سیاسی ------------------

 

دولت باکو و مقابله با عاشورا

 

                          نادر حقيقي

 علیرغم تلاشهای گسترده دولت باکو برای پیشگیری از شکوفایی مذهب در میان مردم شیعه ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) ، روز به روز مردم این منطقه بیشتر به اصالت و هویت شیعی خود پی میبرند و تلاش میکنند هویت شیعی خود را که پس از جدایی این منطقه از ایران ( عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای ) و بخصوص در دوره حاکمیت کمونیستها آسیبهای زیادی دیده است ، تحکیم و تثبیت کنند .

عاشورا ، آیینه و علم هویت شیعه است ، اسلام راستین با عاشورا زنده شده و حیات  دیگری یافته است. واقعه خونین عاشورا که با حماسه بی همتای حسین بن علی « علیه السلام » و انصار بی بدیل  آن حضرت حدود 1370 سال پیش رقم خورد، حیات و گسترش تشیع را تضمین کرده است . طی بیش از هزار سال تلاش و تکاپوی حکومتهای ستمگر برای مقابله با عاشورا به جایی نرسیده است . حکومتهای ستمگر یک به یک در گذر تاریخ به زوال و اضمحلال دچار شده اند اما عاشورا همچنان زنده و پایدار است . پرچمهای ظالمان سرنگون شد اما پرچم عاشورا همچنان در اهتزاز است . این پرچم نماد شکست ناپذیری تشیع است . خیزش شیعیان در عصر حاضر انقلاب اسلامی را رقم زد و با توجه به اینکه این انقلاب ریشه در عاشورا دارد ، تلاشهای  جهان غرب و ابرقدرتهایی چون آمریکا و انگلیس و عوامل منطقه ای آنها ، حکومتهای ارتجاعی و وهابی و سلفی عربی ، گروههای تروریستی و جنگ تحمیلی نتوانست حکومت  متکی بر عاشورا را در ایران مغلوب کند . جنبش بیداری شیعیان امروز مرزهای کشورها را درنوردیده است . حضور گسترده شیعیان در مهمترین مناطق جهان و در نقاط استراتژیک و پیرامون منابع انرژی ( خلیج فارس ، یمن ، عربستان سعودی ، لبنان ، عراق و ... )غارتگران جهانی را به تلاش و تکاپوی گسترده ای برای مقابله با عاشورا و شیعیان واداشته است .

در جغرافياي مذهبي جهان اسلام، ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) بخشي از سرزمين تشيع است. اين منطقه در پي جنگ‏هاي طولاني مدت روسيه با ايران و انعقاد عهدنامه‏هاي سياه گلستان و تركمانچاي اشغال و از خاك ايران جدا شده است. منطقة ايران شمالي از صدها سال بيش يكي از كانونهاي فعال تشيع بوده و در تاريخ علم و ادب شيعه نام بزرگان اين ديار مي‏درخشد. مردم اين منطقه همواره از حاميان حكومت‏هاي شيعي  بوده‏اند و از اين روست كه شاه اسماعيل صفوي (بنيانگذار دولت وحدت ملي شيعه در ايران)، پس از قيام در اردبيل، به شمال ارس و ولايت شروان رهسپار مي‏شود و در اين ديار دشمنان شيعه را سركوب مي‏كند...

شيعيان قفقاز جنوبي كه اغلب آنها در ايران شمالي مجتمع هستند، پس از اشغال سرزمين‏هاي قفقازي ايران توسط روسيه، تحت ستم‏هاي شديد حكومت مسكو قرار گرفتند وتلاش گسترده‏اي از سوي حكومت مسكو براي مبارزه با تشيع و فرهنگ ايراني در سرزمين‏هاي قفقازي تحت اشغال انجام شد. حكومت مسكو كوشيد تا فرهنگ مسيحيت، فساد اخلاقي و اجتماعي را در جامعة مسلمانان قفقاز جنوبي گسترش دهد و از سوي ديگر با ايجاد و تقويت يك جريان روشنفكري وابسته به دربار مسكو (افرادي مانند سرهنگ آخوندوف) و انتشار نشرياتي مانند «ملانصرالدين» ، دين اسلام و روحانيت را مخالف پيشرفت معرفي كرده و باورهاي ديني مردم را تضعيف كند.

پس از روي كار آمدن حكومت كمونيستي در روسيه، مبارزه با دين و مذهب به شكل آشكار و رسمي آغاز شد كه نتيجة آن، اعدام و بازداشت و تبعید  هزاران تن از فعالان ديني، جمع‏آوري و سوزانده شدن صدها هزار جلد كتاب، بسته شدن مساجد و تبديل آنها به موزه و مراكز رقص و موسیقی ، و ممنوعيت عزاداري براي حضرت سيدالشهداء(ع) در ايام محرم بود. پس از فروپاشي شوروي، علي‏رغم اينكه مردم ايران شمالي هفتاد سال از تعاليم ديني محروم بودند، همانند تشنگاني كه پس از سالها به آب رسيده باشند، با شور و اشتياق به بازگشايي و تعمير مساجد واحياي آيين‏هاي مذهبي بخصوص در ايام محرم پرداختند. در سراسر ايران شمالي، كلاسهاي آموزش قرآن در مساجد برقرار شد و شيعيان فعال، حوزه‏هاي علميه را در شهرهاي مختلف (باكو، نخجوان، گنجه، ساليان و ...) تأسيس كردند.

شيعيان مظلومي كه هفتاد سال پشت پرده‌هاي آهنين قرار داشتند و توسط ديكتاتورهايي مانند استالين، و کارگزاران کمونیسم در باکو  مانند ميرجعفرباقراف و جانشینان وی  از ابتدايي‌ترين حقوق انساني يعني آزادي مسافرت، از سفر به خارج از كشور و زيارت قبور نوراني ائمة اطهار(ع)  محروم بودند، دسته دسته به سوي ايران و زيارت مرقد مطهر امام رضا (ع) روانه شدند... اما بعد از روي كار آمدن حيدرعلي‏اف در باكو كه سابقاً از سران حزب كمونيست شوروي بود، دوباره دستگاه دولتي باکو به مبارزه با اسلام و تشيع پرداخت. حوزه‏هاي علميه شيعه در ايران شمالي تعطيل شد. فعالان اسلامي تحت تعقيب قرار گرفتند. جواناني كه به قصد تحصيل علوم ديني رهسپار ايران مي‏شدند، با فشارهاي جدّي و اتهامات سنگين مواجه شدند، سران حزب اسلامي و فعالان اسلامگرا دستگير و به زندانهاي طولاني محكوم گرديدند و حتي انجام عزاداري براي حضرت سيد‏الشهدا (ع) در انظار عمومي ممنوع شد... طي سالهاي گذشته، ايام محرم و عاشورا به مشكلي براي حكومت باكو تبديل شده است. در اين ايام بخصوص در روز عاشورا، مردم ايران شمالي كه اكثريت مطلق آنها را شيعيان تشكيل مي‏دهند، مانند ساير شيعيان جهان به عزاداري مي‏پردازند. اما رژيم باكو با اقدامات مختلف مانع از عزاداري مردم مي‏شود. امسال نيز رژيم باكو تدابير متعددي را براي پيشگيري از برپايي آيين‏هاي عزاداري و تجلي فرهنگ عاشورا به كار بست  . از مدتها پیش طرح تخریب و تعطیلی مساجد و ممنوعیت پخش اذان در دستور کار دولت باکو قرار گرفت .سال گذشته  محدوديت‏هاي اعمال شده از سوي حكومت به گونه‏اي بود كه گروهي از فعالان اسلامي نشست اعتراض‏آميزي را برگزار كرده و از خبرنگاران و مطبوعات خواستند كه صداي مظلوميت آنها را به گوش جهان برسانند. حاضران در اين نشست، اقدامات پليس باكو را در شهرهاي گنجه، سومقاييت و باكو براي پيشگيري از انجام عزاداري را افشا  كردند.

ايلقار ابراهيم زاده (ابراهيم اوغلي) روحاني مشهور در باكو كه مركزي را با عنوان  «مركز دفاع از آزادي اعتقادات ديني» تأسيس كرده است، گفت: جمعي از مردم گنجه توسط پليس با هدف ممانعت از برگزاري مراسم عزاداري بازداشت و تحت فشار قرار گرفتند.

ايلقار ابراهيم زاده به افشاي گوشه‏اي ديگر از اقدامات ضد شيعي رژيم باكو پرداخت و اظهار داشت: پليس در سراسر كشور به رستورانها و سالن‏هاي غذاخوري دستور داده كه از اراية خدمات براي كساني كه احسان مي‏دهند، و از پذيرفتن دسته‏هاي عزاداري خودداري كنند.

«ناميق باباخان» رهبر تشكيل اجتماعي بيرليك (وحدت) گفت: در شهرهاي مختلف بخصوص در شهر گنجه، پليس فشارهاي مستمري را بر مؤمنان وارد مي‏كند تا آيين‏هاي عزاداري شهداي كربلا برگزار نشود...

در اين نشست كه برخي ديگر از رهبران تشكلهاي اجتماعي نيز حضور داشتند، همگان اظهار مي‏داشتند كه حكومت باكو، همان روشهاي حكومت كمونيستي را در مبارزه با دين و تشيع به كار مي‏بندد، علاوه بر اقدامات ياد شده ، شبكه‏هاي تلويزيوني باكو حتي در روز عاشورا نيز به پخش فيلم‏هاي مبتذل و موسيقي ادامه مي‏دهند. در روز عاشورا ادارات دولتي باز است و رژيم مي‏كوشد تا از تعطيلي بازارها و مراكز خصوصي نيز جلوگيري كند...

البته گفتني است كه طي سالهاي اخير، رژيم به ترفندي جديد دست زده است و آن پخش برنامه‌اي غم‌انگيز و نيم ساعته در روز عاشورا از طريق يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني است!

عليرغم تلاشهاي رژيم باكو، آيين‏هاي عزاداري هر سال رو به گسترش است. سال گذشته در باكو مسجد «تازه‏پير» ، مسجد كبود «گؤي مسجيد» «مسجد مشهدي داداش» ، «مسجد حاج سلطانعلي» و «مسجد نارداران» مملو از جمعيت عزادار بود. در اين مساجد عزاداران به سينه‏زني و زنجيرزني و نوحه‏سرايي پرداختند و با فريادهاي «لبيك یا حسين (ع)» ، «حسين واي...» دلبستگي خود را به امام حسين (ع) ابراز داشتند. در اين ميان صدها تن از جوانان و نوجوانان با بستن پيشاني بندهاي سبز و سياه جلوه‏اي ديگر از عشق به امام حسين (ع) را به نمايش گذاشته بودند. مردم در حركتي آشكار عليه رژيم باكو، مغازه‏ها و بازارها را تعطيل كرده و به سوي مساجد به حركت درآمده بودند. مساجد سرشار از جميعت بود و هزاران تن از مردم پيرامون مساجد تجمع كرده بودند. در نخجوان، گنجه، سومقاييت، لنكران و ديگر شهرها نيز وضعيتي مشابه حاكم بود و مردم در مساجد تجمع كرده بودند. در اين حال، هزاران تن از نيروهاي امنيتي و پليس دولت باكو در خيابانها و پيرامون مساجد در لباس شخصي و رسمي پراكنده شده بودند. پليس مي‏كوشيد تا از هر گونه رويارويي با مردم پرهيز كند، زيرا به خوبي مشخص بود كه هر گونه درگيري با مردم و يا تلاش پليس براي ممانعت از عزاداري مي‏توانست به اعتراض سراسري و خونين منجر شود ...

امسال دولت باکو در آستانه محرم باز هم به جمع آوری کتابهای مذهبی دست زد و از سوی دیگر ورود اقلام مورد استفاده در عزاداریها مانند زنجیر ، پرچم و ... را به کشور ممنوع کرد. رییس کمیته دولتی نظارت بر امور دینی در سخنانی احمقانه اعلام کرد که سینه زنی و عزاداری و زنجیر زنی با آداب تمدن منافات دارد ؟! وی این سخنان را در حالی اعلام کرد که شبکه تلویزیونی دولتی  و غیر دولتی  باکو فیلمهای مستهجن و ضد اخلاقی را پخش میکنند و بنا به اعلام مقامات باکو ، دانش آموزان محجبه از حضور در مدارس محروم هستند و علاوه بر این هیچ زنی در این کشور مسلمان نشین حق ندارد با حجاب در محل کار حاضر شود و پخش صدای اذان از مساجد نیز ممنوع بوده و اموزش قرآن نیز در مدارس و مساجد ممنوع است . به عبارت دیگر از نگاه دولت باکو ، پر شدن هتلهای باکو از فاحشه ها ، فعالیت قمارخانه ها ، پخش فیلمهای مستهجن و ضد اخلاق و خانواده از شبکه های تلویزیونی ، ایجاد زندان مخفی امریکا در باکو ، اعزام سربازان ارتش باکو به افغانستان برای  مشارکت در کشتار مردم افغانستان  و ممنوعیت  آموزش علوم دینی با « آداب تمدن ؟» مغایر نیست ، اما عزاداری برای  خاندان پیامبر اسلام  و خواندن اشعار مذهبی در این مراسمها با « آداب تمدن ! » مغایرت دارد !

دولت باکو امسال به خاطر سال نو مسیحی پنج روز تعطیل اعلام کرد . در حالی که تاکنون همین دولت از تعطبل اعلام کردن روز عاشورا خودداری کرده است . اعلام پنج روز تعطیل به مناسبت سال نو مسیحیان توسط دولت باکو ، و از سویی تلاش برای مقابله با عزاداری در روز عاشورا مردم این کشور را به شدت آزرده خاطر کرد و احساسات عمومی را برانگیخت . علی رغم تلاشهای گسترده مقامات باکو برای مقابله با عاشورا ، امسال عاشورا در ایران شمالی بخصو در باکو با شکوه بی سابقه ای برگزار شد . به گزارش منابع مستقل ، بعد از فروپاشی شوروی تاکنون ، حضور امسال مردم در روز عاشورا بی سابقه بوده است . در روز عاشورا  دهها هزار تن از مردم باکو و شهرها و روستاهای اطراف به سوی زیارتگاه   بی بی رحیمه سرازیر شدند . نیروهای پلیس در مسیرها و جاده های منتهی به « نارداران »  با لباس شخصی و لباس فرم مستقر شده بودند ، نتوانستند مانع از حرکت انبوه مردم به سوی زیارتگاه شوند . چرا که هر اتفاق کوچکی میتوانست خشم مهارناپذیر مردم را برانگیزد . دهها هزارتن از مردم در صحن بزرگ زیارتگاه تجمع کرده و به عزاداری  برای حضرت سیدالشهدا « علیه السلام » و انصار وفادارش پرداختند . پرچمهای مزین به نام مبارک سیدالشهدا ع  و ابالفضل العباس  ع در هر سو برافراشته بود و ترجیع بند نوحه خوانیهای و عزاداریهای مردم شعار « حسین ، حسین شعاریمیز / شهادت افتخاریمیز » بود .

خبرنگاران خارجی مستقر در باکو در حاشیه مراسم بزرگ عاشورا حضور یافته و به تهیه خبر و فیلم مشغول بودند . آنها با تعجب و شگفتی  مشغول تماشای دهها هزار مردم سوگواری بودند که به یاد شهدای کربلا میگریستند ... یک خبرنگار خارجی در گفتگو با عاکف حمید اف تحلیلگر سیاسی در باکو گفت : « من قبلا در ایران بوده ام ، من فکر میکردم فقط در ایران و عراق  در روز عاشورا این صحنه ها به وجود می آید ، اما حالا میبینم که اشتباه کرده ام . هنگامی که به باکو اعزام می شدم ، مسوولان من گفتند ، جمهوری اذربایجان کشوری غیر مذهبی است ، اما من به چشم خود شاهد بروز احساسات و تفکر مذهبی مردم بودم . عاشورا روز ی است که همه شیعیان جهان را متحد ساخته است . »

در آخر اين سؤال براي هر شيعه مطرح مي‏شود كه: «چرا رژيم باكو تلاش مي‏كند تا با عاشورا و عاشوراييان مقابله كند؟ چرا روز عاشورا در ايران شمالي به صورت رسمي تعطيل نمي‏شود؟ چرا كتابهاي درسي رژيم باكو بخصوص كتابهاي مربوط به تاريخ و ادبيات، از اراجيف رنگارنگ دربارة نژادپرستي و پان‌آذريسم و شوونيسم و معرفي چهره‌هاي ضددين مانند حيدرعلي‌اف پر است، اما در اين كتابها حتي يك سطر دربارة عاشورا و امام حسين (ع) درج نمي‌شود؟...»

براي پاسخ به اين سؤال بايستي ديد كه پيام عاشورا چيست؟

پيام عاشورا، چيزي جز مبارزه با ظلم و ترجيح دادن مرگ سرخ بر زندگي ننگين نيست... حكومتي كه با عاشورا مقابله مي‏كند، از اين پيام مي‏هراسد.



 

 

 


شرایط و مراتب  عزاداری حقیقی

 

استاد محمد شجاعی

 

عزاداران همانند مومنان درجاتی دارند كه هر مرتبه، درجه و جایگاه عزادار را در نظام انسانیت و میزان قرب او را به سیدالشهدا (ع) نشان می دهد.
عزاداران همانند مومنان دارای درجات و مراتب مختلفی هستند که هر مرتبه، درجه و جایگاه عزادار را در نظام انسانیت و در نزد خداوند و نیز میزان قرب او را به سیدالشهدا (ع) نشان می دهد، البته تمامی درجات    عزاداری دارای اجر و ثواب الهی است و هر مرتبه خیر و ثوابی را نصیب عزادار می کند.
● اندوه قلبی، نخستین مرتبه  عزاداری
در این مرتبه عزادار در قلب خود از مصیبت وارده به سیدالشهدا (ع) غمگین و ناراضی است؛ بدون اینکه غم و نارضایتی خود را معمولا بروز دهد. این مرتبه کمترین درجه عزاداری  است و پایین تر از آن، مرتبه دشمنان حضرت است یعنی مرتبه ای که شخص به مصایب حسینی آگاه شود و ناراحت گردد و به آن راضی باشد. درباره این گروه در زیارت وارث چنین می خوانیم: لعن الله قتلتک و لعن الله سمعت بذالک فرضیت به، خداوند لعنت کند امتی را که تو را کشتند و به تو ظلم کردند و خدا لعنت کند امتی را که خبر چنین جنایتی را شنیدند و به آن راضی شدند.
کسانی که در مرتبه اول  عزاداری هستند از هر دین و آیینی که باشند به خاطر اندوه قلبی شان برای مصیبت امام حسین (ع) در نزد خداوند از ثواب و پاداشی به تناسب عقیده شان برخوردار هستند.
عظمت مقام اهل بیت (ع) به قدری است که کوچکترین کاری که برای آنها صورت گیرد، با پاداش های بزرگی از ناحیه آنها جبران خواهد شد. حال اگر یک کافر هم خدمتی به آنها کند یا ادبی را نسبت به آنها رعایت نماید چون شخص کافر در آخرت اهل نجات نیست، پاداش او را در دنیا به او می دهند و اگر شخص کوچک ترین سنخیت و آمادگی را داشته باشد، چه بسا پاداش اهل بیت (ع) موجب هدایت او نیز شود. هرچند بعضی از کارهای خیر و یا خدماتی که از سوی کفار نسبت به دین و اهل بیت (ع) صورت می گیرد، در صورتی که لیاقت هدایت را نداشته باشند، به صورت کاهش عذاب آخرتی نیز جبران می شود.
● پوشیدن لباس عزا و گریه کردن، دومین مرتبه عزاداری   
در این مرتبه عزادار غم و نارضایتی خود را به شکل های گوناگون از قبیل گرفتگی چهره، گرفتن حالت بغض و گریه، گریه کردن، پوشیدن لباس عزا، به سینه و سر زدن و غیره بروز می دهد و در این حالت تنها و گاهی به همراه دیگران   عزاداری می کند.
در این مرتبه عزادار در درون خود با حس غریبی روبروست که بین او و امام حسین (ع) پیوند و رابطه ویژه ای برقرار می کند. عزادار در این مرتبه نوعی انس و الفت و نیز نوعی کشش و نیاز به آن حضرت پیدا می کند و همین یافت درونی و نیز نسبت و انس غریب او را وادار می کند که برای آن حضرت گریه کند و نیز در عزاداری  ایشان شرکت کند.
گرایش عزاداران کلیمی، مسیحی و پیروان سایر مذاهب که برای امام حسین (ع) گریه می کنند و نیز احساسی که به آن حضرت دارند، نشان دهنده این حقیقت است که حضرت برای آنها یک غریب آشنا است.
حقیقت این است که همه معصومین (ع) به ویژه وجود مقدس سیدالشهدا (ع) در وجود همه انسان ها حضور و پرتویی دارند که در این باره در مرتبه چهارم توضیح داده می شود.
معمولا نفوذ این غریب آشنا به درون قلب عزادار و ایجاد محبت و شدت گرفتن آن، رفته رفته او را به سوی مرتبه سوم  عزاداری  می کشاند.
● ابراز تنفر و انزجار از عاملین مصیبت، سومین مرتبه   عزاداری
در این مرتبه که شیعیان حضرت بیشترین اعضای آن را تشکیل می دهند، عزادار تنفر و اعتراض خود را نسبت به عاملین مصیبت و جنایت کاران در حق سیدالشهدا (ع) و یارانش و به طور کلی همه اهل بیت (ع) اظهار می کند و بر آنها لعن و نفرین نثار می کند، آنچه موجب شده که عزادار از مرتبه دوم به مرتبه سوم ترقی کند، شناخت و معرفتی است که عزادار به وجود مقدس سیدالشهدا (ع) پیدا کرده و اعتقاد بالاتری است که نسبت به آن حضرت و آیین او یافته است.
شناخت بیشتر سیدالشهدا (ع) و اعتقاد بالاتر و بیشتر به مقام آن حضرت و فهم محدود و نسبی درباره قیام ایشان در برابر یزید و یزیدیان، موجب گشته که عزادار از مرتبه دوم به مرتبه سوم ترقی پیدا کند.
همچنین علاوه بر عوامل ذکر شده، شدت یافتن انس و محبت به آن حضرت، عواطف و احساسات عزادار را رقیق تر و بیشتر نموده است و تا جایی که عزادار در درون خود از یک سو به عنایت حضرت و از سوی دیگر به گریه و آه دلسوز برای ایشان و نیز اعلان برائت و بیزاری از قاتلان او احساس نیاز بیشتری می کند. در این مرتبه عزاداری   به نیت کسب ثواب، برآورده شدن حاجت ها و عرض ادب صورت می گیرد.
از بررسی سه مرتبه نخست  عزاداری  به خوبی فهمیده می شود که عنصر اصلی در این سه مرتبه، عنصر عواطف و احساسات است. بررسی دقیق آثار هنری، نوحه ها و اشعار عاشورایی به خوبی نشان می دهد که عزاداری  در این سه مرحله غالبا در سطح عواطف و احساسات است و عزادار به مراحل و مراتب بالاتر راه پیدا نکرده است.
● مراجعه به منابع برای رسیدن به معرفت جدید و عمیق، چهارمین مرتبه  عزاداری
اساسا آنچه عزادار را از مرتبه سوم که مرتبه مشترک میان مسلمانان و غیرمسلمانان است، بالاتر می برد و در گروه عزاداران و شیعیان حقیقی  معصومین (ع) وارد می سازد، صفای باطن و بالا رفتن میزان محبت و معرفت او نسبت به حقایق جهان است.
عزادار در مرتبه سوم با تجلیات گوناگونی از عظمت امام حسین (ع) و خاندان و اصحابش آشنا می شود. در این حال احساس می کند که ماندن در مرتبه سوم او را اشباع و راضی نمی کند و به همین خاطر در این مرتبه عطش و ظرفیت بیشتری برای درک عظمت محمد و آل محمد (ص) و به ویژه سیدالشهدا (ع) در خود احساس می کند که دیگر توجیه ها و توضیح های مداحان و بعضی گویندگان و نویسندگان که خود نیز در مرحله دوم قرار دارند، روح تشنه او را سیراب و قانع نمی کند، چرا که آنها به اندازه فهم خود، از امام حسین (ع) و سایر معصومین (ع) می گویند و می خوانند، ولی عزادار به خوبی و به درستی احساس می کند که حقیقت بالاتر از چیزی است که آنها می گویند.
در این حال تلاش او برای رسیدن به معرفت جدید و عمق بیشتر آغاز می شود و برای برطرف کردن عطش خود به معرفت جدید و رفع مجهولاتش حرکت می کند. او در افکار خود با کمک دیگران به این نتیجه می رسد که هر کس هر چه درباره محمد و آل محمد (ص) و به ویژه سیدالشهدا (ع) و حماسه حسینی گفته و می گوید بر اساس درک و فهم خود از آنها بوده است و درک و فهم خوانندگان، گویندگان و نویسندگان، محدود است، چگونه می توانند درباره وجود با عظمت این انوار طیبه (ع) آن طور که شایسته است، بگویند و بنویسند.
هیچ کس به جز خداوند عظیم و اعلی نمی توانند وجود معصومین (ع) و آن طور که شایسته است، معرفی و توصیف نماید. بنابراین عزادار پس از مدتی که از سکوتش در مرتبه سوم می گذرد و مجهولات و پرسش هایش به اوج می رسد و او را تحت فشار قرار می دهد به سراغ خداوند تبارک و تعالی که خالق محمد و آل محمد است و نیز به سراغ خود حضرات معصومین (ع) می رود و از آنها استمداد می کند تا او را به معرفت جدید برسانند و عطش او را برطرف نمایند.
او پس از جستجوی صادقانه و با پرهیز از تنبلی و کسالت و تلاش پیگیر و نیز مشورت با اهل علم و دانش به ویژه روحانیت و علمای دین که آشناترین مردم به خدا و دین خدا و معصومین (ع) هستند و خود مراتب چهارم و پنجم را طی کرده اند به منابع معرفتی و اطلاعاتی مهمی دست می یابد.
● اقدام علیه دشمنان دین و اهل بیت (ع)، پنجمین مرتبه عزاداری
عزادار در این مرتبه که مرتبه کامل شده همان مرتبه چهارم است، از صفای باطن بالاتر و معرفتی عمیق تر برخوردار است.
در این مرتبه عزادار  حقیقی  که در سایه معرفت بالاتری که تحصیل کرده است به مودت نسبت به اهل بیت (ع) و نیز به حس انتقام نسبت به دشمنان آنها دست یافته است، بیشتر به عمل روی می آورد عملی که زاییده مودت و مبتنی بر عقیده و بینش عمیق و الهی است.
عزادارحقیقی  است که اگر برای مصیبت عظیمی که بر امام حسین (ع) وارد شده است گریه و ناله سر می دهد در برابر مصیبت اعظم بیشتر عزادار است.
رسول اکرم (ص) فرمودند: "ان لقتل الحسین (ع) حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا"، به درستی که برای قتل حسین (ع) حرارتی در دل های مومنان است که هرگز سرد نمی شود.
عزادار  حقیقی  اگر از کشته شدن حضرت و اصحابش (ع) که مصیبت عظیم است، آتش و حرارتی سردنشدنی در دل دارد، از کنار گذاشته شدن حضرت از مقامی که خداوند برای او ترتیب داده بود به مراتب بیشتر می سوزد، زیرا در وجود او نفقه و روح حسینی قرار دارد.
او فرزند  حقیقی  سیدالشهداء (ع) است که خداوند او را ولی دم آن حضرت قرار داده است، در دل او آتش کینه و انتقامی هست که هرگز خاموش نمی شود و همین آتش کینه مقدس از دشمنان خدا و انسانیت است که او را به مرتبه پنجم عزاداری  یعنی مرتبه عملیاتی شدن و جهاد و مبارزه با دشمنان حسین وارد می سازد.
دعای او در این مرحله همان طور که در زیارت عاشورا و سایر زیارات به او تعلیم شده است، این است که "از خدایی که تو را گرامی داشت و مرا هم به وسیله تو گرامی داشت، می خواهم که خون خواهی تو را همراه امام منصور از اهل بیت محمد (ص) روزی من گرداند.
مرتبه پنجم مرتبه عملیات شدن و اقدام علیه دشمنان دین و اهل بیت (ع) و عاملین مصیبت اعظم است به عبادت دیگر این مرتبه لازم فهم درست از مصیبت اعظم است مصیبت اعظم هیچ عکس العملی جز جهاد و مبارزه نمی مطلبد.

 

 

 

 

آسیب شناسی مجالس عزاداری

 

رضا بابایی

ماه محرم فرا رسید، ماهی که پیروان واقعی ولایت، به مرور دوباره پیام های جاویدعاشورا خواهند پرداخت. در این ماه، سیدو سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش به همه آزادگان جهان، درس آزادگی، عدالت محوری، مبارزه با ظلم و ستم و جانفشانی درراه ارزش های الهی و آسمانی را به بهترین وجه تعلیم دادند تا صفحات تاریخ مملو از پایمردی هاو رشادت ها در راه بسط و گسترش پیام عاشورا گردد. به تعبیر عمیق بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. بر این اساس، وظیفه اصلی تمام مبلغان و دلسوزان نظام اسلامی، انتقال پیام واقعی امام حسین(ع) و حراست ازتحریف ها و بدعت هایی است که سال هاست بر برخی مجالس عزاداری سایه افکنده است.
با فرا رسیدن ماه محرم، موکب عزا در سراسر ایران اسلامی برپا خواهد شد و دوستداران وشیفتگان مکتب حسینی، بار دیگر عشق و ارادت خود را به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت ابراز می دارند.در روایات و کلام بزرگان دین، تعابیر بلند و عمیقی درباره زنده نگاه داشتن یاد وپیام عاشورای حسینی برای ما به ارمغان رسیده است.

ریشه عزاداری در آیات و روایات
عزاداری و برپایی مراسم ماتم در سوگ خوبان و اولیاء خدا، امری است که ریشه در قرآن، سیره نبوی(ص) و سیره امامان دارد. این عزاداری ها مصداق مودت اهل بیت است (شوری، آیه 23)،مصداق تعظیم شعائر الهی است(حج، آیه 32) و مصداق فریاد مظلوم علیه ظالم است. (نساء، آیه48) در سیره نبی اکرم(ص) داریم که حضرت در سوگ شهدای احد و به ویژه حمزه سیدالشهداء عزاگرفت و ترغیب به عزاداری بر حمزه سیدالشهداء کرد. پیامبر(ص) هم چنین در سوگ شهادت حضرت جعفر بن ابیطالب و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه، عزا گرفت.
در سیره امامان نیز در سوگ شهیدان به ویژه سالار شهیدان این سیره جاری بوده است. امام سجاد(ع) بعد از شهادت پدر بزرگوارشان، در هر مجلس از داغ حسین می گفت و در حقیقت مجلس عزا برپا می کرد. امام باقر(ع) هم در شرایط سخت و خفقانی دستور می داد روز عاشورا، عزای امام حسین را برپا کنند.
همین سیره را حضرت امام صادق(ع) و امامان دیگرنیز داشتند و اصرار داشتند که از رهگذرعزاداری و برپایی عزای سالار شهیدان، چراغ پرفروز نهضت حسینی روشن بماند که این چراغ منور روز به روز نورانی تر و پرفروغ تر می شود.
مجالس عزای حسینی نه تنها نام سیدالشهداء را پرآوازه نگه داشته بلکه سبب ماندگاری پیام اسلام هم شده اند. بر این اساس است که احیاگر مکتب نجات بخش عاشورا در عصر حاضر یعنی حضرت امام خمینی(ره) بیشترین تأکیدها را بر برپایی عزاداری سید و سالار شهیدان داشتند ومی فرمودند: «ملت ما قدر این مجالس را بدانند، مجالسی است که زنده می دارد ملت ها را... ملت مارا این مجالس حفظ کرده است. بی خود نبود که رضاخان تمام مجالس عزا را قدغن کرد. مجالس عزا را با همان شکوهی که پیش تر انجام می گرفت و بیشتر از آن، حفظ کنید. مجالس سوگواری ائمه اطهار که شعائر مذهبی ماست باید حفظ شود.»
با توجه به جایگاه رفیع عزاداری و گوهر ارزشمندی که در آن نهفته است، بدیهی است که دشمنان تلاش گسترده ای در جهت تعطیلی، تخریب و تحریف آن داشته باشند.
در برهه ای از زمان که عباسی ها قدرتمند بودند در پی تخریب عزای سالار شهیدان بودند وعزاداران را دستگیر می کردند، شکنجه و اعدام می کردند و در برهه ای هم که دشمنان دین، قدرت مقابله مستقیم با مجالس عزاداری سالار شهیدان را نداشته اند، در پی تحریف پیام عاشورابرآمده اند.

آسیب شناسی مجالس عزاداری
در زمینه آسیب شناسی مجالس عزاداری که در حقیقت بزرگ ترین خدمت به نهاد مقدس عزاداری است، بزرگان دین تلاش های فراوانی داشته اند که از جمله امام راحل حدود 06 سال قبل در کتاب کشف الاسرار که پاسخی به یاوه گویی های کسروی ملعون بود، می فرمایند، اگر بخواهید پیام نهضت عاشورا محفوظ بماند، باید این سنت عزاداری ها حفظ شود. البته اگر ناروایی ها ورفتارهایی از جانب برخی اشخاص بی اطلاع از اسلام سر می زند، آن ها باید تصفیه شود، لکن عزاداری به همان قوت خودش باقی بماند. در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام حسین بن علی(ع) برپا می شود هیچ یک از دینداران نمی گویند که با این اسم، هر کسی هر کاری می کند خوب است. چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان بسیاری که این کارها را ناروا دانسته و به نوبه خود ازآن جلوگیری کردند.
بنابراین در برپایی عزای حسینی و اهل بیت باید از خطبا و مداحان مخلص تجلیل و تکریم به عمل آوریم و در عین حال رسالت روشنگری خود را در عرصه تحریف هایی که احیاناً درعزاداری ها رخ می دهد، بیان نمائیم.

آسیب های محتوایی
یک سری از آسیب های عزاداری ها، آسیب های محتوایی است. یعنی در مجالس عزاداری، از ابعادملکوتی و آسمانی و مأموریت الهی آن ها سخنی به میان نمی آید و صرفاً سخن از توصیف چشم و ابروی اهل بیت به میان می آید. در این باره رهبر معظم انقلاب فرموده اند: »چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم، استفاده از مدح ها و تمجیدهای بی معناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت ابالفضل(ع) صحبت می شود، بنامی کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن، مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهای قشنگش بوده... این ها سطح معارف دینی ما راپایین می آورد. معارف شیعه در اوج اعتلاء است. ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکاری واخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن اوست درعین تشنگی و بر لب آب بدون این که شرعاً و عرفاً هیچ مانعی وجود داشته باشد.
این فرمایشات رهبر معظم انقلاب اشاره به اشعار سست و بی مقداری است که این سال ها دربرخی مراسم ها شنیده شده است همچون:
همه هستیمو مدیون چشماتم، می دونی
از همان روز ازل مست نگاتم، می دونی
کار چشماش دلبریه
قد و بالای قشنگش عجب محشریه
سیاهه چشات جزیره دله
هر کس از نسل توئه، چه خوشگله
از نگاه تو محبت می باره
مردی از مردونگیت کم میاره
¤¤¤
به روی صفحه می کشم پیشانی بلند شو
ابروهای کمونی شو صورت آسمونی شو
تا که به چشماش می رسم کشیدنش چه مشکله
آخر چشای یار من سیاهه، خیلی خوشگله
¤¤¤
آیا این گونه اشعار می تواند گویای مناقب اهل بیت باشد؟ آیا داشتن چشم های آنچنانی ارزش است یا فداکاری ها و از جان گذشتگی ها؟ امامان ما که این همه تأکید بر عزاداری ها داشتند، آن عزاداری را می خواستند که جهت افشاگرانه، روشنگرانه و هدایت گرانه داشته باشد.
اگر امامان ما این قدر از «کمیت اسدی» تجلیل کردند و امام سجاد(ع) به کمیت می گوید که ما ازپاداش کار تو و اشعار تو عاجزیم، خدا خودش به تو پاداش دهد، و امام صادق(ع) می فرماید: خدایاگناهان گذشته و آینده کمیت و گناهانی که پنهان و آشکار انجام داده ببخش و آنقدر به او بده تاراضی شود، بدان دلیل است که شاعر متعهد و مناقب گوست. قصیده 578 بیتی او که معروف به«هاشمیات» است، همه در معرفی اهل بیت(ع) و فجایع بنی امیه است. هم چنین تجلیل از دیگر شاعران اهل بیت همچون فرزدق، دعبل، حمیری و... در این راستا بوده است.
در دوران معاصر هم اشعار و مدیحه هایی داشته ایم که موجب ابلاغ و گسترش پیام عاشورا وتهییج احساسات مردم بوده است.
از دیگر آسیب های عزاداری ها، طرح مسائل غلوآمیز در عزاداری هاست و افرادی خود راحسین اللهی و زینب اللهی می دانند در حالی که در قرآن و روایات فراوانی، نهی از غلو و بیزاری ازغلات شده است. حتی حضرت علی(ع) دستور داد برخی غلات را بسوزانند.(بحارالانوار، ج 18، ص552 و مستدرک الوسایل، ج 18، ص 71).
امام رضا(ع) هم در روایتی می فرمایند: خداوند غلات رالعنت کند. همنشین این ها نشوید و طرح دوستی با آن ها نریزید. همان گونه که خداوند از آن ها برائت جسته، شما هم برائت بجوئید.
از دیگر آسیب های عزاداری ها و مصیبت خوانی ها، دروغ گویی است. دردی که 100 سال قبل مرحوم محدث نوری در کتاب «لولو و مرجان» از آن نالیده و به صورت مبسوط در نکوهش دروغ و دروغگویی در عزاها سخن گفته است.
آسیب دیگر، طرح مطالب و انتساب جملات ذلت آمیز به ائمه و یاران و همراهان سید و سالارشهیدان می باشد. به عنوان مثال از تعبیرهایی چون زینب مضطر و امام زین العابدین بیمار و...استفاده می نمایند در حالی که خداوند می فرماید ولله العزه و لرسوله و للمومنین (منافقون، آیه8)، هم حسین نماد عزت است و هم بازماندگانش.
آسیب دیگر مجالس عزاداری، مطرح کردن مسائل سست و بی پایه و ورود به خواب و ملاقات های دروغین در مسائل اعتقادی است. در کجای معارف اسلامی داریم که اهل بیت کسی را با خواب ورویا هدایت کرده باشند. در کجای سیره اهل بیت ملاقات با ولی الله الاعظم(عج) به این ابتذال درآمده است که در کتابهایی که در سال های اخیر آمده، مدعی می شوند همسر من به دفعات خدمت امام زمان(عج) رسیده و یا آدرس محل سکونت امام زمان(عج) این است!
آسیب دیگر مجالس عزاداری آن است که این مجالس نباید جدای از سیاست باشد. هم سکولارهاو هم متحجرانی که در پی جدایی دین از سیاست هستند، هر دو، لبه های یک قیچی اند که می خواهند اسلام ناب محمدی را قیچی کنند. البته این بدان معنا نیست که مجالس مذهبی ماکانون های حزبی و محل جار و جنجال های سیاسی باشد، اما این که در رابطه با اصل نظام اسلامی بی تفاوت باشند، این آسیب جدی است. جلسات عزاداری اهل بیت باید کانون تولی وتبری باشد یعنی دوستی با دوستان خدا و اهل بیت و دشمنی با دشمنان خدا و اهل بیت آسیب دیگر، اظهار مطالب موهن و تحقیرآمیز است که به هیچ وجه مطلوب اهل بیت نیست. به عنوان نمونه:
هر کی می خواد هر چی بگه
من سگ کوی زینبم
بهشت جاودان ز تو
کران و بیکران ز تو
سلطنت جهان ز تو
من سگ کوی زینبم
اهل بیت هیچگاه ذلت را برای پیروانشان نمی پسندند چرا که خود فرموده اند: لا ینبغی للمومن ان بذل نفسه. البته تواضع و ابراز محبت به ائمه، غیر از ذلت و اظهارات موهن و رفتارهای قبیح است.در گوشه و کنار به گوش می رسد که در برخی مراسم ها قلاده سگ به گردن انداخته و عوعومی کنند که به یقین با مومن صالح بودن و ابراز محبت به اهل بیت کردن منافات دارد.

آسیب های شکلی
بخش دیگر آسیب ها، آسیب های شکلی است که استفاده از آلات موسیقی لهوی و حرام درعزاداری هاست که قطعاً مورد رضای سالار شهیدان نمی باشد.
آسیب دیگر، اکتفا به مداحی و سینه زنی و شور گرفتن است که این «شورها» باید با «شعور» گره بخورد تا ماندگار شود. نباید فقط به دعوت از مداح اکتفا کرد بلکه باید ذکر مناقب و تعلیم معارف دینی و بیان احکام دینی هم توسط عالمان دین شناس بیان گردد.
آسیب دیگر، ورود برخی کاسب کاری ها در مقوله عزاداری ها و طلب رقم های نجومی کردن و هرسال با نرخ تورم قیمت ها را بالا بردن است که این نوع برخورد کاسبکارانه با معارف، مدایح ومرائی اهل بیت، مورد نکوهش بزرگان و اولیاء الهی است.

راهکارهای مبارزه با آفات و آسیب ها
در عین حال در بیان آسیب های مجالس عزاداری نباید افراط کرد. بلکه باید آرام آرام و به تدریج با نابسامانی ها مبارزه کرد تا مبادا طرف مقابل به جبهه گیری و لجبازی روی آورد. باید باموعظه حسنه و منطق و آرام آرام امور را اصلاح کرد؛ همانگونه که احکام خداوند هم به تدریج بر امت پیامبر(ص) نازل شد.
نکته دوم آن است که در بیان و نقد آسیب ها نباید به گونه ای برخورد کرد که اصل عزاداری آسیب دیده و بانیان و مداحان و خطبا و برپاکنندگان مجالس دچار دلسردی شوند.
و نکته دیگر آن که این آسیب ها باید به قدری توسط بزرگان و اهل علم مطرح شود وفرهنگ سازی شود که مبارزه با بدعت ها تبدیل به یک فرهنگ شود. در این راه باید شجاعت به خرج داد و از هجوها و جوسازی ها نباید ترسید؛ چرا که علمای دین پاسدار مکتبند و نباید بگذارند از هیچ ناحیه ای به مکتب اسلام آسیب برس