم خدا، پسندیدن آن چه که او می پسندد عمل کردن به آنچه که او می خواهد و کنار گذاشتن چیزی که او برنمی تابد، حاکمیت حدود الهی.

پس جنگ نرم یعنی گروهی از خود ابلیس تا شیطان‌های جنی و انسی قلب و ذهن 72میلیون ایرانی را هدف گرفتند که خود من و شما هم جزو آن‌ها هستیم ...»

البته دشمن در کنار گسترش جنگ نرم با ایران ، سازماندهی اقدامات تروریستی و تضعیف امنیت ملی را نیز به شیوه های مختلف  از جمله ایجاد گروههای جدید تروریستی ( که شعارهای قومی و فرقه ای و ...دارند ) دنبال میکند . یک علت اینکه دشمن گروههای جدید تروریستی ایجاد میکند این است که گروههای تروریستی شناخته شده برای ملت ایران ( مانند سازمان منافقین و حزب دمکرات کردستان و خلق عرب و ...)  به دلیل اینکه سوابق سیاه و جنایت بارشان و نیز وابستگی شدید انها به بیگانگان روشن شده  مورد نفرت شدید مردم ایران هستند و برای ج.وانان نیز شناخته شده هستند و نمیتوانند انها را فریب دهند  و به همین جهت شاهد هستیم که طی سالهای اخیر گروهکهای تروریستی مانند گروه پژاک  و گروهک ریگی و گروهک انجمن پادشاهی ایجاد شده اند که طی ماهها و سالهای اخیر جنایتهای زیادی را مرتکب شده اند . در کنار ایجاد اینگونه گروهکهای تروریستی ، راه اندازی حرکتهای ضد امنیتی با استفاده از تبلیغ قومیت و شونیسم  و جذب افراد ناآگاه  نیز توسط  بیگانگان پیگیری میشود چنانکه طی سالهای اخیر دولت امریکا و برخی دولتهای غربی علاوه بر جذب افرادی برای ایجاد اختلافات قومی و ایجاد نفرت در میان اقوام با استفاده از تفاوتهای قومی  ، شبکه های تلویزیونی و سایتها و صدها وبلاگ به نام آذریها ، کردها ، ترکمنها و عربهای ایرانی ایجاد کرده اند و البته در کنار این اقدام و تقویت  تفکر شونیسم قومی به تقویت تفکر افراطی ایرانگرایی و پان فارسی نیز میپردازند تا به زعم خود با ایجاد جریانهای پان کردی ، پان فارسی ، پان کردی و پان عربی در نهایت این جریانهار ا مقابل هم قرارداده و وارد چرخه درگیری فرهنگی و سیاسی و فیزیکی کرده و در نهایت امنیت همه ایران و ایرانیان را تضعیف کنند . همانگونه که گذشت در کنار گسترش جنگ نرم با ملت ایران ، ایجاد جریان تروریستی در کشور نیز از سوی بیگانگان پیگیری میشود که در خنثی کردن این توطئه علاوه بر هوشیاری  و اقتدار دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور ، همکاری عموم مردم با دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی نیز بسیار کارساز است و البته این وظیفه بدیهی هر ایرانی مسول است که به محض اطلاع از هر گونه فعالیت علیه امنیت ملت موضوع را به دستگاههای اطلاعاتی منتقل کند .

 

اخیرا خبری با عنوان « توافقات پنهان سازمان‌های جاسوسی برای اعزام تروريست به داخل كشور» در سایتهای خبری منتشر شده بود که میتواند هشدار دهنده باشد . متن این خبر چنین است :

 « تعدادي از سازمان‌هاي جاسوسي غرب به منظور ایجاد ناامنی و تشدید اختلافات در فضای سیاسی ایران، اقدام به سرمایه گذاری در زمینه‌ی آموزش و اعزام عناصر تروریست به داخل کشور كرده‌اند.

در این زمينه، به‌تازگي یکی از روزنامه های معتبر غربی نزدیک به سازمان جاسوسی امريكا به نقل از یک مقام امنیتی سازمان سیا عنوان كرد که در اواسط سال2009 میلادی (در اوج نارآمی های پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران) جلسه مشترکی بین سران سازمان‌های اطلاعاتی سیا، موساد و انتیلیجنت سرویس در واشنگتن برگزار شده است.

در این نشست طرفین توافق کرده اند که فعلاً بحث حمله نظامی به ایران از دستور کار خارج شده و به جای آن پیگیر فعال کردن عملیات پنهان در بین اقوام بلوچ، اکراد و گروهک های آذری زبان و گروهک هایی نظیر جندالله) (گروهک تروریستی ریگی ) و... باشند تا از طریق آن ها بتوانند اقدامات ضد امنیتی نظیر بمب گذاری های انتحاری، ترور برخی شخصیت های سیاسی و امنیتی و... را با هدف ایجاد ناامنی و تشدید اختلاف در فضای سیاسی ایران گسترش دهند.

نشریه مذکور به نقل از منبع خود می افزاید براساس اين طرح، حدود 200 نفر از عناصر معاند قوم‌گرای ایرانی در مراکز آموزشی واقع در نزدیکی "شهرهای هلمند و قندهار" افغانستان تحت نظر نیرو های امريكايی، دوره های آموزش عملیات تروریستی (نظیر ترور، تخریب، جاسازی و حمل مواد منفجره و...) را پشت سر گذرانده و برای اعزام به داخل کشور و انجام اقدامات تروریستی سازماندهی مي‌شوند. »

وزیر اطلاعات در همایش مشترک « امنیت آفرینان فجر » که اخیرا در تهران برگزار شد ، گفت :

« يكي از استراتژي‌هاي سران فتنه دامن زدن به اختلافات قومي، مذهبي، اقتصادي، سياسي، صنفي و‌ ... است. برخي دستگيرشدگان در اعترافات گفته‌اند جداي از اعتراضات خياباني برنامه‌هايي براي اخلال در مصالح اقتصادي برنامه‌ريزي شده تا نظام دچار چالش شود و اقداماتي را هم انجام داده‌اند كه مجموعه اطلاعاتي كشور بر اين حركت تسلط خوبي دارند. »

نتیجه اینکه دشمنان و بیگانگان و عوامل داخلی آنها در هر پوششی که هستند ، در وهله اول « وحدت ملی ایرانیان » را نشانه گرفته اند . اگر شعارها  و عملکرد و رفتار و متون تبلیغاتی بیگانگان  و گروههای سرسپرده آنها ( گروهای تروریستی  مانند منافقین ، ریگی ، پژاک ، انجمن پادشاهی ، نهضت آزادی ، و گروههای تروریستی دیگر مانند حزب دمکرات کردستان و کومله و گروهکهای  پراکنده ای که غرب در صد احیای انها ست مانند فداییان خلق و حزب توده و محافل شونیستی  پان ترکی و پان کردی و پان بلوچی و پان فارسی و ...) را مورد بررسی  دقت نظر گیرد ، این نتیجه بدیهی به دست می آید که همه دولتهای بیگانه و گروهکهای وابسته به آنها به شدت برای تضعیف وحدت ملی و در نتیجه تضعیف امنیت ملی یعنی امنیت فردفرد ایرانی ها فعال شده و سرمایه گذاری کرده اند . و تا زمانی که وحدت ملی ( وحدت کلمه ) در سایه مشترکات عمیق و ناگسستنی مانند دین ، میهن ، نظام اسلامی  و عینیت این وحدت در پرتو قانون اساسی و رهبری  برقرار است ،  فعالیتهای بیگانگان برای به زانودرآوردن ملت بزرگ ایران به یاس منتهی خواهد شد و سرانجامی جز خسارت و روسیاهی برای دشمن و روسفیدی و سرافرازی برای ملت ایران نخواهد داشت . علت اینکه ازابتدای پیروزی انقلاب تمام رسانه های بیگانگان و شبه متفکران  و روشنفکران غربزده و وابسته داخلی برای تضعیف نقش رهبری  و نظریه مترقی ولایت فقیه  فعالیت داشته و دارند این است که تجلی  و تحکیم وحدت ملی و در نتیجه حفظ انقلاب و حفظ تمامیت ارضی و حفظ امنیت و آزادی هر ایرانی با وجود « ولایت فقیه » و  پیوند عمیق بین ملت و رهبری دوام پذیر است  و تا زمانی که پیوند ملت با ولایت و رهبری استوار و برقرار است نه تنها  آسیبی به این مملکت نخواهد رسید بلکه جریانها و ملتهای دیگر نیز در پرتو ایران و نظام اسلامی ملت ایران  پرچمهای پایداری و پیروزی در مقابل دشمنان بشریت و دشمنان ایران را برخواهند افراشت . چنانکه این معنا در لبنان و فلسطین با شکست رژیم صهیونیستی آشکار شده است . بدون توجه به نقش کلید ی ایران در مقابله با سلطه گران ، پایداری کشوری مانند سوریه در مقابل فشارهای غرب یا  گرایش دولت ترکیه به مقابله با اسراییل یا گسترش و تعمیق قدرت جریانهای مبارز و ضدامریکایی شیعی در عراق نمیتواند مورد بررسی قرار گیرد و همه اینها نشانهای روشنی از پیروزی  ملت ایران در حرکت به سوی روشنیها و فردای بهترو تاثیر گذاری بر تغییر مناسبات جهانی به سود ملتهای دیگر خاصه مسلمانان  است.

 

 

 


آواره کوی دوست

 

نگاهی به زندگی موسس " حکمت متعالیه " ملاصدرای شیرازی

 

 اشاره : دانشمند و محقق گرانقدر حجه الاسلام والمسلمین محمود لطیفی از چهره های درخشان حوزه های علمی است . سالها پیش حضرت آیه ا... جوادی آملی « دام ظله » در مقدمه کتاب گرانسنگ « زن در آیینه جلال و جمال » از ایشان به عنوان « دانشمند » یاد کرده است . استاد لطیفی زندگی را در مسیر تحصیل علم و تدریس در حوزه و دانشگاه و تحقیق و تحریر میگذراند و هر از گاهی نیز  مدیریت برخی مراکز فرهنگی و علمی را بر عهده گرفته است . تبریز از جمله مناطقی است که سالها از برکات وجود ی ایشان بهره مند بوده و هم اکنون نیز چند ماهی است که مدیریت حوزه علمیه تبریز بر عهده ایشان است . در یکی از سایتهای علمی قم زندگینامه استاد لطیفی به قلم خویش درج شده است که البته بسیار کوتاه است . ایشان نوشته اند :

 « سال 1343سال ورود اینجانب به حوزه علمیه قم است. اوائل سال تحصیلی 46-47 به حوزه علمیه نجف اشرف منتقل شدم و ادامه تحصیل تا پایان سطح در محضر استاد بزگوارم مرحوم سید ابوالقاسم حصاری ارومی بوده ام. هم چنین یک دوره تفسیر قرآن، تفسیر صافى، نیمی از نهج البلاغه، یک دوره ریاضیات، هیئت، خلاصه الحساب، شرح چفمینى، شرح منظومه منطق و نیمی از فلسفه در محضر ایشان بوده ام. سال تحصیلی 51-52 به خاطر برخی از مشکلات خانوادگی به ایران آمدم و در آن سال تنها به تکمیل باقی مانده کفایه در محضر آیة الله فاضل موفق شدم. از سال 52-53 نخست برای مدتی در درس آیة الله میرزا هاشم آملی و مکارم شیرازی رفته و سپس بصورت منظم در درس فقه و اصول آیة الله ملکوتی تا پیروزی انقلاب اسلامی بودم. پس از پیروزی انقلاب و مدتی ترک تحصیل در سال 60-61 در محضر آیة الله وحید خراسانی شرکت نموده و پس از آن با اشتغال درحوزه تبریز عملا موفق به بهرمندی از اساتید نشدم. ضمنا ادامه حکمت منظومه را در محضر آیة الله انصاری شیرازی و مجلدات اسناد را از محضر شهید بزرگوار مطهری و حاج آقا رضا صدر و آیة الله یزدی و صالحی مازندرانی خوانده ام. تمهید القواعد را از محضر آیة الله جوادی و شرح فصوص قیصری را در محضر آیة الله حسن زاده بوده ام .»

آنچه میخوانید مقاله ایست  به قلم استاد لطیفی درباره زندگی عالم ربانی و صاحب تالیفات درخشان و ماندگار مرحوم ملاصدرای شیرازی :

 

 

 

 

بنا به نقلی در ظهر روز نهم جمادی الاولی سال 980 ق[1] مژده تولد فرزندی را به میرزا ابراهیم بن یحیی قوامی شیرازی دادند و او كه سالهای دراز انتظار چنین روزی را داشت و بارها نذر و نیاز كرده بود از فرط خوشحالی سراسیمه خود را به منزل رسانید و بر طبق عهدی كه نموده بود نام مبارك «محمد» را برای فرزندش برگزید و تا زمانی كه خود زنده بود روزانه یك سكه به شكرانه این لطف الهی در راه خدا انفاق می‌نمود.
میرزا ابراهیم از كارگزاران ولایت فارس یا بازرگانی سرشناس و امین در بازار بود. وی با انتخاب معلمان و اساتید خوب و مجرب در تربیت یگانه فرزندش كوشید و در آموزش علوم متعارف زمان كوتاهی نكرد تا آنكه در 16 سالگی او را به كار تجارت به بصره فرستاد و محمد در مدت سه ماهی كه آنجا بود به زیارت عتبات نیز مشرف شد و با شنیدن خبر مرگ پدر به شیراز برگشت و مدتی مشغول رسیگی به امور داراییهای پدر شد اما در همه این مدت دل در گرو تحصیل داشت تا سرانجام با سپردن مغازه و املاك پدر به دایی خود كه مردی درستكار بود برای ادامه تحصیل راهی اصفهان شد.[2]
همان گونه كه روال عادی حوزه‌های علمیه آن زمان بوده است به احتمال قوی صدرا علاوه بر فقه و اصول و دیگر علوم اسلامی متعارف، علوم دیگری چون ریاضیات و نجوم و طب و هیئت و ... بخصوص منطق و فلسفه را در شیراز آغاز نموده و به مرحله‌ای رسانده كه مجبور شده است برای تكمیل رشته‌های مورد علاقه خود به مسافرت و حضور در محضر اساتید مشهور نواحی دیگر اقدام نماید.


آغازسفر


كسانی كه به زندگی صدرالمتألهین پرداخته‌اند مقصد او را از شیراز به اصفهان نوشته‌اند ، اما به احتمال زیاد باید با ورود شاه عباس به شیراز در سال 998 كه قاعدتاً شیخ بهایی نیز همراه او بوده است صدرالمتألهین جوان با شیخ بهایی آشنا شده و همراه آنان یا مدتی پس از آنان به پایتخت كه در آن تاریخ قزوین بوده، آمده باشد. در این مورد نسخه دست نویس ملاصدرا از روی نسخه اصلی كتاب حدیقه هلالیه شیخ بهایی كه شرح دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه است راهگشاست. زیرا در پایان نسخه و پس از اتمام كتاب نوشته است: «عبده الراجی صدرالدین محمد شیرازی  ، محروسه قزوین ،  شهر ذی‌الحجه سنه الف و خمس من الهجره النبویه». معلوم می‌شود كه ملاصدرا در تاریخ 1005 و شاید قبل از آن در قزوین مشغول تحصیل بوده و تا حدی با استادش آشنایی داشته كه از روی كتابهای او نسخه برداری می‌نموده است. بنابراین می‌توان گفت یك سال پس از این تاریخ و با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان صدرالمتألهین نیز راهی اصفهان شده باشد.


اساتید ملاصدرا


در عصر صدرالمتألهین اصفهان و پس از آن قزوین پایتخت و مركز علمی ایران بود و اكثر اساتید بزرگ در این شهرها اقامت داشتند و جاذبه ویژه‌ای برای دانش دوستان داشت.
صدرالمتألهین ابتدا در محضر درس شیخ الاسلام شهر بهاء الحق والدین محمد بن عبد الصمد عاملی ـ معروف به شیخ بهائی‌ـ كه در علوم نقلی مورد اعتماد و دانشمند زمان و برنای عصر خویش بود حاضر شد و سنگ بنای شخصیت علمی و اخلاقی ملاصدرا توسط این دانشمند جهاندیده كم نظیر و علامه رهرو ذیفنون عصر بنا نهاده شد و تكمیل این بنای معنوی را استاد دیگرش دانشمند سترگ و استاد علوم دینی و الهی و معارف حقیقی و اصول یقینی سید بزرگوار و پاك نهاد حكیم الهی و فقیه ربانی امیر محمد باقر بن شمس الدین مشهور به ـ میر داماد ـ عهده‌دار گشت. این نوجوان خوش استعداد و پرشور حدیث و درایه و رجال و فقه و اصول را از شیخ بهائی و فلسفه و كلام و عرفان و دیگر علوم ذوقی را از محضر میرداماد آموخت و علوم طبیعی و ریاضی و نجوم و هیئت را نیز از محضر این دو استاد و احتمالاً نزد حكیم ابوالقاسم میرفندرسكی عارف زاهد و ریاضی‌دان بنام عصر فرا گرفت.


آواره كوی دوست


ملاصدرا از دانشمندان كم نظیری بود كه از همراهی با صاحبان قدرت و زندگی با اهل دنیا و دنیاپرستان و تعریف و تمجید شاهان بیزار بود و عظمت روحی كه در او وجود داشت به او اجازه سرفرود آوردن در برابر مقامات پست دنیایی را نمی‌داد. و البته دنیا طلبان نیز چنین مزاحمی را نمی‌توانستند تحمل كنند و او را از حسادت و توهین و تهمت خود در امان نمی‌گذاشتند. صدرالمتألهین پس از طی مراحل علمی در اصفهان و احتمالاً آغاز حسادتها و مخالفتها به زادگاه خود باز می‌گردد تا شاید در حمایت خانواده و خویشان خود بتواند در امان باشد.
تاریخ بازگشت صدرالمتألهین به شیراز همچون كوچ قبلی و بعدی او از این شهر معلوم نیست. همچنانكه از مدت اقامت و فعالیتهای علمی و اجتماعی او در این مرحله اطلاعی نداریم و احتمالاً در همین سالها كه باید بین سالهای 1010 تا 1020 باشد الله وردی خان فرمانروای شجاج و آگاه و دلسوز فارس تصمیم می‌گیرد تا مدرسه‌ای مخصوص به نام ملاصدرا بنا كند و آن مدرسه را پایگاه علوم عقلی در منطقه قرار دهد. اما اجل او را مهلت نمی‌دهد و در سال 1021 قبل از اتمام مدرسه به قتل می‌رسد و مقارن همین احوال ملاصدرا نیز در اثر ناسازگاری علمای شیراز و شروع آزار و اذیت و اهانت او ناگزیر به ترك شیراز و بازگشت به اصفهان می‌شود و یا به گفته آیه الله سید ابوالحسن قزوینی از همان جا به نواحی قم عزیمت می‌نماید. ایشان در شرح حال ملاصدرا می‌نویسد:
« ... پس از مراجعت به شیراز چنانچه عادت دیرینه ابنای عصر قدیم و حدیث همین است محسود بعضی از مدعیان علم قرار گرفت و به قدری مورد تعدی و ایذاء و اهانت آنان قرار گرفت كه در نتیجه از شیراز خارج و در نواحی قم در یكی از قُرا منزل گزید و به ریاضات شرعیه از ادای نوافل و مستحبات اعمال و صیام روز و قیام در شب، اوقات خود را صرف می‌نمود».[3]
صدرالمتألهین حكیمِ خانه به دوشی بود كه به جرم آزادگی روح و فكر مجبور شد تا از پایتخت نشینان روی گرداند و به زندگی در روستایی دور افتاده و خالی از امكانات رفاهی ـ كه آن روز و در بارگاه صفویان برای دانشمندان منظور شده بود ـ بسنده نماید و خود را برای «انقطاع الی الله» آماده سازد. او خود در توجیه انتخاب این راه می‌گوید: «من وقتی دیدم زمانه با من سر دشمنی دارد و به پرورش اراذل و جهّال مشغول است و روز به روز شعله‌های آتش جهالت و گمراهی برافروخته‌تر و بد حالی و نامردمی فراگیرتر می‌شود ناچار روی از فرزندان دنیا برتافتم و دامن از معركه بیرون كشیدم و از دنیای خمودی و جمود و ناسپاسی به گوشه‌ای پناه بردم و در انزوای گمنامی و شكسته حالی پنهان شدم. دل از آرزوها بریدم و همراه شكسته‌دلان بر ادای واجبات كمر بستم».[4]
این مرحله از زندگی رادمرد حكمت و شهود سرآغاز چشم‌پوشی از مظاهر دنیوی و جاه و جلال مجازی و دل بریدن از دنیا و دنیاپرستان و رو به سوی جمال و جلال حق نمودن است كه همواره با مشقتهای فراوان و نیروی عزم و اراده‌ای آهنین تنها برای افرادی انگشت شمار حاصل می‌گردد؛ كه در اصطلاح سالكان سیر از خلق به سوی حق نام دارد.
در كنج غربت
دوره سوم زندگی صدرالمتألهین مرحله دوم انقلاب روحی او و حركت از وحدت به وحدت و سفر از حق به سوی حق با یاری حق است. این مرحله طولانی‌ترین منازل در سفرهای چهارگانه سیر و سلوك است و صدرالدین شیرازی برای این مرحله كه دوران سخت ریاضتهای جسمانی و مجاهدتهای نفسانی و عبادت و طی مقامات كشف و شهود است محلی به نام كهك (در سی كیلومتری جنوب شرقی شهر مقدس قم) را برمی‌گزیند و یا در اثر توفیق جبری و به عنوان تبعید از مركز علمی و فرهنگی رسمی (اصفهان) بر او تحمیل می‌شود و در هر صورت فارغ از قیل و قال و جاه و رفاه شهر و شهرنشینی در جوار لطف كریمه اهل بیت ـ علیها السّلام ـ و حرم آنان پناه می‌گیرد تا ضمن بهره‌گیری از دریای علوم آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ از گزند فتنه‌ها در امان باشد. چرا كه از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده است: «به هنگام فراگیر شدن فتنه‌ها به قم و اطراف آن پناه ببرید».[5]
سال ورود و مدت اقامت ملاصدرا در كهك همانند ورود و اقامتش در اصفهان به خوبی روشن نیست. از تطبیق و انطباق بعضی یادداشتها می‌توان نتیجه گرفت كه بین سالهای 1025 تا 1039 هجری در كهك بوده است و البته از شیوه زندگی او در آن قریه نیز اطلاعی نداریم جز مطالبی كه از نوشته‌های خود او می‌توان استفاده نمود. در مقدمه اسفار رنجنامه خود را چنین ادامه می‌دهد :
« با گمنامی و شكسته حالی به گوشه‌ای خزیدم. دل از آرزوها بریدم و با خاطری شكسته به ادای واجبات كمر بستم و كوتاهیهای گذشته را در برابر خدای بزرگ به تلافی برخاستم. نه درسی گفتم و نه كتابی تألیف نمودم. زیرا اظهار نظر و تصرف در علوم و فنون والقای درس و رفع اشكالات و شبهات و ... نیازمند تصفیه روح و اندیشه و تهذیب خیال از نابسامانی و اختلال، پایداری اوضاع و احوال و آسایش خاطر از كدورت و ملال است و با این همه رنج و ملالی كه گوش می‌شنود و چشم می‌بیند چگونه چنین فراغتی ممكن است ... ناچار از آمیزش و همراهی با مردم دل كندم و از انس با آنان مأیوس گشتم تا آنجا كه دشمنی روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انكار و اقرارشان و عزت و اهانتشان بی‌اعتنا شدم. آنگاه روی فطرت به سوی سبب ساز حقیقی نموده، با تمام وجودم دربارگاه قدسش به تضرع و زاری برخاستم و مدتی طولانی بر این حال گذراندم».[6]
صدرالمتألهین در طی نامه‌ای از كهك نیز به استادش میرداماد وضع روحی خود را چنین ترسیم می‌كند:
« و اما احوال فقیر بر حسب معیشت روزگار و اوضاع دنیا به موجبی است كه اگر خالی از صعوبتی و شدتی نیست ... اما بحمدالله كه ایمان به سلامت است و در اشراقات علمیه و افاضات قدسیه و واردات الهیه ... خللی واقع نگشته ... از حرمان ملازمت كثیرالسعاده بی‌نهایت متحسّر و محزون است. روی طالع سیاه كه قریب هفت هشت سال است كه از ملازمت استاد الاماجد و رئیس الاعاظم محروم مانده‌ام و به هیچ روی ملازمت آن مفخر اهل دانش و بینش میسر نمی‌شود ... به واسطه كثرت وحشت از صحبت مردم وقت و ملازمت خلوات و مداومت بر افكار و اذكار بسی از معانی لطیفه و مسائل شریفه مشكوف خاطر علیل و ذهن كلیل گشته...»[7]


سفر عرشی
مرحله سوم سلوك روحانی صدرالمتألهین شیرازی سفر از حق به سوی خلق است برای مشاهده آثار خدای سبحان در مظاهر جمال و جلال و مطالعه آیات الهی در طبیعت و انسان و آفاق و انفس كه در اثر طی مراحل گذشته نصیب سالك می‌شود. انسان در پایان این سیر به مقام «خلافت اله‌ی» نایل می‌شود و در اصطلاح فلاسفه «جهانی می‌شود بنشسته در گوشه‌ای».
شور و ابتهاج ملاصدرا در این مرحله مانند همه آنها كه به این مقام رسیده‌اند در خور وصف نیست. او پس از سالها خون دل خوردن توانسته است دریچه‌ای به عالم قدس بگشاید و حقایق علمی را كه از راه تفكر و استدلال به دست آورده بود از راه مكاشفات نوری مشاهده نماید. در مقدمه اسفار پس از یادآوری دوران زحمت و رنج و مصیبتهای جانكاه، این مرحله را دوران آرامش و استراحت خود می‌شمرد و می‌گوید:
«سرانجام در اثر طول مجاهدت و كثرت ریاضت نورالهی در درون جانم تابیدن گرفت و دلم از شعله شهود مشتعل گشت. انوار ملكوتی بر آن افاضه شد و اسرار نهانی جبروت بر وی گشود و در پی آن به اسراری دست یافتم كه در گذشته نمی‌دانستم و رمزهایی برایم كشف شد كه به آن گونه از طریق برهان نیافته بودم و هر چه از اسرار الهی و حقایق ربوبی و ودیعه‌های عرشی و رمز و راز صمدی را با كمك عقل و برهان می‌دانستم با شهود وعیان روشنتر یافتم. در اینجا بود كه عقلم آرام گرفت و استراحت یافت و نسیم انوار حق صبح و عصر و شب و روز بر آن وزید و آنچنان به حق نزدیك شد كه همواره با او به مناجات نشست».[8]


فروغ حكمت متعالیه
روزی كه سفینه النجاه اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ در ساحل خشك و سوزان جاهلیت متعصب قرشی و سلطنت ظلمانی اموی به گل نشست فلسفه از پای افتاده و شرك آمیز یونانی و حكمت كلیسایی اسكندرانی در شام و مصر و بغداد شكفتن آغاز كرد و دستمایه تعزیه گردانان میدان مبارزه با «ثقلین» شد. اما در مدتی اندك دانشمندان وارسته اسلامی و خصوصاً تربیت شدگان مكتب تشیع با تكیه بر فرهنگ عمیق و اصیل «قرآن و عترت» و بی اعتنا به اغراض سیاسی نهضت ترجمه، با اصطلاحات فلسفی آشنا شده و از «شیوه منطقی» ارسطو و «مكاشفه» نو افلاطونی در مناقشات علمی ـ سیاسی و فهم معارف قرآن بهره‌ها گرفته، حتی خود در این مكاتب استاد شده و به نوآوری پرداختند و نقادیِ عمیق مباحث را با معیار معارف قرآن به عهده گرفتند. فارابی و بوعلی سینا متد ارسطویی را در قالب جدید آن ـ حكمت مشاء ـ پی‌ریختند و شهاب الدین سهروردی نیز عنصر سلوك و اشراق را اساس فلسفه خود قرار داد و با ادغام بدیع عناصر گوناگون فلسفی از برآیند آنها فلسفه «اشراق» را بنا نهاد و مقارن این دو مكتب فلسفی یك مكتب علمی دیگر نیز كه از عقاید دینی با روش برهانی دفاع می‌نمود پا به پای فلسفه پیش رفت. این جریان همان «علم كلام» بود كه همواره زمینه مناسبی برای طرح مسائل جدید در فلسفه و رشد و نقد آن ایجاد نمود. عرفان نیز به عنوان راهی برای دریافت حقیقت دین و شیوه خاصی از معرفت الهی و وصول به كمال معنوی در پی آن بود كه جنبه اصیل و پر مغز و نغز شریعت اسلامی را به دست آرد امّا با تمام تلاشی كه دانشمندان و حكیمان داشتند نتوانسته بودند این چهار رود خروشان را به هم پیوند دهند و به یك سو هدایت كنند.
در چنین زمینه فرهنگی كه از سویی بسیار غنی و پرمایه بود و از سوی دیگر به ركود و كسادی و نازائی گرفتار شده بود، زیرا غلبه نهضت ضد عقلی كه همزمان با غرب و شاید در اثر ارتباط دولت صفوی با اروپا بر حوزه‌های علوم اسلامی سایه افكنده بود و نهایتاً منجر به ظهور «فلسفه تجربی» و حس گرایی «ظاهر بینی» در غرب و قدرت و تقویت «ظاهریه» و پیدایش «اخباریگری» و جمود بر ظواهر شرعی در شرق و به ویژه در نبض پرتپش آن «تشیع» شده بود هر یك از رودهای خروشان و پربركت حكمت و معرفت را از تكاپو و حركت آفرینی باز داشته و یا بكلی خشكانیده بود، آری در چنین فضای گرفته‌ای خورشید جهان افروز «حكمت متعالیه» در آسمان فكر اسلامی ایران طلوع كرد و افق شرق را به نور حكمت روشن كرد.
حكمت متعالیه از یك نظر به منزله چهارراهی است كه چهار مكتب مهم یعنی حكمت مشائی ارسطویی و سینایی و حكمت اشراقی سهروردی و عرفان نظری محیی الدینی و معانی و مفاهیم كلامی (اسلامی) با هم تلاقی كرده و مانند چهار نهر سر به هم آورده رودخانه‌ای خروشان به وجود آورد‌ه‌اند و از نظر دیگر به منزله یك ساختمان عظیمی است كه چهار عنصر مختلف را پس از یك سلسله فعل و انفعالات به هم ربط داده و به آنها شكل و هیئت و واقعیت نوینی بخشیده كه با ماهیت قبلی هر یك از عناصر متغایر است.[9]
«اختلاف سابقه‌دار مشّاء و اشراق ... و همچنین بسیاری از موارد اختلاف نظر فلسفه و عرفان به وسیله صدرالمتالهین حل شد و چهره بسیاری از حقایق اسلامی روشن گشت ...»[10]
گرچه جهل ظاهربینان و غرور علمی اروپای پس از رنسانس و خود باختگی مسلمین در قرون اخیر در حدی بوده و هست كه اجازه نمی‌دهد آهنگ حیاتبخش حكمت متعالیه و صدای گوشخراش شكستن استخوانهای پوسیده فلسفه ارسطویی و نوافلاطونی «اسكولاستیك» در زیر چرخ عظیم و تندر حكمت متعالیه صدرایی به گوش غربیان و غربزدگان قدیم و جدید برسد و تحول بزرگ فلسفی را كه آن حكیم الهی و فیلسوف ربانی ایجاد نمود دریابند. اما بدون شك با ظهور صدرالمتألهین فعالیت فكری در ایران عصر صفوی به اوج خود رسید و اندیشه‌های او تمامی حیات فكری وعقلی چهار قرن گذشته را در انحصار درآورد و امروز نیز مكتب او به همان سرزندگی دوران تقریر و تحریر است.


آثار ماندگار
صدرالمتألهین از نویسندگان خوش قلم و پركار در فلسفه اسلامی است و آثار قلمی او لطیف و در كمال فصاحت و بلاغت است و به تعبیر یكی از اساتید صاحبنظر، در گذشته تاریخ فرهنگی شیعه دو نفر در حسن تعبیر و شیوایی قلم بی نظیر بوده‌اند و شاید در آینده هم نظیری نداشته باشند؛ شهید ثانی زین الدین جبل عاملی كه در فقه قلم شیرین و جذاب و روانی دارد و صدرالمتألهین شیرازی كه فلسفه را با بیانی روان و قلمی شیوا تقریر نموده است.
تألیفات حكیم شیراز كه بیش از چهل عنوان كتاب و هر یك در نوع خود شاهكاری بی‌نظیر یا كم نظیر می‌باشد به جز رساله سه اصل در علم اخلاق و چند نامه جملگی به زبان عربی (زبان رسمی مراكز علمی آن عصر) نوشته شده و دارای نثری روشن و فصیح و مسجع و برای آموزش فلسفه وعرفان بسیار آسان و سهل است. در میان آثار فلسفی او بخشی خصلت عرفانی بارزتری دارند و بعضی دارای لحن برهانی و استدلالی تر هستند، هر چند كه از تمامی آنها بوی عرفان به مشام می‌رسد.
از ویژگیهای بسیار مهم نوشته‌های ملاصدرا كه از دستاوردهای انحصاری خود او است تطبیق بین مفاهیم و بیانات شرع و براهین فلسفی است به نحوی كه در هیچ مسأله فلسفی تا استشهاد بر آیات قرآن و آثار معصومین ننماید نظر قاطع خود را ابراز نمی‌دارد. او همواره در كتابهایش افتخار می‌كند كه هیچ كس را ندیده كه همچون خود او اسرار قرآن كریم و سنت معصومین را فهمیده باشد. تمام نوشته‌های فلسفی او پر از آیات قرآن و روایات است و تمام تفاسیرش سرشار از برداشتهای عرفانی و عقلی است و او در این تطبیق یگانه پیشتاز است و در این روش نظیری ندارد. البته پس از او شاگرد بی‌نظیرش فیض كاشانی این شیوه را از استاد آموخته و آن را گسترده و زیبا به كار برده است.
نوشته‌های صدالمتألهین در مجموع از ویژگیهایی چون جامعیت، داوری مصلحانه بین آراء مختلف، استفاده از عقل و ذوق و وحی در حل مبهمات، احاطه بر آراء گذشتگان، و در آخر سهل و ممتنع نویسی برخوردار است.
به تعبیر علامه حسن زاده آملی كتاب اسفار اربعه امّ الكتاب مؤلفات ملاصدراست كه در اواخر دوره اقامتش در كهك شروع به تألیف آن نموده و از نظر دامنه و گسترش مطالب بی‌گمان بر شفای بوعلی سینا و فتوحات مكیّه ابن عربی مقدم است. «این كتاب به یك معنا نقطه اتصال و حلقه جامع دایره المعارف مشائی ابن سینا و اقیانوس اسرار باطنی ابن عربی است و به تعبیر دیگر، هم اوج هزار سال تفكر و تأمل دانشمندان و حكمای اسلامی است و هم شالوده بنای عقلانی تازه و اصیلی است كه از متن معارف اسلامی سرچشمه گرفته است».[11]
صدرالمتألهین در این كتاب بزرگ با صراحت تمام رابطه حكمت و دین و عقل و وحی را بیان می‌دارد كه: «حاشا الشریعه الحقه الالهیه البیضاء ان تكون احكامها مصادمه للمعارف الیقینیه الضروریه و تباً لفلسفه تكون قوانینها غیر مطابقه للكتاب و السنه».[12] حاشا كه احكام و مقررات بر حق و تابناك شرعی با معارف بدیهی و یقینی عقلانی، ناهماهنگ باشد و نابود باد فلسفه و حكمتی كه قواعد و یافته‌هایش مطابق با كتاب الهی و سنت نبوی نباشد.
صدرالمتألهین در درك ظاهر و فهم اسرار قرآن و حدیث تبحّری ویژه داشت و گرچه در اكثر كتب فلسفی خود به قرآن و حدیث تمسك نموده و گاهی نیز به شرح آیات و احادیث پرداخته اما كتابهایی نیز به تفسیر آیات و احادیث اختصاص داده و سوره‌های سجده، یس، واقعه، حدید، جمعه، طارق، اعلی، زلزال و سوره بقره تا آیه 65 و آیه الكرسی و آیه نور و ... را تفسیر نموده كه از تفاسیر ارزشمند فلسفی به شمار می‌آیند و تاكنون چندین بار چاپ شده است.
شرح اصول كافی مرحوم آخوند نیز اولین شرحی است كه بر كتاب بی‌نظیر اصول كافی پس از حدود شش قرن نوشته شده و سنت شرح نویسی بر روایات عمیق اعتقادی را باب نموده و بدون شك یكی از مهمترین متون اعتقادی شیعی دوره صفوی است كه در هماهنگی بین حكمت و عرفان و وحی یكی از بهترین و بلكه اولین كلید است و مؤلف كتاب روضات الجنات در مورد این كتاب می‌گوید:
«و عندی انّه ارفع شرح كتب علی احادیث اهل البیت ـ علیهم السّلام ـ و ارجحها فائده و اجلّها قدراً.»[13]
صدرالمتالهین در سیر نوشتاری خود ابتدا حكیمی عقلانی است كه شرح هدایه را می‌نویسد و شفای بوعلی را حاشیه می‌زند و پس از طی مراحل سلوك و معرفت عارفی متكی بر وحی است كه با قدرت الهی و هدایت نبوی و بیان علوی و با قدمِ قلم سفرهای چهارگانه را طی می‌كند و اسفار اربعه می‌نویسد و در آخر كار تمام همّ خود را بر فهم و درك و تبیین قرآن و روایات اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ متمركز می‌نماید و آخر كار نیز در یك دستش قلم تفسیر سوره بقره و در دست دیگرش برگه‌های شرح كتاب الحجه اصول كافی است كه به دیدار محبوب می‌شتابد.


خانه آفتاب
صدرالمتالهین داماد میرزا ضیاء الدین محمد بن محمود الرازی مشهور به ضیاء العرفاء پدر زن شاه مرتضی والد فیض كاشانی است. و بدین ترتیب باید گفت فیض پیش از آشنائی علمی با صدرالمتألهین با او ارتباط خویشاوندی داشته و دختر ملاصدرا، دختر خاله فیض بوده است.
فرزندان صدرالمتألهین كه هر یك از علوم اسلامی بهره‌ای وافی برده و از نامداران جهان اسلام محسوب می‌شوند جلوه دیگری از روح الهی آن فیلسوف وارسته می‌باشد كه در نظام خانواده تجلی یافته است.
1. اولین فرزند این خانواده ام كلثوم در سال 1019 به دنیا آمد و دانش و بینش و علم و فلسفه را از پدر آموخت و در سال 1034 به عقد ملاعبدالرزاق لاهیجی (فیاض) درآمد. او همچنان در محضر همسرش به تحصیل ادامه داد تا در اكثر علوم متعارف سرآمد همگنان شد به نحوی كه در مجالس دانشمندان شركت می‌نمود و با آنان به مباحثه می‌پرداخت.[14]
2. محمد ابراهیم، ابوعلی حكیمی اندیشمند و عارفی سالك و محدثی والا مقام است كه در سال 1021 به دنیا آمد و در محضر پدر به تحصیل پرداخت. كتابهای متعدد نگاشت و كتابی نیز به نام عروه الوثقی در تفسیر آیه الكرسی به زبان فارسی نوشت ولی آنچنانكه از بعضی نوشته‌هایش پیداست و عده‌ای از تراجم نویسان تصریح نموده‌اند در اواخر عمر بشدت از فلسفه رویگردان شد و بر فلاسفه تاخت.[15]
3. زبیده خاتون متولد 1024، سومین فرزند صدرالمتألهین، عالمی ادیب و فاضل و حافظ قرآن، همسر دانشمند بزرگ میرزا معین الدین فسائی و مادر علامه ادیب میراز كمال الدین فسائی (میرزا كمالا) داماد مجلسی اول است. او حدیث و تفسیر قرآن را از پدر و خواهر بزرگ خود آموخت و در ادبیات استاد فرزند خود بود.[16]
4. زینب سومین دختر صدرالمتألهین است كه عالمی فاضل و متكلمی اندیشمند و فیلسوفی عارف و عابد و زاهد و از ستارگان درخشان فصاحت و بلاغت و ادب بود. در محضر پدر و برادرش بهره‌ها برد و پس از ازدواج با جناب فیض كاشانی تحصیل خود را در محضر همسرش به كمال رساند. سال تولد زینب در كتب تراجم نیامده ولی تاریخ وفاتش را 1097 نوشته‌اند.[17]
5. دومین پسر صدر المتألهین نظام الدین احمد دانشمندی ادیب و حكیمی متأله و شاعری عارف است كه در سال 1031 در شهر كاشان به دنیا آمد و در رجب 1074 وفات یافت. وی كتابی به نام مضمار دانش به زبان فارسی دارد.[18]
6. آخرین فرزند صدرالمتألهین معصومه خاتون همسر علامه بزرگ میرزا قوام الدین نیریزی از شاگردان به نام صدرالمتألهین و حاشیه نویس كتاب اسفار است. او در تاریخ 1033 به دنیا آمد و 1093 وفات یافت. بانویی دانشمند و ادب دوست، حدیث شناس و عابد و زاهد و حافظ قرآن كریم بود كه در محضر پدر و سپس خواهرانش زبیده و ام كلثوم علوم و معارف روز را فرا گرفت.[19]
وفات
حكیم وارسته در طول عمر 71 ساله‌اش هفت بار با پای پیاده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف كعبه دل صفا بخشید و در آخر نیز سر بر این راه نهاد و به هنگام آغاز سفر هفتم یا در بازگشت از آن سفر به سال 1050 ه‍. ق در شهر بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت، و در همانجا به خاك سپرده شد و اگر چه امروز اثری از قبر او نیست اما عطر دلنشین حكمت متعالیه از مركب نوشته‌هایش همواره مشام جان را می‌نوازد.


[1] . ملاصدرا، هانری كربن، ترجمه ذبیح الله منصوری، ص 9.
[2] . ملاصدرا، ص 28.
[3] . یادنامه ملاصدرا، نشر دانشگاه تهران، ص 2.
[4] . اسفار، ج 1، ص 6.
[5] . بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج 60، ص 216.
[6] . اسفار، ج 1، ص 6 و 7 .
[7] . مجله فرهنگ ایران زمین، ج 13، ص 84، 100.
[8] . همان، ص 8.
[9] . خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 587.
[10] . مجموعه آثار شهید مطهری، ج 13، ص 249 و 252.
[11] . تاریخ فلسفه در اسلام، انتشارات سمت، ج 1، ص 496.
[12] . اسفار، ج 8، ص 303.
[13] . روضات الجنات، ج 4، ص 120.
[14] . مستدرك اعیان الشیعه، ج 3، ص 43.
[15] . مقدمه معادن الحكمه، چاپ انتشارات كتابخانه آیه الله مرعشی، ص 15.
[16] . اعیان الشیعه، ج 3، ص 83 (مستدرك).
[17] . همان.
[18] . مقدمه معادن الحكمه، ص 15.
[19] . اعیان الشیعه همان.


 

 

انتقاد وزیر اطلاعات از  دستگاههای فرهنگی

 

حجة‌الاسلام والمسلمين حيدر مصلحي در گردهمايي مشترك امنيت‌آفرينان فجر گفت: استراتژي، تاكتيك و روش و ابزاري كه فتنه‌گران به كار گرفته‌اند از بيرون كشور طراحي شده است.
وي اظهار داشت: جنگ نرمي كه در جمهوري اسلامي و مقابله با انقلاب اسلامي طراحي شده تفاوت‌هاي قابل توجهي با جنگ نرم ديگر كشورها دارد.
مصلحي گفت: جنگ نرمي كه در ديگر كشورها به كار رفته در ايران جواب نمي‌دهد و دشمنان در هر كشوري با شرايط خاص جنگ نرم را طراحي مي‌كنند.
وزير اطلاعات تأكيد كرد: جنگ نرمي براي اسلام ناب و انقلاب اسلامي طراحي شده كه مناسب با شرايط كشور باشد.
مصلحي در ادامه افزود: يكي از معضلات ما در مقابله با جنگ نرم عدم حضور دستگاه‌هاي فرهنگي  در اين عرصه است و در این عرصه فقط دستگاه‌هاي امنيتي حضور دارند.
مصلحي تاكيد كرد: چرا دستگاه هاي فرهنگي در اين عرصه به ميدان نمي‌آيند و طراحي لازم را انجام نمي‌دهند ؟ اين مشكل جدي ماست.
نظريه‌پردازان آمريكايي در بررسي چالش‌هاي پيش روي خود با دو چالش اساسي كه تكنولوژي و ايدئولوژي است مواجهند و در تحقيقات به اين دو چالش رسيده‌اند.
وي اظهار داشت: در بحث تكنولوژي آنان با توجه به روندي كه در دنيا و در مباحث اقتصادي وجود دارد به اين نتيجه رسيده‌اند كه با يك بحران بزرگ اقتصادي مواجهند و با كنترل فضاي رسانه‌اي سعي مي‌كنند تا در بحث چالش و بحران اقتصادي خبري درج نشود.
مصلحي افزود: دستگاه‌هاي ارتباطي و استكباري در فضاي مجازي و ديگر رسانه‌ها به شدت كنترل مي‌شوند تا بحث بحران اقتصادي مطرح نشود.

وزير اطلاعات تأكيد كرد: آن‌چه كه استكبار را به زبوني و خفت كشانده اسلام ناب محمدي است و انقلاب اسلامي نيز و انقلاب اسلامي نيز بر اساس اسلام ناب محمدي شكل گرفته است.
وي اظهار داشت: مؤسسات مطالعاتي و تحقيقاتي فراواني در اروپا و آمريكا و رژيم صهيونيستي شكل گرفته‌اند تا براي شناسايي انقلاب انجام وظيفه كنند.
وزير اطلاعات گفت: اين مؤسسات مطالعاتي مشكلاتي دارند و آن هم عدم فهم صحيح مقوله اسلام ناب محمدي است كه قصد دارند آن را با مطالعات علمي درك كنند.
شایان ذکر است سخنان وزیر اطلاعات درباره عدم ورود بسیاری از دستگاههای فرهنگی کشور به حوزه مقابله با جنگ نرم از پرسشهای اساسی است . بسیاری از این دستگاهها مانند وزارت ارشاد یا حوزه هنری و ... که امکانات خوبی نیز دارند به فعالیتهای تکراری و فاقد تاثیر و برنامه های مناسبتی مشابه دهه گذشته مشغول هستند و در حوزه هایی مانند انجمنهای هنری و ادبی ارشاد در استانهای مختلف اغلب افرادی گماشته شده اند که فاقد اعتقاد و انگیزه لازم برای ورود به عرصه جنگ نرم میباشند. انتصاب مدیران مراکز هنری – فرهنگی از طریق توصیه و لابیگریها و نیز انتصاب افراد غیر متعهد ، ناکارآمد و فاقد اعتقاد به ایجاد تحول و کارامد سازی دستگاههای فرهنگی متناسب با شرایط روز نیز از جمله واقعیتهایی است که بایستی مورد توجه قرار گیرد.

 

کمک میلیاردی حکومت دست نشانده اقلیم کردستان عراق به گروه‌های تروریستی ضد ایرانی

 

حکومت خودگردان منطقه‌ کردستان عراق، سالیانه‌ سه میلیارد و پانصد میلیون تومان از بودجه‌ شهروندان خود را به‌ گروهای ضد انقلاب ایرانی ـ که‌ هم اکنون در شمال عراق فعالیت می‌کنند ـ اختصاص داده‌ است.

این خبر را سایت ایرانی تابناک افشا کرد. تابناک نوشت : اخیرا روزنامه‌های منطقه‌ کردستان عراق لایحه‌ جدید بودجه‌ این منطقه‌ را منتشر کردند که در بخشی از آن، به‌ بررسی بودجه‌ ای که‌ دولت به‌ احزاب سیاسی کردستان به طور ماهیانه‌ اختصاص می‌دهد، پرداخته‌ شده‌ است.

در کمک‌هایی که‌ حکومت منطقه‌ کردستان به‌ احزاب اختصاص داده‌ است، در کمال تعجب، نام احزاب منحله‌ و مخالف جمهوری اسلامی ایران دیده‌ می‌شود که‌ ماهیانه‌ پول‌های کلانی دریافت می‌کنند.

نام احزاب و مقدار پول آنها به‌ شرح زیر است.

1ـ حزب دمکرات کردستان شاخه‌ عبدالله‌ حسن زاده‌ ماهیانه‌ 55 میلیون دینار

2ـ حزب دمکرات کردستان شاخه‌ مصطفی هجری ماهیانه‌ 55 میلیون دینار

3ـ حزب کومه‌له‌ شاخه‌ عبدالله‌ مهتدی ماهیانه‌ 50 میلیون دینار

4ـ حزب کومه‌له‌ شاخه‌ عمر ئیلخانی زاده‌  ماهیانه‌ 50 میلیون دینار

5ـ حزب کومو‌له‌ شاخه‌ ابراهیم علی زاده‌ ماهیانه‌ 50 میلیون دینار

6ـ پارت آزاد کردستان به‌ رهبری علی قازی ماهیانه‌ 45 میلیون دینار

7- سازمان خبات کردستان به‌ رهبری بابا شیخ حسینی ماهیانه‌ 50 میلیون دینار

8ـ ا تحاد شورشگیران به‌ رهبری سمکو یزدان‌پناه‌ ماهیانه‌ 45 میلیون دینار

با‌ جمع کمک‌هایی که در بالا اشاره شد و بهای هر دینار عراق که معادل 4.8 ریال است، مشخص می‌شود که سالیانه‌ حدود سه میلیارد و پانصد میلیون تومان از سوی حکوت خودگردان کردستان عراق به گروه‌های ضد ایرانی کمک می‌شود.

این موضوع با توجه به روابط حسنه کشورمان با منطقه خودگردان کردستان عراق، کار تأمل برانگیزی است که به نظر می‌رسد، باید از سوی مسئولان مربوطه در کشورمان مورد توجه قرار گرفته و آثار چنین اقداماتی بر روابط دو جانبه به حکومت اقلیم کردستان گوشزد شود.

به دنبال انتشار این گزارش ، برخی مقامات کردستان عراق ، تلاش کردند با دلالیل واهی مانند اینکه گروهکهای یاد شده فقط در عراق فعالیت دارند و کمکهای یاد شده علیه ایران هزینه نمیشود اقدام زشت خود را در حمایت از گروهکهایی که سوابق طولانی در فعالیتهای تروریستی و جنایتگری دارند توجیه کنند.

شایان ذکر است منطقه شمال عراق که تحت تسلط دو حزب اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان عراق است سالهاست که به مامن گروههای تروریستی ضد ایرانی و ضد ترکیه مانند پ پ ک و پژاک نیز تبدیل شده است . این گروهها و احزاب تروریستی از روابط نزدیک با رژیم صهیونیستی برخوردار میباشند. اخیرا نویسنده کتاب « زندگی نامه جلال طالبانی » فاش کرد که بسیاری از گردانندگان کردستان عراق از جاسوسان سابقه دار حزب بعث و دستگاه اطلاعاتی صدام میباشند.

رژیم صهیونیستی : اردوغان یهودی‌ستیزی را ترویج می‌کند

 

وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی  در بیانیه‌ای نخست وزیر ترکیه را به تشویق ضدیت با یهود متهم کرد.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری "صدای روسیه "، وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی "رجب طیب اردوغان "، نخست وزیر ترکیه، را به تحریک مستقیم و تشویق ضدیت با یهود متهم کرد.

در گزارش وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی در این رابطه آمده است: به عقیده ما، از لحظه‌ای که حزب اردوغان به قدرت رسیده است، وی از طریق اظهارات متداول درباره رنج‌های فلسطینیان، متهم کردن اسرائیل به جنایات جنگی و حتی "سخنان ضد یهودی "، به روند ترسیم چهره‌ای منفی از اسرائیل در جامعه ترکیه ادامه داده است.

به عقیده کارشناسان رژیم صهیونیستی، اردوغان همچنین فعالیت‌های ضد یهودی رسانه‌ها را تشویق می‌کند و چشم‌ها را بر روی برنامه‌های تلویزیونی ضد اسرائیلی، همچون فیلم جنجالی "وادی گرگ‌ها "، در تلویزیون ترکیه می‌بندد.

شایان ذکر است سریال تلویزیونی « دره گرگها » که از شبکه تلویزیونی دولت ترکیه پخش میشود جنایات ضدبشری اسراییل علیه مسلمانان فلسطینی را به تصویر میکشد . این سریال با اعتراض محافل پان ترکیستی نیز مواجه شده است . محافل پان ترکیستی که " گرگ " را به عنوان سمبل و نماد و نشانه خود برگزیده اند ، از اینکه صهیونیستهای آدمکش با حیوان مورد علاقه آنها مقایسه شده ناخشنود میباشند !

به دنبال انتشار بیانیه وزارت خارجه رژیم صهیونیستی  رجب طیب اردوغان بار دیگر علیه جنایتهای اسراییل موضع گیری کرد .

وی در جمع خبرنگاران و برخي اعضاي مراكز مطالعاتي تركيه با اشاره به جنايت‌هاي رژيم صهيونيستي در فلسطين، از كشورهايي كه چشمان خود را بر قتل و كشتار كودكان بيگناه فلسطيني بسته‌اند، به شدت انتقاد كرد.

 

 

 

وزیر دولت خاتمی : فريب رسانه‌هاي بيگانه را نبايد خورد

وزير بهداشت دولت اصلاحات با بيان اينكه رسانه‌هاي بيگانه تلاش مي‌كنند تا خواست خود را در جامعه ما داشته باشند، گفت: ما هم تلاش مي‌كنيم كه فريب رسانه‌ها و اخبار غلط را نخورده و در واقع آنچه را كه واقعيت داشته و صحيح است را هميشه بپذيريم.

مسعود پزشكيان نماينده مردم تبريز و عضو فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرگزاري فارس، با اشاره به نقش رسانه‌هاي بيگانه در حوادث پس از انتخابات، گفت: در مسائل سياسي معمولا رسانه‌ها هيچ وقت نمي‌توانند بي‌تفاوت باشند، در نتيجه هر رسانه‌اي وقتي سخن مي‌گويد طبيعتا از موضع و ديدگاه خود نظراتي را اعلام مي‌كند تا بتواند فكر خود را حاكم كند.
وي افزود: رسانه‌هاي بيگانه تلاش مي‌كنند تا در جامعه به اهداف خود برسند و ما هم تلاش مي‌كنيم كه فريب رسانه‌ها و اخبار غلط را نخورده و در واقع آنچه را كه واقعيت داشته و صحيح است را هميشه بپذيريم.
عضو فراكسيون اقليت مجلس تصريح كرد: در دنيا نمي‌توان رسانه‌اي پيدا كرد كه بي‌طرف باشد البته به اينكه چه كسي و چگونه قصد صحبت كردن دارد نيز بستگي دارد. وقتي انسان اخبار اين رسانه‌ها را مطالعه مي‌كند بايد تا اين حد قدرت تشخيص داشته باشد و بتواند درست را از غلط تشخيص دهد.
پزشكيان ادامه داد: هر رسانه‌اي بسته به نوع رسانه خود از جايگاهي تغذيه مي‌شود و يك نوع ديدگاه را ديكته مي‌كند.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: البته در اين بين كساني هم كه توجه به اين رسانه‌ها دارند بايد آنقدر آگاهي داشته باشند تا بتوانند تشخيص دهند كه از چه منبعي در حال دريافت پيام هستند.
وزير بهداشت دولت اصلاحات خاطرنشان كرد: وقتي به رسانه‌ها توجه مي‌كنيم، مشاهده مي‌شود كه آنها به نحوي در حال طراحي و بررسي موضوعات هستند كه نظر خودشان هم در آن دخيل است هر چند كه گاها اظهار بي‌طرفي مي‌كنند ولي هيچ وقت نمي‌توان گفت كه هيچ مملكت، گروه و دسته‌اي كاملا بي‌طرف نظر مي‌دهند و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي پذيرفت.

طرح عظیم  راه‌آهن اردبيل تا چهار سال آینده به پایان میرسد

رئيس مجمع نمايندگان استان اردبيل در مجلس گفت: نمايندگان استان اردبيل از تقليل اعتبار راه‌آهن اردبيل تا سقف 70 ميليارد تومان در سال آينده به شدت نگران هستند و به آن انتقاد دارند.

ولي اسماعيلي اظهار داشت: با وجود قول مساعد دولت و وزارت راه براي جبران و افزايش منطقي اعتبار راه‌آهن ميانه ـ اردبيل ـ مغان در بودجه سال آينده شاهد كاهش اعتبار پيش‌بيني شده هستيم.
وي افزود: قرار بود سال آينده بالغ بر 150 ميليارد تومان به اين پروژه اختصاص يابد كه متاسفانه در اين زمينه كوتاهي شده و اعتبارات به نصف كاهش يافته است.
اسماعيلي تصريح كرد: با اين رقم اعتباري پيشنهاد شده به مجلس تنها مي‌توان بدهي‌هاي سال‌هاي گذشته را كه از سال 84 تا كنون به پيمانكار باقي مانده است جبران كرد.
نماينده مردم گرمي در مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: با همدلي نمايندگان استان اردبيل در بررسي لايحه بودجه سال آينده به اين امر اعتراض خواهيم كرد و چنانچه تجديد نظري در اين اختصاص اعتبار صورت نگيرد و با ديد غير كارشناسي به موضوع نگاه شود از طريق تذكر، سئوال و... پيگير حقوق از دست رفته مردم خواهيم بود.
رئيس مجمع نمايندگان استان اردبيل خاطرنشان كرد: تا كنون سعي بر هم‌انديشي و هم‌افزايي براي خدمت‌رساني به مردم از طرف ما مورد تاكيد بوده و از هيچ حمايتي از وزارت راه دريغ نكرديم.
وي در پايان اظهار داشت: با توجه به حساسيت پروژه و حياتي بودن آن براي استان اردبيل قرار است در سفر رئيس جمهور نيز اعتبار ويژه براي اين پروژه مصوب شود تا اين طرح عظيم تا چهار سال آينده اجرايي و افتتاح شود.

بازپس گیری 132 هکتار زمین دولتی از یک تعاونی مسکن در تبریز !

رئيس كل دادگستري آذربايجان شرقي گفت: برخي از تعاوني‌هاي مسكن در استان به ويژه در تبريز با رانت خواري به بيت‌المال مسلمانان تجاوز كرده‌اند.

مالك اژدرشريفي اظهار داشت: اين تعاوني‌هاي مسكن با بهره‌گيري از رانت برخي ادارات به زمين‌هاي دولت تجاوز كرده‌اند و با ساخت و سازهاي غير مجاز اقدام به فروش آنها كرده‌اند.
وي با تاكيد بر برخورد با متجاوزان به بيت‌المال مسلمانان اظهار داشت: در كنار اين موضوع از وارد آمدن خسارت به خريداران واحدهاي مسكوني نيز جلوگيري مي‌كنيم، ولي متخلفان بايد تاوان تجاوز به زمين هاي دولتي را بپردازند.
وي درباره برخورد با برخي تعاوني‌هاي مسكن متخلف تصريح كرد: با برخورد با يكي از اين تعاوني‌هاي مسكن 132 هكتار از اراضي دولتي بازپس گرفته شد.
رئيس كل دادگستري آذربايجان شرقي در خصوص آخرين وضعيت پرونده تعاوني مسكن فرهنگيان نيز اظهار داشت: پرونده تعاوني مسكن فرهنگيان در مرحله تحقيقات است و با سپري شدن زمان، مسائل جديد روشن مي‌شود و منتظر یم تا متهم واقعي مشخص شود به همين دليل بررسي‌ها در دست انجام است.


امام جمعه خوي:

برگزاري كنگره آيت الله خويي(ره) براي مسلمانان جهان ضروري است

 

امام جمعه شهرستان خوي گفت: برگزاري كنگره حضرت آيت الله العظمي خويي (ره) براي عموم مسلمانان جهان لازم و ضروري است.

 حجت الاسلام سيد رضي شكوري در گفت وگو با ايسنا با بيان اين مطلب افزود: با توجه به جايگاه ويژه و ممتاز حضرت آيت الله العظمي خويي در عالم اسلام گرامي داشت آن فقيه براي عموم مسلمانان به ويژه جهان تشيع ضروري است.

وي با اشاره به ويژگي منحصر به فرد اين مرجع تقليد تصريح كرد: تربيت كردن شاگردان برجسته علمي، گستردگي تقريرات مباحث علمي وي و نوع آوري هاي گسترده در مباني فقهي و اصولي ويژگي هاي برجسته ايشان بود به طوري كه همه شخصيت هاي علمي در برابر عظمت وي تسليم بودند.

 امام جمعه خوي با بيان اينكه حوزه علميه شهرستان خوي سابقه 800 ساله دارد، تصريح كرد: تاكنون شخصيت هاي برجسته علمي زيادي در رشته هاي مختلف از اين حوزه برخاسته اند، بايد يك مجموعه علمي و فرهنگي براي تجليل و تعمق خدمات و افكار ارزنده اين مرجع تقليد راه اندازي شود تا يادگاري از ايشان در سينه تاريخ بماند.

وي افزود: همه افراد اعم از شاگردان برجسته ايشان، مقلدين، ارادتمندان و مسوولان بزرگوار نظام جمهوري اسلامي در اين حركت خير لازم است از نظر مالي و معنوي همكاري و كمك كنند.

سيد رضي شكوري اظهار كرد: بايد كنگره باشكوه و در حد نام و شان اين فقيه بزرگوار برگزار شود.

اولين شوراي هماهنگي كنگره حضرت آيت الله العظمي خويي ( ره) به همت امام جمعه خوي و در محل دفتر وي سال گذشته همزمان با برگزاري سالگرد ارتحال ايشان تشكيل جلسه داد.

 

 

 

 

انتصاب مرتبط با مشایی !

انتصاب خانمي به عنوان رئيس موزه ملي ايران كه پيش از اين به عنوان معلم زبان انگليسي اسفنديار رحيم مشايي در سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري فعاليت مي كرده انتقادات زيادي را در ميان اهل فرهنگ و هنر و باستان شناسي پديد آورده است . معترضان مي گويند رشته تحصيلي اين شخص با فرهنگ و هنر سنخيتي نداشته و وي تجربه مديريتي در زمينه موزه و ميراث فرهنگي ندارد.

یهودی سازی،خطری خاموش دركمین عراق

رژیم صهیونیستی به آن دسته از عراقی هایی كه به دین یهود گرایش پیدا كنند ماهیانه حقوق پرداخت می كند.

یك مقام آگاه در گفتگو با جوان آنلاین با اعلام این خبر افزود: نیروهای رژیم صهیونیستی با كمك اشغالگران آمریكایی در شهر "قلعه دیزه" عراق اقدام به دایر كردن مكانی جهت تبلیغ و ترویج دین یهود كرده اند.

وی گفت: صهیونیستها به هركدام از شهروندان كرد عراقی كه تغییر مذهب داده و یهودی شوند ماهیانه مبلغ معادل 600 هزار تومان پرداخت می كنند.

 

 

به سخره گرفتن مظاهر ديني تسط نمایشگران باکو در تهران

 

 

انتشار خبر اجرای نمایشی از محصولات شوروی سابق در جشنواره تئاتر فجر تهران شگفتی مخاطبان را برانگیخت. خبراجرای این نمایش که حاکی از آشفتگی مدیریت هنری در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است ، توسط روزنامه ها و سایتهای خبری مختلف پوشش داده شد

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت : نمايش موزيكال مشهور به مشهدي عباد از محصولات شوروی سابق درحالي توسط هنرورزان تئاتر باكو در تالار وحدت به صحنه رفت كه مظاهر ديني به صورت زيركانه اي در آن به سخره گرفته شدند.
شخصيت اصلي اين نمايش كه فردي ثروتمند شهوت‌ران و احمق و در ظاهري متشرع و مقدس بود مضاميني همچون استخاره گرفتن و حكم اسلامي ارتداد را به سخره گرفته و در طول نمايش چند بار با لحني مسخره "بسم الله الرحمن الرحيم " را بر زبان مي راند.
تهيه كننده نمايش مشهدي عباد در پايان وعده نمايش يك ماهه آن را در تهران بعد از نوروز 89 به حاضران داد.
با اينكه طبق ضوابط جشنواره تئاتر فجر آثار نمايشي پيش از اكران بازبيني مي شوند و نسبت به حذف نكات خلاف ضوابط از آثار اقدام مي شود جاي سئوال است كه چنين مضاميني به چشم تيزبين ارزيابان وزارت ارشاد دولت اصولگرا نيامده و يا آنكه حضرات اصول گرا از كنار بديهي ترين جسارت‌ها و تمسخرها عبور كردن را مجاز مي‌دانند.

روزنامه کیهان از اتفاق دیگری نیز در جشنواره فجر خبر داد . كيهان نوشت:«علي معلم» كه مديرمسئول يك ماهنامه زرد سينمايي است در بخشي از اجراي غيرحرفه اي خود با اشاره به برج ميلاد، طعنه زشتي به كارگزاران حكومتي زد.

در حالي كار اجراي اختتاميه به نامبرده سپرده شد كه دو روز پيش از آن، همسر وي، با لباس و دستبند سبز در مركز همايش هاي ميلاد حاضر شده بود. همچنین ماهنامه سينمايي فرد مذكور، به دليل استفاده ابزاري از تصاوير زنان بازيگر، مدت ها در توقيف بود

 

برگزاری کنسرت زنان توسط بنیاد متعلق به وزارت ارشاد !

 

سیمین غانم خواننده زن قبل از انقلاب از 27 بهمن ماه همراه با گروه موسیقی خود در تالار وحدت به اجرای موسیقی می پردازد.

به گزارش سرویس فرهنگ وهنر جهان، پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران ضمن انتشار این خبر اعلام کرده که قرار است سیمین غانم در این کنسرت قطعات خاطره انگیزی!همچون «قلک چشات»، «گل گلدون من»، «مرد من»، «آسمان آبی» و ... را به اجرا در آورد.

گفته می شود متولی این کنسرت که با هدف کمک به زنان بی سرپرست آماده شده، بنیاد رودکی می باشد که چندی پیش وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی حکم انتصاب مدیر عامل آن را به مدت 2 سال تمدید کرده است.

لازم به ذکر است این کنسرت ویژه بانوان است.

پیش از این نیز چند کنسرت ویژه بانوان در دولت اصلاحات انجام شده بود، که به دلیل انتشار نوار آن، از برگزاری مجدد این گونه کنسرت ها جلوگیری شده بود.

 

 

امام جمعه تبريز:

 

22 بهمن نشان داد که گسست نسلها معنی ندارد

امام جمعه تبريز با بيان اينكه 22 بهمن اقيانوس ملت ايران عليه فتنه‌گران به خروش درآمد، گفت: فتنه‌گران و استكبار جهاني بدانند ملت ايران راه خود را شناخته و براي رسيدن به اهداف و آرمان‌هاي خود هر مانعي را از سر راه برمي‌دارند.

آيت‌الله محسن مجتهدشبستري در خطبه‌هاي نماز جمعه تبریز راهپيمايي 22 بهمن امسال را بارقه اميد در دل دوستان انقلاب دانست.
مجتهدشبستري تصريح كرد: حضور ميليوني و بي‌سابقه مردم ايران به ويژه غيرتمندان آذربايجان در راهپيمايي 22 بهمن گامي بزرگ و مهم در مسير نشان دادن ايمان راسخ و عزم ملي، خوشحالي دوستان و مسلمانان جهان، دلگرمي مسلمانان ياس و نااميدي دشمنان است.

وي تصريح كرد: مردم در 22 بهمن نشان دادند كه گسست نسل‌ها معني و مفهومي ندارد چرا كه هنور جوانان و نوجوانان، دنيا را حيرت‌زده كرده‌اند.
نماينده ولي فقيه در آذربايجان شرقي ابراز داشت: پيام دوم اين راهپيمايي به دنيا اين بود كه به آمريكا و اذناب آنها اعلام كردند كه صرف هزينه‌هاي گزاف براي براندازي نظام فايده‌اي ندارد و پول به هدر دادن است.

امام جمعه تبريز ادامه داد: راهپيمايي 22 بهمن پيامي براي مسئولان كشور دانست و آن اين بود كه با كارگزاران و سران قوا اتمام حجت كردند و اعلام داشتند آنان به عهد خود وفا كرده و حضور و آمادگي خود را براي فداكاري در راه آرمان‌هاي انقلاب نشان دادند، اينك نوبت آنان است كه در راه خدمت به اين ملت و حل مشكلات آنان بيش از پيش دلسوزانه، با جديت و تلاش وافر گام بردارند.
وي افزود: اگر مشكلي را مسئولان مي‌توانند در يك جلسه حل كنند آن را به چند جلسه موكول نكنند.
خطيب جمعه تبريز خواستار رفع سريع و عملي مشكلات مردم به ويژه بيكاري و اشتغال شد و اظهار داشت: مردم انتظار دارند اقدامات انقلابي و عملي را در اين زمينه‌ها از مسئولان ببيند.
مجتهدشبستري خاطرنشان كرد: مسئولان بايد عملاً به حضور مردم در صحنه احترام گذاشته و قدر اين ملت وفادار و حاضر در صحنه را كه در سخت‌ترين شرايط يار و ياور نظام بودند بدانند و تقدير عملي خود را با توجه به مطالبات مردم نشان دهند.
وي در ادامه به پيشرفت‌هاي كشور در سال‌هاي گذشته در زمينه‌هاي انرژي هسته‌اي، ماهواره، هواپيمايي‌هاي فوق مدرن و... اشاره كرد و تصريح كرد: ايران امروز قدرتمند و تواناتر از آن است كه حتي آمريكا بتواند آن را محدود كند و هيچ قدرتي نمي‌تواند از رشد و تعالي ايران جلوگيري كند.

اجراي طرح انسداد مرزي در 80 درصد از مرزهاي آذربايجان غربي

گروه استان ها - سردار کرمي فرمانده انتظامي استان آذربايجان غربي گفت: طرح انسداد مرزي در 80 درصد از مرزهاي آذربايجان غربي اجرا شده است .

سردار کرمي  فرمانده انتظامي آذربايجان غربي گفت : اين طرح از سال 85 و در قالب طرحهاي عملياتي نصر 1 ، 2 و 3 اجرا شده است .

سردار کرمي افزود : در راستاي اجراي اين طرح از مرزهاي سردشت در جنوب تا مرزهاي سلماس در شمال استان موانع مختلف فيزيکي ايجاد شده است.
وي گفت : اين طرح سال آينده از سلماس تا خوي در قالب حفرکانال ، ساخت ديوار بتني ، ايجاد سيم خاردار ، ساخت برجک و راه اندازي سامانه هاي الکتريکي و الکترونيکي اجرا مي شود .

فرمانده انتظامي استان  آذربايجان غربي  گفت : با اجراي طرح انسداد مرزها از فعاليت قاچاقچيان در منطقه جلوگيري شده است.

سردار کرمي در پايان خاطر نشان کرد : براي اجراي طرحهاي عمراني در مرزهاي آذربايجان غربي امسال 120 ميليارد ريال اعتبار در نظر گرفته شده بود که تاکنون 80 ميليارد ريال آن جذب و هزينه شده است.
 

سفر موسوی به تبریز لغو شد

 

ميرحسين موسوي قرار بود ساعات آخر 21 بهمن به تبريز سفر كند که به دليل پیش بینی اعتراض گسترده مردم اين شهر، سفر خود را لغو كرد.

به نوشته خبرگزاریها ، فرد یاد شده در روز 22 بهمن نیز دقایقی در یکی از خیابانهای فرعی تهران ظاهر شد اما با مشاهده انبوه جمعیت میلیونی در خیابانهای منتهی به میدان آزادی ، از حضور در میان جمعیت خودداری و صحنه را ترک کرد.

انتقاد سلحشور از مدیریت فرهنگی دولت

کارگردان سریال "یوسف پیامبر"نسبت به خطر نفوذ و سیطره "فرقه مشائیه"بر مدیریت فرهنگی کشور هشدار داد.

به گزارش فاش نیوز "فرج الله سلحشور "گفت:وقتی آقای مشائی که یک مسئول بالارتبه مملکتی است،ازکسی که قانون او را  ممنوع الکار کرده حمایت می کند باید هم 90 میلیون تومان به چنین فردی پرداخت و مشکل حضورش در سینما را حل کنیم و در این فرآیند اگر "گلزار" درخواست 900 میلیون هم کند چیز عجیبی نیست ؛ چرا که می داند کسی جرات باز خواست کردن از او را ندارد.

وی افزود:طبیعی است که آن هنرپیشه درخواست چنین دستمزدی کند و اگر از من هم چنین حمایت های بیش از اندازه و بیجایی بکنند طغیان خواهم کرد چه رسد به امثال هدیه تهرانی و گلزارکه سابقه شان برای همه اهالی سینما مشخص است.

سلحشورافزود:سینما گران مربیان جامعه و آموزگاران صفات برجسته انسانی هستند اگر آنها منحرف شوند ، جامعه منحرف خواهد شد و وقتی آقای مشایی اینگونه عمل می کند دیگر نمی توان از کسی برای اجرای قانون انتظاری داشت. چرا که اکنون می بینیم ، قانون برای همه لازم الاجراست بجز هنرمندان!

سلحشور  اقدامات اباحی گرانه معاونت سینمایی وزارت ارشاد در رفع توقیف فیلم های مسئله دار و غیر اخلاقی را به شدت نکوهش کرد و گفت:اقدام معاونت سینمایی در حقیقت یک نوع سازش و کنار آمدن با مفاسدی است که در سینما وجود دارد و این سازش ها با روح جامعه اسلامی،انقلاب و رهنمودهای امام (ره) نمی خواند.

 


تنها سلاح ما « کار فرهنگی » است.

عوامل مختلفی در پیروزی انقلاب اسلامی دخیل بودند البته می توان این عوامل را به دو دسته تقسیم کرد:عده ای از این عوامل  ,عوامل اصلی پیروزی انقلاب بوده و عده ای هم از عوامل سرعت بخش به انقلاب اسلامی به شمار می آیند . اکثر تحلیلگران در آن زمان شاید پیش بینی می کردند که روزی رژیم سلطنتی پهلوی سقوط کند اما آنها تصور شکست این رژیم را به این سرعت نداشتند . یکی از مهمترین عوامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی نقش رهبری امام خمینی (ره) و ویژگیهای شخصیتی آن حضرت می باشد و مطلب دوم همراهی و حضور یکپارچه مردم از تمام اقشار و پشتیبانی آنان از امام (ره) و همچنین وجود ریشه های عمیق دینی و مذهبی در کشور ما که با انقلاب اسلامی نیزهمسو بود در سرعت بخشیدن و پیروزی انقلاب بسیار تاثیر زیادی گذاشت و طبیعتاً این انقلاب با انقلابهای دیگر کشورها که انقلابهای ناسیونالیستی و سوسیالیسیتی و یا کمونیستی بود صد در صد تفاوت داشت.

شعار مردم غیور ایران در زمان انقلاب که یکی از آرمانی ترین شعارها به شمار می آید و با پیروزی انقلاب اسلامی به نتیجه رسید شعار «  استقلال ،  آزادی ، جمهوری اسلامی » بود...

امروز ایران بواسطه تحقق استقلال  ، آزادی و جمهوری اسلامی به جهش های بالای علمی و اقتصادی رسیده است هر چند این پیشرفتها شاید امروز مطلوب نهایی ما نباشد ولی مطمئناً به واسطه تلاش این مردم بزرگ بدست آمده است  و شعار امام (ره) که فرمودند « نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی » قطع وابستگی به شرق و غرب و ایستادن روی پای خودمان بود  واین یک آرمان بلند و مقدس است که امروز واقعاً محقق شده است .

خیلی قابل توجه است که یک انقلابی در نقطه ای از دنیا که اکثر ابرقدرتها در این جا منافعی برای خودشان داشتند بوجود بیاید و دست سلطه ابرقدرتها را کوتاه کند.  این بواسطه برآمدن یک نظام جدید در ایران و در دنیا بود که بنیانگذار این تفکر امام عزیز بود و می فرمود ما انقلابمان را به تمامی دنیا صادر خواهیم کرد و امروز این تفکر  یعنی تفکر ظلم ستیزی، استکبار ستیزی و دادن جرات به مردم دنیا به تمام نقاط دنیا صادر می شود و نهایتاً اینکه این تفکر منافع تمام ابرقدرتها را در دنیا به خطر می اندازد و امروز علت اصلی عناد و دشمنی آمریکا و سایر مستکبرین با ایران و کشورهای آزاد در همین مساله است که منافع آنها را مورد تهدید جدی قرار داده است و اگر امروز نام دمکراسی در اغلب رسانه های دنیا از زبان سیاسیون آنها شنیده می شود دمکراسی در چهارچوب منافع آنها می باشد. به عنوان مثال آمریکاییها به نام دمکراسی به عراق آمدند ولی امروز می بینند که یک حکومت شیعه دارد به وجود می آید تمام تلاششان را به کار می بندند که تا نگذارند این اتفاق بیفتد چرا که می دانند همسو با منافع آنان نخواهد بود.

 

 

تقویت جهات کار فرهنگی و اعتقادی توسط تمامی,ارگانهاو سازمانهای فرهنگی و تبلیغی می تواند در تداوم و ماندگاری ارزشهای انقلاب اسلامی بسیار موثر باشد.گسترش فرهنگ ارزشی در میان آحاد مردم جامعه برای ماندگاری انقلاب  کار ساز بوده و این کار می تواند در بسیج که یکی از ریشه دارترین سازمانهای مردمی است نهادینه شود چرا که بسیج می تواند این کار را در یک گستره به پهنای ایران اسلامی انجام دهد و همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند بسیج یک تفکر و یک فرهنگ است و اگر این تفکر و فرهنگ گسترش پیدا کند می تواند در حفاظت از آرمانها و تداوم ارزشهای انقلاب موثر باشد.

دشمن با تمامی عده و عده خویش بستر را برای جنگ تمام عیار فرهنگی که به فرموده مقام معظم رهبری همان ناتوی فرهنگی است فراهم نموده است پس تنها سلاح ما در این زمینه متقابلاً کار فرهنگی و بالا بردن بصیرت و وحدت و دست به دامان ولایت شدن است چرا که به فرموده امام علی (ع)تنها راه نجات درفتنه ها دامان ولایت است.

 

سردار پور جمشیدیان ، فرمانده سپاه عاشورا

 


 

 

 

 

دولت شيعة آل بويه و ويراني ري توسط تركان غزنوي

  • رسول جعفريان

آل بويه و گسترش تشيع در ري

بايد به اين حقيقت توجه داشت كه گسترش تشيع در ري در دورة ‌بويهيان در قرن چهارم تا دو دهة نخست قرن پنجم صورت گرفت. آنچه مسلم است اين كه آل بويه به طور غيرمستقيم يكي از « حسنات» ظهور علويانِ طبرستان بودند؛ گرچه در زندگي سياسي آنها تا قبل از روي كار آمدن، نشان تشيع خاصي سراغ نداريم جز آنكه به هر روي از طبرستان سر برآورده‌اند و اين منطقه شيعه خيز بوده است.

عمادالدوله، بنيادگذار دولت آل بويه، همراه دو برادرش، از مردم ديلم بودند. آنان در فضاي اسلامي شيعي، كه حاصل تلاش‌هاي علويان در آن نواحي بود رشد يافتند؛ زماني در خدمت ماكان‌بن‌كاكي، و بعداً به خدمت مرداويج بنيانگذار آل زيار درآمدند. مرداويج، عمادالدوله را به حكومت كرج1 گماشت. زماني كه حسن به ري رسيد، مرداويج از گماشتن او بر ري پشيمان شد، اما قبل از آنكه اقدامي كند، او به كرج ابودلف رسيده بود. وي بر كرج غلبه كرده و اقداماتي براي سركوبي برخي از شورشيان «‌خرّم ديني» كه در آن نواحي بودند صورت داد. كرج پيش از آن در اختيار ابودلف و خاندان وي بوده و ابودلف خود علاقمند به علويان بود.2

عمادالدوله از كرج به سوي اصفهان رفت و پس از تصرف موقتي آن به سوي فارس حركت كرده، در شهر ارجان [ نزديك بهبهان كنوني] توقف كرد؛ به دنبال آن بود كه شيراز را به تصرف درآورد. او در شيراز ماند، برادر كوچكترش معزالدوله به سوي بغداد رفت و خلافت را از آن مطيع خويش كرد. در اين سوي، برادر ديگرش ركن‌الدوله (م366) به تثبيت موقعيت آل بويه در ايران پرداخت.

ركن‌الدوله توانست در ميان انبوه داعيان حكومت، ايران را براي آل بويه نگاه دارد. وي چندي اصفهان و زماني ري را به عنوان مقرّ حكومت خويش قرار داده بود. ري از دوره آل بويه يكي از مهمترين مراكز اقتدار سياسي آنان و نيز يكي از شهرهاي مهم فرهنگي ايران به شمار مي‌آمد. پس از ركن‌الدوله، پسرش مؤيدالدوله و بعد از او به همّت صاحب‌بن‌عباد‌شيعي برادرش فخرالدوله رياست دولت آل بويه را در ايران دراختيار گرفت. صاحب در سال 385 و فخرالدوله در سال 387 درگذشته؛ فرزند فخرالدوله جانشين وي شد؛ اما به علت صغر سن، مادرش سيّده خاتون تا سالها حكومت را در دست داشت. فرزندش مجدالدوله هم تا سال 421 كه سلطان محمود غزنوي ري را از تصرف آل بويه خارج كرد، حكمران ري بود.

بدين ترتيب حكومت هشتاد ساله آل بويه بر ري، سبب شد تا گرايش شيعي آنان بر اين شهر غلبه يابد. كما اينكه در ساير نقاط تحت سلطه آنان نيز اوضاع به همين شكل بود. با اين حال بايد توجه داشت كه آنان سخت‌گيري مذهبي نداشتند و به همين دليل با سنيان رفتاري ملايم داشتند.

صاحب بن عباد (326 ـ‌385) وزير دانشمند و قدرتمند آل بويه، بي‌نهايت علاقمند به خاندان نبوت بوده و بيش از نيمي از اشعار برجاي مانده‌اش درستايش اهل بيت (ع) است.3  او با كنار گذاشتن مخالفان اهل بيت (ع) ونزديك كردن شيعيان و معتزليانِ متمايل به شيعه، فضاي مذهبي ري را به مقدار زيادي تغيير داد. مقدسي از حنابلة‌ ري در قرن چهارم خبر داده است.4 اما پس از اين شاهديم كه اثري از حنابله كه نوعا تندترين سنيان دربرخورد با شيعه بودند يافت نشده و جز شافعي و حنفي از مذاهب اهل سنت چيزي در ري باقي نمانده است. شايد يكي از مهم‌ترين خطاهاي صاحب، نصب كردن قاضي عبدالجبار همداني (م415) به سمت قاضي القضاتي باشد. وي با اين كه معتزلي بود، اما سني متعصبي بود و به رغم آن كه شاگردانش، متمايل به شيعه بودند، در بيشتر نوشته‌هايش به تندي با شيعه برخورد مي‌كرد. زماني كه صاحب مرد، وي كه قاضي القضات او بود، حتي بر جنازه‌اش حاضر نگرديد.

از جمله آثار شيعه، در دوره آل بويه، كتابخانه‌ها و مدارس زيادي بود كه بخشي از آنها به دست سلطان محمود غزنوي كه در تسنن و جبري‌گري، تعصب خاصي داشت؛ از ميان رفت. با اين حال رشد تشيع در اين شهر ادامه يافت. يكي از آثار تشيع ري در دوره بويهيان، نضج‌گيري طبقه‌اي فرهيخته و فرهنگي و دبير از شيعيان ري بود كه هم در حكومت دخالت داشتند و هم در نگارش آثار علمي توانايي چشمگير. يكي از اين چهره‌ها ابوسعد آبي است كه مدت زماني وزارت مجدالدوله بويهي را دراختيار داشت و به سال 421 هجري درگذشت. او از شاگردان شيخ صدوق ـ عليه الرحمه ـ بود و از وزراي امامي مذهب دولت بويهيان به شمار مي‌آمد. مهم‌ترين اثر وي كتاب با ارزش « نثر الدر»5 است كه در سال‌هاي اخير در مصر و در شش جلد به چاپ رسيده است. اين كتاب نشانگر عمق اعتقاد شيعي اين وزير و در عين حال روحيه تسامح وي بوده و دانش ادبي و مطالعات گسترده او را نشان مي‌دهد. در واقع اين كتاب نشانگر نوع تشيعي است كه صاحب و آل بويه آن را تكثير مي‌كردند. گويا در اين اثر براي نخستين بار فهرست موضوعي براي آيات قرآني ساخته شده كه درنوع خود ابتكار بسيار مهمي است. وي از امامان شيعه، تك تك ياد كرده و از هر كدام چند روايت و خاطره آورده است.6 وي كتابي نيز درتاريخ ري داشته است كه تا قرنها پس از وي در دست بود، اما اكنون اثري از آن نيست.7

خاندان بابويه در ري و سهم آن در نشر تشيع

وجود خاندان‌هاي اصيل شيعي در ري كه نسل اندر نسل از عالمان بودند، يكي از دلايل بروز و غلبه تشيع در اين شهر است. از پايدارترين اين خاندان‌هاي شيعي كه ابتدا در قم و پس از آن در ري مي‌زيستند خاندان بابويه است. گويا نخستين فرد آن علي‌بن‌حسين بن‌موسي‌بن بابويه است كه درقم مي‌زيسته است. وي كه پدر شيخ صدوق است در قم بوده، اما به ري نيز رفت و آمد داشته است. از شهيد ثاني نقل شده كه وي در ري مناظره‌اي با محمدبن مقاتل رازي، در باب امامت داشته كه باعث شيعه شدن محمدبن‌مقاتل شده است. اين رساله « الكرّ و الفرّ » نام داشته كه گويا برخي از شاگردان وي مطالب آن را جمع‌آوري كرده بودند.8  فرزند وي شيخ صدوق يكي از بلند مرتبه‌ترين محدثان و عالمان شيعي در قرن چهارم مي‌باشد. وي به سال 381 درگذشت. به نوشته نجاشي وي مقيم ري و « وَجهُ الطّائفه» در خراسان بوده است.9 شيخ صدوق كه شهرت علمي‌اش بالا گرفته و نام‌آور گشته بود، به دعوت ركن‌الدوله بويهي (م 366) به ري عزيمت كرده آنجا ساكن شد.10 دربارة ورود وي به ري گفته شده است كه به احتمال ميان سال‌هاي 339 تا 347 بوده است.11

بدين ترتيب خاندان بابويه با آل بويه روابط نزديكي داشتند و اين خود سبب نشر تشيع در اين شهر شد. شيخ صدوق، كتاب عيون اخبار الرضا را به صاحب بن عباد تقديم كرده و دليل آن را علاقه صاحب بن عباد به اهل بيت (ع)، تمسّك او به ولايت آنان و اعتقادش به وجوب اطاعت و قول به امامت آنها و احسان به شيعيان عنوان كرده است.12

برادر صدوق، حسين‌بن‌علي است كه كتابي در « نفي تشبيه » نگاشت و وي نيز آن را به صاحب بن‌عباد تقديم كرد.13 خاندان بابويه تا اواخر قرن ششم شناخته شده‌اند. آخرين آنها شيخ منتجب الدين صاحب الفهرست و برخي آثار ديگر است كه به نام ابن بابويه مشهور است. او خود نام تني چند از خاندان خويش را در الفهرست ذكر كرده، و مرحوم ربّاني شيرازي نام بيست ودو تن از عالمان اين خاندان را كه بسياري‌شان در ري سكونت داشته‌‌اند، آورده است.14 آگاهي‌هاي با ارزشي دربارة چهارده تن از افراد وابسته به آل بويه در مأخذ ديگري آمده است.15

در هر حال حضور يكي از بزرگترين علماي شيعه در ري و خاندان پرنفوذ او، نقشي بس بزرگ در نشر تشيع در اين ديار داشته است. شاگردان وي هر كدام مي‌توانسته‌اند در باور ساختن انديشة شيعي در اين ديار و نواحي اطراف آن تلاش مهمي انجام داده باشند.

عالمان مشهوري از شيعه نيز ملقب به رازي هستند كه از يكي از مشهورترين آنها ابوجعفر ابن‌قبه رازي است. وي كه زماني معتزلي بود و سپس به مذهب امامي گرويد، مؤلف كتاب الانصاف في‌الامامه و المستثبت في‌الامامه مي‌باشد. محل زيست وي شهر ري بوده است.16

در مجموع بايد با ملاحظه مهاجرت آل بويه به ري، يكي از دلايل تشيع اين شهر را، نزديكي آن با قم دانست.

ويراني ري در حملة‌ غزنويان

دولت آل بويه نمي‌توانست مورد رضايت خليفه عباسي باشند؛ زيرا هم بنياد خلافت به دست آن دولت سست شده بود و هم برخلاف باور مذهبي آنها، از تشيع و علويان حمايت مي‌كردند. طبعاً خلافت عباسي در پي آن بود تا به هر وسيله‌اي، آل بويه را تحت فشار بگذارد. يكي از اين وسايل، حكومت حاكم بر شرق ايران بود كه در تسنن تعصب داشته ودر پي توسعه‌طلبي خود، مشكلاتي براي آل بويه و مناطق تحت نفوذ آنان درست مي‌كردند. سامانيان و پس از آنها، غزنويان هر دو حكومت‌هاي ضدشيعي بودند. مهم‌ترين اقدام آنها دربارة ري، حمله سلطان محمود غزنوي به اين شهر در سال 420 هجري بود. او اين حمله را صرفاً به منظور خوش خدمتي به خليفه عباسي انجام داد؛ خليفه‌اي كه نه از آل بويه و نه از تشيع، و نه از مذهب اعتزال ـ كه پس از مرگ صاحب‌بن عباد قدرتي در ري به دست آورده بود ـ دل خوشي نمي‌داشت. محمود غزنوي خود گفت «‌من از بهر عباسيان انگشت در كرده‌ام در همة‌ جهان، و قرمطي مي‌جويم و آنچه يافته آيد و درست گردد، بردار مي‌كشند».17 به علاوه همراه با گشودن سرزمين جديد، غنايمي فراوان و مفت هم در اختيار غزنويان قرار مي‌گرفت.

هم مورّخان و هم خود سلطان، انگيزه حمله به ري را سركوبي تشيع و اعتزال معرفي كرده‌اند. آن زمان در تبليغات سني مآبانه، از شيعه با عنوان قرمطي و باطني ـ كه در اصل ارتباط با اسماعيليه داشت ـ‌ ياد مي‌شد. در نامه‌اي كه خواجه نظام‌الملك از سلطان محمود آورده چنين آمده است كه او نه به قصد تصرف عراق [ عجم] بلكه براي اصلاح اوضاع فسادآميز اين منطقه، ( مبارزه با تشيع و از بين بردن شيعيان) به اين ديار آمده است. او در نامه خود ضمن اشاره به تعارض تركان ـ كه بر مذهب سنت بوده‌اند ـ ديلميان كه مذهب شيعت داشته‌اند، مي‌نويسد: « ... و اين مهم را بر غزات هند اختيار كردم و روبه عراق [عجم] آوردم و لشكر ترك را كه همه مسلمان پاكيزه‌اند و حنفي، بر ديلميان و زنادقه و باطني گماشتم تا تخم ايشان بگسستم، بعضي به شمشير ايشان كشته ‌شدند و بعضي گرفتار بند و زندان گشتند و بعضي در جهان آواره شدند. و شغل و عمل [را] همه خواجگان و متصرّفان خراسان را فرمودم كه ايشان يا حنفي وي يا شافعي پاكيزه باشند؛ اين هر دو طايفه، دشمن رافضي و باطني باشند و موافق ترك‌اند.18

ابن‌كثير مي‌نويسد: سلطان غزنوي در سال 420 هجري ضمن نامه‌اي به خليفه عباسي اطلاع داد كه گروهي از اهالي ري را كه از «باطنيه» و « روافض» بوده‌اند، به فجيع‌ترين شكل به قتل رسانده، به دار آويخته و اموال رئيس آنان را كه هزار هزار دينار بوده، ضبط كرده است.19

همچنين بنابه گزارش ابن‌اثير: سلطان، اصحاب باطني مذهب! مجدالدوله را كه وقتشان را صرف مطالعه مي‌كردند به دار آويخت و كتاب‌هاي فلسفي را از بين برد و معتزله را نيز به خراسان تبعيد كرد.20

فرّخي شاعر معروف نيز در شعري خطاب به سلطان محمود غزنوي مي‌گويد:

ملك ري از قرمطيان بستدي

ميل تواكنون به مني و صفاست

دار فرو بردي باري دويست

گفتي كين در خور خوي شماست

هر كه از ايشان  به هوي كار كرد

بر سر چوبي خشك اندر هواست21

اقدام سلطان تنگ‌نظر و خونريز و متعصب غزنوي در از بين بردن كتابخانه‌هاي ري از جنايات فرهنگي اوست كه توان گفت ضربه به مؤلفات شيعي و فلسفي بوده و به احتمال برخي از كتابها بالمرّه از ميان رفته در حالي كه نسخه ديگري نداشته است. يكي از مهم‌ترين كتابخانه‌هاي ري، كتابخانه صاحبي، متعلق به صاحب‌بن‌عباد بوده كه سلطان محمود كتاب‌هاي كلامي و فلسفي آن را آتش زده است.22 صاحب خود مي‌گفت: كتاب‌هاي كتابخانه‌اش بايد بر چهار صد شتر و يا بيشتر بار شود.23 ابوالحسن بيهقي فهرست كتاب‌هاي موجود دراين كتابخانه را در ده مجلد ديده است.24 مؤلف كتاب فضايح الروافض ـ متن مورد نقد عبدالجليل رازي ـ دربارة برخورد سلطان محمود با شيعيان مي‌نويسد: و در عهد سلطان محمود غازي چه رفت از قتل و صلب و روي علماي رفض سياه بكردن و منبرها بشكستن و از مجلس داشتن نشان منع كردن.25

سخت‌گيري سلطان غزنوي بر شيعيان، اثر چنداني در كاهش نفوذ شيعه در ري نداشت، زيرا شيعيان جداي از آنكه از نظر جمعيت، كميت قابل ملاحظه‌اي داشتند، از حيث فرهنگي، صاحب چهره‌هاي سرشناس و پرجاذبه‌اي بودند. چنين جرياني را با يك حمله نظامي موقتي نمي‌شد از پاي درآورد. پاسخ عبدالجليل رازي به اين سخن نويسندة فضايح، نيز در همين باره است؛ اما « ... چون محمود برفت، علماي شيعه با حضور شحنگان و نواب او باسر26  قرار و قاعدة‌ خود رفتند.27

دولت غزنويان در ري پايدار نماند. چندي بعد علاءالدوله كه با حملة‌ غزنويان از ري گريخته بود، با جنگ و گريز و پذيرش سلطه‌ كلي غزنويان، به حكومت ري و اصفهان دست يافت و براي چند سالي به حكومت نيمه جان بويهي ادامه داد.

اين زمان، شرق اسلامي در انتظار تحول ديگري بود كه بر اثر حملة تركان ماوراءالنهر و دشت قپچاق پديد آمد. اين دولت كه بعدها نام سلاجقه به خود گرفت، توانست مدت زماني طولاني حكومت كرده و جهان اسلام را تحت تأثير خود قرار دهد. طغرل (429 ـ 455) بنيانگزار اين دولت، در سال 434 هجري به ري آمد و در سال 447 بقاياي آل بويه را در بغداد نيز برانداخت و به حكومت صد و چند ساله آنان پايان داد.28

 

 

 

پي‌نوشت‌ها: ــــــــــــــــــــ

  1. كرج در مجاورت بهرام آباد كنوني در شصت مايلي جنوب شرقي همدان قرار داشته و ربطي به كرج فعلي در نزديكي تهران ندارد. بنگريد: تاريخ ايران [ از اسلام تا سلاجقه] ج 4، ص 220، فرمانروايان گمنام ، ص 20 ـ 22
  2. فرمانروايان گمنام، ص 51
  3. بنگريد: ديوان صاحب بن عباد بكوشش: محمدحسن آل ياسين، درباره مذهب صاحب نيز بنگريد: به كتاب آل ياسين با عنوان « صاحب بن عباد»
  4. احسن التقاسيم ص 385
  5. نثرالدر، تحقيق: محمدعلي قرنه، مصر، الهيئه المصريه العامه للكتاب
  6. در شرح حال وي بنگريد تعليقات مرحوم ارموي بر: الفهرست منتجب الدين ص 315؛ الاعلا، م ج 8، 237 ؛ كشف الظنون، ص 295؛ الذريعه، ج 34، ص 51؛ ساوه نامه، ص 67
  7. مواردي از اين كتاب، در آثار ديگر آمده كه محدث اموي ارموي در تعليقات فهرست، ص 316 ـ 318 از آنها ياد كرده است
  8. روضات الجنات، ج 4، ص 275
  9. رجال النجاشي، ص 389
  10. مجالس المؤمنين، ج 2، ص 325
  11. بنگريد به مقدمة عالمانة « الهدايه»، ص 109 ـ 110
  12. عيوان اخبار الرضا، ج 1، ص 2
  13. بنگريد: لسان الميزان، ج 2، ص 306، مقدمه معاني الاخبار، ص 84
  14. مقدمه معاني الاخبار، ص 27 ـ 35
  15. دانشنامه جهان اسلام حرف ب جزوه اول، ص 100 ـ 99
  16. رجال النجاشي ، ص 376
  17. تاريخ بيهقي، ص 183 ( به كوشش دكتر غني، تهران، 1324)
  18. سياستنامه، ص 87 ـ‌88
  19. البدايه و النهايه، ج 12، ص 26
  20. الكامل في‌التاريخ، « ذيل وقايع سال 420»
  21. ديوان فرخي، ( به كوشش عبدالرسولي)، ص 20 و نيز بنگريد: دومين بيست گفتار، مهدي محقق، ص 221
  22. ري باستان، ج 1، ص 545، 546
  23. معجم الادباء، ج 6، ص 259، و فيات الاعيان، ج 1، ص 208، و بنگريد: الصاحب‌بن عباد حياته و ادبه، ص 147
  24. معجم الادباء، ج 6، ص259
  25. نقض ، ص 42
  26. باز سرقرار و ...
  27. نقض، ص 43
  28. خاندان كاكويه كه از وابستگان به آل بويه بودند، براي يك دو قرن در يزد به حكومت خود ادامه دادند.

 

 

 


روانشاد دکتر رحمدل ؛ شاعر حماسه ها و دردها ... آیینه دار غزل شیعی

 

 دکتر غلامرضا رحمدل شاعر، نویسنده و پژوهشگر سرشناس گیلانی عصر سه شنبه 25 فروردین 1388 در سن ‪ ۵۸سالگی در بیمارستان گلسار رشت درگذشت.
وی که از مفاخر نام آشنای علمی و فرهنگی کشور و تاثیرگذار در حوزه ادبیات دفاع مقدس بود، از سه ماه پیش بر اثر بروز سکته مغزی، در حالت کما بستری بود.
دکتر رحمدل دارای اولین کرسی استادی دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه گیلان را در اختیار داشت و استاد تمام این دانشگاه بود. دکتر رحمدل آثار مختلفی را در حوزه ادبیات فارسی، شعر، پژوهش‌های دینی و مذهبی، دفاع مقدس و عاشورا به چاپ رسانده بود.
آثار او علاوه برچاپ در قالب بیش از ‪ ۱۰کتاب مستقل، در نشریات معتبر کشور نیز منتشر شده است.
غلامرضا رحمدل در سال 1330 در لاهیجان بدنیا آمد. وی دارای دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال 1371 و عضو هیئت علمی و استاد تمام دانشگاه گیلان بود.
غلامرضا رحمدل قبل از دوره دبستان بمدت 2 سال به یادگیری قرآن در مکتب خانه پرداخته و دوره دبستان را در روستای محل تولدش گذراند. مقطع متوسطه را در دبیرستان مهدویه لنگرود ،کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تربیت معلم (بسال 1357) ،کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران (در سال 1364) و دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال 1371 گذراند.
دکتر رحمدل در سالهای 1360 تا 1363 ریاست آموزش و پرورش لنگرود را برعهده داشت و معاون اداری و مالی دانشگاه آزاد واحد رشت طی سالهای 1364-1366 بود. همچنین از سال 63 تا 65 رییس آموزش وپرورش بندر انزلی و معاون جنگ دانشگاه گیلان بین سالهای 1365-1366 بودند. رییس دانشکده ادبیات وعلوم انسانی 1370-1376 معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه گیلان 1374-1375 ، مسئول بسیج اساتید استان گیلان از 1380 تا کنون عضو شورای فرهنگی عمومی استان گیلان عضو شورای فرماندهی سپاه لنگرود در سال 1359 عضو مسئول حزب جمهوری اسلامی لنگرود 1361-1363 مربی دانشگاه گیلان 1365-1371 استادیار دانشگاه گیلان 1371-1380 دانشیار دانشگاه گیلان 1380 استاد دانشگاه گیلان از سال 1385 گوشه ای از عناوینی است که این صاحب قلم و اندیشمند گیلانی بر عهده داشتند.
مرکز پژوهشی گیلان شناسی دانشگاه گیلان یادگار ماندگار آن استاد فقید است.
غلامرضا رحمدل در کنار تدریس به سرودن شعر و تحقیق می پرداخت.
بسیاری از اساتید فعلی گروه ادبیات دانشگاه های گیلان و آزاد رشت از شاگردان غلامرضا رحمدل هستند.

برنده مسابقه شعر جنگ و دریافت نامه افتخار از وزیر وقت فرهنگ وارشاد اسلامی مهر ماه 1360 ، دریافت دیپلم افتخار 8 سال دفاع مقدس از معاونت فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا 1368 ، احراز مقام نخست در دومین جشنواره سراسری دانشگاهیان ایران ویژه عزت وافتخار حسینی بهمن ماه 1381 ، احراز مقام سوم در مسابقه سراسری عباس(ع) باب الحوائج در بخش مقاله خرداد ماه1383 ، برگزیده کتاب سال دفاع مقدس در سال 1386 کتاب گذاره های چاه و آه ، برگزیده مسابقه نقد کتاب سال در 1386 با نام نگاهی به نقد ادبی - از سوی سرای اهل قلم بخشی از مقامهای علمی است که این استاد عزیز در طول دوران پربار و شریف زندگی خویش آنها را کسب کرده اند.
غلامرضا رحمدل دارای 5 کتاب در زمینه تاریخ اسلام و 5 کتاب در زمینه ادبیات فارسی است.وی دارای 28 مقاله چاپ شده دارد.ایشان دارای سه طرح پژوهشی می باشند.
روحش شاد و پر فتوح باد.

 

 



نگاهی به شعر و شاعری دکتر غلامرضا رحمدل



دکتر غلامرضا رحمدل شرفشادهی جزو شاعران  دهه پنجاه است که به شعر شمال شور و طراوتی خاص بخشید و جوانان را با نوعی از غزل آشنا کرد که می‌توان آن را غزل پاک نامید.

غزلی که آئینه صادق درون و برون شاعر بود و می‌شد از تصاویر بکر آن به جغرافیای گیلان رسید. از شالی و دریا و باران گذشت و به مرز عاطفه و عشق و صمیمیت زادبوم شاعر پرداخت.

رحمدل با آن که جوان بود اما شعرش از تعهد و تجربه‌ای سترگ سرشار بود. غزل‌هایش در روزگاری که شعرِ جوان سالن آرایش و زیبایی بود و نوعی لودگی و بی‌فکری را در خود داشت، بسیار دلنشین و پرمغز بود. غزل‌هایی با رگه‌های اجتماعی عاطفی:

اسطوره در صدای تو تفسیر می‌شود

خورشید در
نگاه تو زنجیر می‌شود

دریا که با تکلم خود شعر زندگیست


در موج موج
خشم تو تعبیر می‌شود

تا با توام ز نبض زمانم هراس نیست


پیری در
التهاب تنم پیر می‌شود

پرواز از عبور، مروریست در حضور


رفتن
بهانه‌ای‌ست چرا دیر می‌شود

وقتی لبان عشق لبالب شد از سکوت


شعر از
گلوی زمزمه شمشیر می‌شود



*رحمدل هرچند دغدغه غزل داشت اما از غزل به نیمایی آمد و باز هم توانست حرفی برای گفتن داشته باشد. او در قالب نیمایی نیز از اجتماع غافل نبود و شعرش از غمی باستانی سرشار بود. انگار او گلوی زخمی دردهای مردم بود:

از خواب تا به حادثه راهی نمانده است / ما از مسیر عشق گذشتیم / و دستهای ما بوی ستاره می‌داد / وقتی که با تکلم شب نعره می‌زدیم / و پرسه می‌زدیم در کوچه‌های در به درِ درد / ما از مسیر عشق گذشتیم / چونان که خواب شیرین در انتظار فرهاد / ما راهیان معبر شب بودیم / ما راهی همیشه بیگاهیم / با کوله‌بار حادثه بر دوش / با هوای صید ستاره....

با شروع انقلاب، رحمدل همگام با مردم به دفاع از ارزشهای انقلاب پرداخت و بلافاصله در راه دفاع از کیان خود حضوری فعال در شعر جنگ داشت. او جبهه را به شعر کشاند و واژه شهید واژه‌ای شد مقدس و مانا.
اگر دکتر رحمدل از اوایل انقلاب و جنگ در تهران بود، حالا مرد اول صفحات شعر انقلاب و دفاع مقدس شده بود. دوری از مرکز، حجب و حیای بیش از حد و فروتنی خاص او کاری کرد تا در بیشتر مواقع حق ایشان ضایع شود و شاعران زرنگ بی‌رمق بر طبل شهرت بکوبند! در اوج جنگ ناگهان غزلی از رحمدلِ جوان چونان خمپاره‌ای منفجر شد که ترکش آن، سراسر محافل ادبی را پوشاند. غزلی با مطلع:

باز از جبهه حق نعش شهید آوردند

ورقی سرخ  ز قرآن مجید آوردند




صمیمیت و صداقت این غزل، آنچنان جایش را در دلها باز کرد که کرکسان تماشا و روبهان حاشا شروع به تخریب کردند ...
دکتر رحمدل در اکثر قالب‌های کلاسیک و نو طبع‌آزمایی کرده است. در غزل زبانی ساده و صمیمی دارد و هرگز خود را به بازی‌های کودکانه نیالوده است. برای آوردن قافیه زور نمی‌زند و قافیه به‌طور طبیعی در انتهای بیت‌ها می‌نشیند. زبان او با آن که زبانی نو و باطراوت است اما همواره در خدمت متن است و پل ارتباطی با مخاطب. او خیلی روان اهداف خود را در شعر پیاده می‌کند. دنبال واژه‌سازی و شعر بازی نیست و اگر حرفی دارد، بی‌مهابا و صریح می‌زند و ما را با ساده‌ترین واژه‌ها به معناهای ژرف می‌کشاند:

ما چون شما شهید فروشی نمی‌کنیم

فریاد را اسیر خموشی نمی‌کنیم



ما شاعریم و نان سیاست
نمی‌خوریم

در حزب باد خانه‌به‌دوشی نمی‌کنیم
  …




دکتر رحمدل نزدیک به چهار دهه را با موفقیت پشت‌سر گذاشت . انتشار مجموعه‌های شعر شکفتن طوفان / نشر عروج / 86، بال‌بال ثانیه‌ها / انتشارات دهسرا / 86، مجموعه مقالات چشیدن دریا / حرف نو / 1385، مجموعه شعر و مقالات گدازه‌های چاه و آه / دهسرا / 1385 و چاپ سوم عروض / انتشارات دانشگاه گیلان / 1385، همراه با تدریس ادبیات، او را به چهره‌ای فعال در عرصه ادبی ـ آموزشی مبدل ساخته که می‌تواند به نامش شرق گیلان ببالد و دانشگاه گیلان بر سینه بکوبد و شعر متعهد گیلان رویش حساب ویژه‌ای باز نماید. چرا که دکتر رحمدل شعر را وسیله ارتقای خود قرار نداد و دکترای ادبیات را با عشقی به شعر و ادب این مرز پرگهر به جوانان جویای نام بخشید و لحظه‌ای از آموزش و گسترش ادبیات فارسی باز نایستاد و از کلاس عروض و قافیه ایشان که بیشتر به کارگاه فعال ادبی شباهت داشت، شاعرانی تحویل جامعه شد که همواره وامدار محبت و علم بیکران ایشانند.


دکتر رحمدل شرفشادهی با آن که بعد از انقلاب بیشترین فعالیت شعری‌اش را به شعرهای دفاع مقدس و شعرهای آئینی و انقلابی متمرکز کرد، اما هرگز از مردم و درد بی‌شمار آنها غافل نبود. در لابلای شعرهای دل‌انگیزش رنج مردم جامعه و مصائب انسان معاصر موج می‌زند:

بگو شاعر بگو از درد مردم

مشو در ازدحام واژه‌ها گم


ز دهقان وز خرمنکوب و
گندم

نه از افسانه‌های بی‌تلاطم


بگو شاعر بگو از درد مردم


ز
اشک گرم و آه سرد مردم

بخوان از معبر تصویر پائیز


چروک چهره‌های زرد
مردم

برنجستان، نمایشگاه درد است


خزر پژواک درد گیله‌مرد
است

مبین بر بام سبز و نام سبزش


به زیر سبز پنهان فقر زرد
است

بگو از کاخ سبز رشوه‌خواران


ز رنج بی‌صدای چایکاران


بگو
از بوته‌های تشنه اشک

که خشکیده‌ست در غوغای باران


....

به
زیر سبزه‌ها خواب است گیلان

اسیر آب و تالاب است گیلان


مدیرانش همه
پا در هوایند

مگر سکّوی پرتاب است گیلان؟
!



***

*دکتر رحمدل در شعرهایش به مبارزه با ریاکاری و دروغ برآمده است او قلم را وسیله دفاع از آرمان شهدا می‌داند لذا هرگز خود را آلوده نان و نام نمی‌کند چرا که فروتنی عارفانه او غم نان را مهار نموده است: مردان عروسکی / پیش پای بت‌های کاغذی / صف بسته‌اند / و آدم‌های ماکیاولی با قلم‌های روغنی / شکل مار می‌کشند / شهیدان زیر آوار خاطرات / زنده به گور می‌شوند / فریاد در حنجره‌ها حلق‌آویز می‌شود / و کبوتران بر عقربه‌های ساعت / گورهای خاموش را نگاه کن برادرم / گورهای خاموش را / و آن سوی‌تر / سنگ‌تراشان / شعر تراشان / سیاست‌ تراشان!

 

 

 

آيينه دار غزل شيعي

 « دكتر غلامرضا رحمدل» شاعري دلسوخته بود، شعرش آميزه بغض و فرياد شهيدان، آيينه دار غزل حماسه هاي والاي شيعي.
پژوهشگري باورمند و عاشق بود، با صفا و صميميت و تواضعي مثال زدني. به چله عمر كه رسيد، دلش يك سره وقف عاشورا شد و خلوت عاشقانه اش به پژوهش در تاريخ پر رمز و راز تشيع و ماجراي جاودان عاشورا گره خورد، آن سان كه همه چيز را در حاشيه گذاشت، حتي شعر و ادبيات را.بيست و پنج فروردين هشتاد و هشت در پنجاه سالگي به سراي باقي كوچيد و به بهار بي كران حضرت حق پيوست. يادش سبزباد!
برخي از آثار آن زنده ياد از اين قرار است:
مجموعه شعرهاي« از زمزمه تا فرياد»، « ما ايستاده ايم»، « شكفتن توفان»، « صخره در گلوگاه آب »، «گدازه هاي چاه و آه»، «بال بال ثانيه ها »
تذكره شهداي كربلا (سه جلد)
رجزهاي يورشي در كلام حماسه آفرينان كربلا
ديدگاه هاي حكومتي سعدي
چشيدن دريا (مقالات تاريخ اسلام  )
حماسه آب (عاشورا شناسي )
حماسه عطش (عاشورا شناسي )
رنگ و درنگ آب (پژوهش قرآني )

یا د این شاعر مومن و متعهد و بی ادعا را گرامی میداریم . .روانشاد دکتر رحمدل علیرغم همه تواناییهای ادبی و  فکری فروتنانه و با دلبستگی  عمیق به اهل بیت « علیهم السلام » توان و استعداد خویش را صرف دانش گستری و پرورش استعدادهای جوان و نوشتن و سرودن کرد و دامن خویش را از آلوده شدن به بازیهای سیاسی و تلاش برای رسیدن به مدیریتهای کذایی پاک نگه داشت و کوشید تا همچون شهیدان دفاع مقدس زندگی  خویش را در راه تحقق آرمانهای والا سپری کند . روح این شاعر و نویسنده  متعهد را به « فاتحه ای » مهمان کنیم ... و اینک برخی از سروده های وی :



اقليم شهود


باز از جبهه حق نعش شهيد آوردند
ورقي سرخ ز قرآن مجيد آوردند
چاوشان حرم از علقمه خوزستان
جسم بي دست ابوالفضل رشيد آوردند
آن كه با ياد لب تشنه سردار سحر
آب بر آب فشاند و نچشيد آوردند
سرخوشان حرم عشق ز اقليم شهود
به دل خسته عشاق اميد آوردند
هاي ياران! بشتابيد و لبي تر بكنيد
باده از كوثرِ ميزان و حديد آوردند
مَشكِ اشك دل عشاق مشبك شد، آي
باز از جبهه حق نعش شهيد آوردند

ما و شما
ما چون شما شهيد فروشي نميكنيم
فرياد را اسير خموشي نميكنيم
با محتسب كه ساغر ما را شكسته است
همجوشي و مذاكره نوشي نميكنيم
ما شاعريم و نان سياست نمي خوريم
در حزب باد خانه به دوشي نميكنيم
اهريمنانه لاف سروشي نمي زنيم
آهنگرانه مار به دوشي نميكنيم
ما آرمان ميثم خرما فروش را
هرگز فداي زهد فروشي نميكنيم
يا بوسه بر انا الحق حلاج مي زنيم
يا ادعاي دار به دوشي نمي كنيم
ميراث ما ز عشق، رجزهاي سرخ ماست
ما چون شما شهيد فروشی نمي كنيم

ما ايستاده ايم
ما متصل به نام خدا ايستاده ايم
چون سرو سر فراز و رها ايستاده ايم
ما از شرنگ آتش ميثاق سرخوشيم
در وادي الَستُ و بَلي ايستاده ايم
قربانيان مسلخ عشق ايم و منتظر
در وعده گاه سرخ منا ايستاده ايم
در شعر پايداري رندان پايدار
اين است رمز حادثه؛ ما ايستاده ايم